جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
علیعلیهالسلام وصف کردنی نیست
امام خمینی(ره) میفرمایند: امیرالمومنین (علیهالسلام) وصف کردنی نیست، آن چه وصف کنند از او، دون شأن اوست و آنچه شعرا و عرفا و فلاسفه و دیگران درباره او گفته اند، شمه ای از آن چیزی است که او هست.
به گزارش گروه فضای مجازی« خبرگزاری دانشجو»، امام خمینی(ره) میفرمایند: امیرالمومنین(علیهالسلام) وصف کردنی نیست، آن چه وصف کنند از او، دون شأن اوست و آنچه شعرا و عرفا و فلاسفه و دیگران درباره او گفته اند، شمه ای از آن چیزی است که او هست. غالباً مسائلی که درک می کرده اند و می کنند، راجع به مولا علی بن ابیطالب، عرضه می داریم. آن چیزهایی را که ما نمی توانیم درک کنیم و دست عرفا و فلاسفه و دیگران از آن کوتاه است، آن چیز قابل ذکر نیست. انسان تا نشناسد، نمی تواند بگوید و آن مقداری هم که در دسترس ماست، آن قدر زیاد است که گفتن او محتاج به زمان های طولانی است. و لهذا ما باید در پیشگاه مبارک ایشان عذرخواهی کنیم و عذر تقصیر بخواهیم که ما قاصریم و نمی توانیم بیان کمال شما را بکنیم.
در ادامه شعری در مدح عید ولایت از علیاکبر لطیفیان را میخوانید:
کار من نیست که بنشینم املات کنم
شان تو نیست که در دفترم انشات کنمعین توحید همین است که قبل از توبه
باید اول برسم با تو مناجات کنمسالی یک بار من عاشق نشوم می میرم
سالی یک بار اجازه بده لیلات کنمهمه جا رفتم و دیدم که تو هستی همه جا
تو کجا نیستی ای ماه که پیدات کنم؟پدر خاکی و ما بچه ی خاکی توایم
حق بده پس همه را خاک کف پات کنماز تو ای پیر طریقت که سر راه منی
آن قدر معجزه دیدم که مسیحات کنماز خدا خواسته ام هر چه که دارم بدهم
جای آن چشم بگیرم که تماشات کنمتو همانی که خدا گفت: تو ربُّ الارضی
سجده بر اَشهد ان لایی الّات کنممثل ما ماه پیمبر به خودت ماه بگو
اشهد انّ علیّاً ولی الله بگوآینه هستم و آماده ی ایوان شدنم
آتشي هستم و لبريز گلستان شدنمچند وقتی ست به ایوان نجف سر نزدم
بی سبب نیست به جان تو پریشان شدنمسفره ی نان جویی پهن کن ای شاه عرب!
بيشتر از همه آماده ي مهمان شدنمآن که از کفر در آورد مرا مِهر تو بود
همه اش زیر سر توست مسلمان شدنماز چه امروز نیفتم به قدومت، وقتی…
ختم شد سجده ی دیروز به انسان شدنمروی خورشید تو خورشید پرستم کرده
با تجلّی تو در معرض سلمان شدنمده ذی الحجه ي من هجده ذالحجه ي توست
هشت روز است که آماده قربان شدنمجان به هر حال قرار است که قربان بشود
پس چه خوب است که قربانی جانان بشودشان تو بود اگر این همه بالا رفتی
حق تو بود که بالاتر از این جا رفتیشانه ی سبز نبی باطنش عرش الله است
تو از این حیث روی عرش معلّا رفتیانبیا نیز نرفتند چنین معراجی
انبیا نیز نرفتند تو اما رفتیبه یقین دست خدا دست پیمبر هم هست
پس تو با دست خودت این همه بالا رفتیباید این راه به دست دگری حفظ شود
علت این بود که تا خیمه ي زهرا رفتیتو ولي هستی و منجیِ ولایت، زهراست
تو هدایت گری و روح هدایت زهراستآی مردم به خدا نیست کسی برتر از این
ازلی طینتِ اول تر و آخرتر از اینتا به حالا که ندیدند و بعد از این هم…
اسد الله ترين حضرت حیدرتر از اینهیچ کس نیست گه عقد اخوت خواندن
بهر پیغمبر اسلام برادرتر از اینرفت از شانه ی معراج نبی بالاتر
به خدا هیچ کجا نیست کسی سرتر از اینآن دو تا “ذات” در این مرحله یک “ذات” شدند
این پیمبرتر از آن، آن پیمبرتر از ایندستِ گرم پدر فاطمه در دست علی ست
بعد از این، بارِ نبوت همه در دست علی ستعلي اکبر لطیفیان
[ad_2]




