جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
آیت اللّه حاج شیخ ابوالقاسم قمی
موطن: قم
نام پدر : ملا محمد تقی
تاريخ وفات: 1353قمریزندگینامه ها:
منبع :
9زاهد بزرگ
ناصرالدین انصاری
شاره:
قم، شهری است که در طول چهارده قرن هماره آکنده از عالمان و دانشمندان و فقیهان و محدثان بوده است. اما در این میان قرن چهارم و قرن چهاردهم هجری درخشش خاصی داشته و شمار دانش پژوهان در این دو قرن، بیش از زمانهای دیگر بوده است. قم، در نیمه اول قرن چهاردهم شاهد تأسیس حوزه علمیه (1340 ق) و رونق بیش از پیش علوم اهلبیت عصمت و طهارت (ع) و مهاجرت عدّه بسیاری از تشنگان معارف شیعی بود، که یکی از نام آورترین عالمان و مدرّسان قم در آن زمان، مرحوم آیت اللّه العظمی حاج شیخ ابوالقاسم قمی – معروف به کبیر – بوده است. فقیهی بزرگ، که هنوز آوازه سجایای اخلاقی و مراتب علمی اش در شهر قم، شهرت فراوان دارد. اینک، در این مقال کوتاه به ذکر گوشه ای از زندگانی پر بارش می پردازیم.
ولادت:
آیت اللّه حاج شیخ ابوالقاسم قمی، در حدود سال 1280 ق، در بیت علم و فضیلت زاده شد. پدرش مرحوم شیخ ملا محمد تقی هم یکی از افاضل قم بوده است.(1) البته سال ولادتش، در جایی تصریح نشده است، اما از آنجا که در سال 1353 ق، در سنین بیش از هفتاد سالگی بدرود حیات گفت پس سال تولدش در حدود 1280 ق بوده است.(2)
تحصیلات
مرحوم حاج شیخ ابوالقاسم، دروس مقدماتی و ادبیات و سطوح اولیه را در قم و کاشان و اصفهان نزد حضرات آیات:
1 – حاج شیخ محمد حسن نادی (م 1317 ق) نویسنده «ردّ الشیخیه» – که از بزرگان علمای قم و ابوالزوجه اش بود –
2 – حاج شیخ محمد جواد قمی (م ح 1314 ق) – از اعاظم علمای قم –
3 – حاج ملا محمد نراقی (م )
4 – میرزا فخرالدین نراقی (م 1325 ق)
5 – حاج آقا منیرالدین بروجردی (م 1342 ق) صاحب «الفروق بین الفریضه و النافله» و منظومه در فقه و اصول فرا گرفت(3) و پس از آن به تهران مهاجرت کرد و رسائل را هم در محضر آیت اللّه میرزا محمد حسن آشتیانی (م 1319 ق) آموخت و در برخی از علوم همچون ادبیات و حسن خط، مهارت بسیاری کسب نمود.
هجرت به نجفسپس در حدود سال 1305 ق، رهسپار نجف اشرف شد و سالیان بسیار با تلاش و کوشش فراوان – همراه با فقر وفاقه و تنگی معیشت و تشتت خیال -(4) در فراگیری علم کوشید. برخی از اساتیدش در نجف عبارتند از آیات عظام:
1 – حاج آقا رضا همدانی (ح 1250 – 1322 ق) صاحب «مصباح الفقیه فی شرح شرایع الاسلام» 2 – حاج میرزا حسین خلیلی تهرانی (م 1326 ق)
3 – آخوند ملا محمد کاظم خراسانی (1255 – 1329 ق) صاحب «کفایة الاصول» و «فوائد الاصول»
4 – سید محمد کاظم طباطبایی یزدی (1247 – 1337 ق) صاحب «عروة الوثقی» و «حاشیه مکاسب»
وی در نجف، آنقدر کوشید تا به درجه اجتهاد نائل آمد و در همان جا، از علمای بزرگ و فقیهان سترگ و از مروّجین شرع مقدس – به گفتار و کردارش – به شمار می رفت(5)
نیز، مرحوم آیت اللّه حاج شیخ ابوالقاسم قمی به هنگام تحصیل خود در اصفهان و کاشان و نجف از گروهی اجازه روایت اخذ کرد که آنها عبارتند از آیات عظام:
1 – میرزا ابوالمعالی کلباسی (م 1315 ق) صاحب «الجبر و التفویض» و «الاستشفاء بالتربة الحسینیة»
2 – میرزا محمد هاشم چهار سوقی اصفهانی ( – 1318 ق) صاحب «مبانی الاصول» و «اصول آل الرسول»
3 – حاج آقا منیرالدین بروجردی اصفهانی (1269 – 1342 ق) صاحب «منظومه در شرح حال اصحاب اجماع» و شرح حال رواة
4 – سید محمد علوی بروجردی کاشانی ( – 1362 ق)
5 – آخوند ملا محمد کاظم خراسانی (م 1329 ق) صاحب «الفوائد الفقهیة و الاصولیة» و «قضاو شهادات»
6 – سید محمد کاظم طباطبایی یزدی (م 1337 ق) صاحب «تعادل و تراجیح» و «اجتماع امرونهی»
خاطره ای از دوران تحصیلآیت اللّه سید موسی شبیری زنجانی به نقل از آقای حاج میرزا مهدی ولایی – یکی از نویسندگان فاضل فهرست کتب خطی کتابخانه آستان قدس – نقل کرده اند، که: زمانی آقای حاج شیخ ابوالقاسم قمی به نجف اشرف مشرّف شد و در ضمن سخنانش فرمود:
«وضع شما طلبه ها، الان خیلی اعیانی و شاهانه است، در زمانی که ما تحصیل می کردیم طلبه های معمولی هفته ای یک نوبت پختنی داشتند و طلبه های اعیان هفته ای دو بار و طلبه های فقیر ماهی یک وعده. در یکی از سالهای تحصیلی که دو ماه گوشت نخورده بودم از کنار حجره طلبه ای رد می شدم که دیدم آبگوشت را از درون دیزی، در کاسه می ریزد. بوی آبگوشت که در فضای پیچیده بود پای مرا سست کرد آن طلبه به من تعارف نمود و من قبول نکردم و گفتم: من نهار خورده ام، چون پیشتر خود را با مقداری تربچه سیر کرده بودم»(6)
بازگشت به قمسال بازگشت او به قم دقیقاً معلوم نیست، امّا اگر مدت توقف و زندگی اش را در نجف حدود 30 سال بدانیم، بازگشتش باید در سال 1324 ق بوده باشد. وی در حالی به قم بازگشت که یکی از علمای مشهور و دانشمندان نام آور قمی حوزه نجف به شمار می رفت و لذا در قم با استقبال بسیار مواجه شد و مردم و طلاب، گرد او جمع شدند و معظم له را پیشوای دینی خود قرار دادند(7) وی در قم به اقامه جماعت در مسجد امام حسن عسکری (ع) و تدریس فقه و اصول، و حلّ مشکلات مردم پرداخت، و خزانه داری نفائس و ضریح و حرم حضرت معصومه – (س) – (که منصب آبا و اجدادی اش بود) بر عهده وی قرار گرفت – تا بدانجا که یکی از القاب مشهورش «خازن الحرم» است -(8) و مردم قم و اطراف آن، تقلید از او را پذیرفتند.(9)
تدریسمعظم له، در طول سالیان فراوان تدریس فقه شاگردان بسیاری را پروراند. پیش از ورود آیت اللّه حایری به قم و تأسیس حوزه علمیه (1340 ق/ 1300 ش) عموم شاگردانش را طلاب و فضلای قمی تشکیل می دادند. البته ایشان همه روزه برای برخی از بازاریان با سواد، یک درس مکاسب هم داشتند که مرحوم حاج سید علی بلور فروش و حاج شیخ علی سقط فروش از آن جمله اند و پس از ورود آیت اللّه حایری هم، بسیاری از شاگردان معظم له به حلقه درسی حاج شیخ ابوالقاسم قمی نیز پیوستند و از او هم بهره بردند. سبک تدریس ایشان مبتنی بر دقّت بسیار و ژرف نگری بود و لذا مسئله ای را که عنوان می کردند، دیر به پایان می رسید و شاگردانش با وی، بسیار به بحث می پرداختند و اکثر روزها، مباحثه بین الاثنینی می شد – و این سبک تدریس میرزای شیرازی نیز بوده است و در پرورش قوّه اجتهاد و ملکه استنباط در شاگردان، نقش مؤثری دارد – علم و فضل و دانش گسترده وی در قم تا بدانجا مشهور بود که حتی مرحوم آیت اللّه حایری در درس اصول خویش به طرح برخی نظرات وی پرداخته و بعضی از آنها را قبول می کرد.(10)
از مرحوم آیت اللّه گلپایگانی هم نقل شده است که روزی آقای حاج شیخ عبدالکریم مطالبی را از حاج شیخ ابوالقاسم نقل کردند و دو اشکال از اشکالات ایشان را قبول و دوتای دیگر را رد کردند.(11)
علامه سید محسن امین هم درباره اش می نویسد: «وی عالمی فاضل، محقق مدقق،
و فقیه اصولی و متقی و زاهد، و مشهور به فضل و دقّت و نظر و گستردگی معلومات بود. و حتی از نظر علمی به گونه ای بود که بعضی ایشان را بر آیت اللّه حایری ترجیح می دادند، ولی ریاست حوزه از آن حاج شیخ عبدالکریم بود. در سال 1353 ق، ایشان را در قم دیدم و پیرامون برخی مسائل فقهی گفتگو کردیم و فضل و دقت نظرش را از آن فهمیدیم. فضلاء قم ایشان را می ستودند.(12)
شیخ آقا بزرگ تهرانی هم می نویسد:«… طلاب، مجلس درس او را مغتنم و مقام استفاده می شمردند و این به خاطر وفور علم و کثرت دانش وی بود…»(13)
مرحوم واعظ خیابانی هم می نویسد: «امام اورع ازهد و حیر فقیه او حد آقا شیخ ابوالقاسم، شیخ علمای قم و مرجع تقلید ایشان،(14) وی همین عالم مقدس ربانی است که در قم بر جنازه آیت اللّه میرزا صادق آقا مجتهد تبریزی با قاطبه علماء و مجتهدین و اهالی قم از زوّار و مجاورین نماز خواند.(15)
با لجمله، موقعیت علمی ایشان در قم و در اوساط علمی شیعه معروف بوده و لذا طلاب فراوانی در درس او شرکت می کرده اند. امّا ما به این تعداد از شاگردانش – در کتب تراجم – دست یافته ایم.
شاگردان
برخی از تلامذه آن فقیه بزرگ عبارتند از آیات عظام و حجج اسلام:
1 – امام خمینی (ره) (1320 – 1409 ق) بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران.
2 – آیت اللّه حاج سید محمد رضا موسوی گلپایگانی (1316 – 1412 ق) صاحب «کتاب القضاء» و «کتاب الحج» و «کتاب الحدود»
3 – آیت اللّه حاج میرزا محمد فیض قمی (1293 – 1370 ق) صاحب «کتاب الفیض» و «نجاة العباد»
4 – آیت اللّه حاج سید احمد شبیری زنجانی (1308 – 1393) صاحب «الکلام یجرّ الکلام» و «افواه الرجال»
5 – آیت اللّه آخوند ملا علی همدانی (1312 – 1398 ق) صاحب «شرح حال ابو بصیر» و «اجتهاد و تقلید» و «قاعده لاضرر».
آیت اللّه حاج میرزا عبداللّه چهلستونی تهرانی (1305) صاحب «اصول فلسفه» و «سنن النبی» و «حاشیه کفایه»
6 – آیت اللّه حاج میرزا محمود روحانی قمی (1307 – )
7 – آیت اللّه حاج میرزا ابوالفضل زاهدی قمی (1309 – 1398 ق) صاحب «مقصد الحسین» و«منطق الحسین»
8 – حاج سید مصطفی صفایی خوانساری (1321 – ) صاحب «الدیانة الاسلامیة» و «الجواهر المودعة»
9 – حاج شیخ مهدی حرم پناهی قمی (1319 – 1374 ق) صاحب «کتابی در اصول»
10 – حاج شیخ علی اصغر اشعری قمی (1318 – 1368 ق)
11 – حاج میرزا محمد تقی اشراقی قمی (1313 – 1368 ق) صاحب «تفسیر سوره یوسف» و «تفسیر سوره قلم»
12 – حاج شیخ عبدالهادی حاج آخوند قمی
13 – حاج شیخ ابوالقاسم نحوی قمی
14 – حاج سید محمد علوی قزوینی
15 – حاج آقا ضیاء استر آبادی تهرانی
شیخ محمد صادق صدرا الشریعه تنکابنی (1315 – 1400 ق) صاحب «دیوان اشعار» و «تفسیر منظوم»
16 – شیخ محمد حسین ناصر الشریعه قمی
17 – حاج سید احمد مشرف حسینی قمی
18 – حاج شیخ حبیب اللّه زاهدی قمی
19 – شیخ محمد باقر خازنی قمی
20 – شیخ محمد حسن آقا نجفی قمی
تألیفاتاز آن فقیه سترگ،به دلیل کثرت مشاغل اجتماعی و مراجعات مردمی، تألیف بسیار بر جای نماند. امّا برخی از آثارش در فقه و اصول و تفسیر عبارتند از:
1 – حاشیه بر کفایة الاصول استادش محقق خراسانی
2 – حاشیه بر تفسیر صافی ملا محسن فیض کاشانی.(16)
3 – رساله علمیه. وی رساله خود را برای چاپ به چاپخانه داده بود اما با ورود آیت اللّه حایری به قم و برای پرهیز از تعدّد مرجع تقلید، رساله اش را از چاپخانه باز پس گرفت.(17)
4 – تصحیح و مقدمه بر جمال الاسبوع سید بن طاوس (چاپ 1330 ق).(18)
همراهی در تأسیس حوزه علمیه قم
هنگامی که مرحوم آیت اللّه حاج شیخ عبدالکریم حایری در سال 1340 ق (1300 ق) به قصد زیارت حرم حضرت معصومه (س) به قم آمدند، علمای قم همراه با طلاب و تجار و عموم مردم، همگی به استقبال وی شتافتند و با اصرار بسیار، از او درخواست اقامت دائم و تأسیس حوزه را نمودند. از جمله کسانی که در این راه، کوشش فراوان نمود آیت اللّه حاج شیخ ابوالقاسم کبیر قمی است. از مرحوم آیت اللّه سید مصطفی صفایی خوانساری نقل شده است که: زمانی که آقای حاج شیخ ابوالقاسم و آقای حاج میرزا محمد ارباب به دیدن حاج شیخ عبدالکریم آمده بودند بحثی فقهی بین این سه بزرگوار در می گیرد. در بازگشت، آقای ارباب به حاج شیخ ابوالقاسم می فرماید: حاج شیخ با ما فرق می کند هر کجا که باشد حوزه تشکیل می دهد، پس چه بهتر که در قم تشکیل گردد و ما قمی ها هم در آن سهیم باشیم. آقای کبیر می فرماید: من هم می خواستم همین را بگویم. و لذا بنا می گذارند که برگردند و از حضور آقای حایری، در خواست اقامت بنمایند و این کار را هم می کنند.(19)
آیت اللّه شبیری زنجانی از امام خمینی نقل می کند که می فرمود: علّت موفقیت، مرحوم حاج شیخ عبدالکریم این بود که علمای قم، افرادی متقی و پرهیزگار بودند و الا اگر ایشان جای دیگر می رفت ممکن بود از معظم له استقبالی که در خور شخصیت شان باشد به عمل نمی آمد و قهراً ایشان در کار خود موفق نمی شد.
[ad_2]




