جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
نسل کشی در رواندا+عکس
نسلکشی رواندا در سال ۱۹۹۴ به دنبال سقوط هواپیمای حامل «جونال هابیا ریمانا» (Juvénal Habyarimana) رییس جمهور وقت رواندا در نزدیکی کیگالی پایتخت این کشور به وقوع پیوست. « قوم هوتو» این عمل را به «قوم توتسی» نسبت داد. همین امر در جامعه بیحکومت، آغاز درگیریهای شدید میان این دو قوم شد. در جریان نسلکشی سال ۱۹۹۴ روآندا که از آن تحت عنوان تاریکترین فاجعه انسانی نیمسده گذشته یاد میشود، علاوه بر کشتهشدن ۸۰۰ هزار مرد، زن و کودک، به ۲۰۰ تا ۵۰۰ هزار زن تجاوز جنسی شد.[۲]
سازمان ملل در ابتدا از پذیرش این رویداد به عنوان نسلکشی خودداری کرد و در نتیجه به شدت مورد انتقاد رسانههای جمعی قرار گرفت. این واقعه منجر به بحثهایی برای تغییر در ساختار سازمان ملل به منظور برخورد سریع و قاطع جامعه بینالملل با نسلکشی گردید.
پیشینه
دو قوم هوتو و توتسی تا قبل از رسیدن استعمار گران آلمانی هم زیستی مسالمتآمیزی داشتند. آلمانها در رواندا سیاستی رادر پیش گرفتند که اقلیت توتسی که نسبت به اکثریت هوتو ثروتمند تر، قد بلند تر بوده و پوست روشن تری داشتند از امکانات بهتر زندگی و قدرت بیشتری برخوردار شدند. این سیاست توسط بلژیکیها که سرپرستی مستعمره رواندا را بعد از جنگ جهانی اول بر عهده داشتند و مبلغان مسیحی کلیسای کاتولیک روم که از قرن نوزدهم در رواندا حضور داشتند ادامه پیدا کرد. و تا انجا بود که هوتو یا توتسی بودن در شناسنامه افراد ذکر میشد، و مثلاً یک هوتو ثروتمند میتوانست خودرا به یک توتسی تغییر دهد تا از احترام و امکانات بیشتری بر خوردار گردد. در واقع توتسیها که ملت درجه یک حساب میشدند عموماً با هوتوها که درجه دو حساب میگشتند رفتار ارباب و رعیتی داشتند که منجر به نفرت عمیق هوتوها میشد.
از سال ۱۹۶۱ که رواندا استقلال خود را به دست آورد درگیر جنگ داخلی و تعدادی کشتار کوچک بود، ولی فاجعه سازمان یافته اصلی در سال ۱۹۹۴ اتفاق افتاد. در سال ۱۹۵۹، هوتوها حکومت توتسی را سرنگون کردند و دهها هزار توتسی به کشورهای همسایه از جمله اوگاندا گریختند. یک گروه از توتسی ها در تبعید گروهی شورشی را تشکیل دادند به نام “جبهه میهنی رواندا” که همین گروه در سال ۱۹۹۰ به رواندا حمله کرد. جنگ تا سال ۱۹۹۳ و تا زمانی که توافق نامه صلح امضا شد ادامه یافت.شب ششم آوریل ۱۹۹۴ به هواپیمای حامل جونال هابیا ریمانا رئیس جمهوری وقت رواندا و همتایش سیپرین نتاریامیرا رئیس جمهوری بوروندی که هر دو از قوم هوتو بودند شلیک شد. هواپیما سقوط کرد و همه سرنشینان آن کشته شدند.
تندروهای هوتو این اتفاق را به جبهه میهنی رواندا نسبت دادند و قتل عام سازمان دهی شده ای را علیه توتسی ها آغاز کردند. جبهه میهنی رواندا میگفت سقوط هواپیما توسط هوتوها برنامه ریزی شده بود تا بهانه ای برای آغاز نسل کشی باشد.
آغاز نسلکشی
با آغاز نسل کشی سازمان یافته که ۱۰۰ روز طول کشید، ۸۰۰،۰۰۰ (آمار سازمان ملل) و یا ۱،۰۷۱،۰۰۰ (آمار دولت رواندا) از قوم برتر توتسی و هوتوهای میآنه رو که از پیروی از دستورات هوتوهای تندرو ممانعت کرده بودند کشته شدند. [۳]بیشتر قربانیان مردان، زنان، کودکان و نوزادانی بودند که توسط همسایهها، همکاران و دوستان سابق خود کشته میشدند، رادیو رواندا همزمان به طور مداوم هوتوها را تشویق به قتلعام توتسیها میکرد. روزانه ۱۰،۰۰۰ نفر و ساعتی ۴۰۰ نفر و دقیقهای ۷ نفر کشته میشدند، به طور مثال کلیسایی که ۱،۵۰۰ نفر در ان پناه گرفته بودند با بولدزر خراب شد و همگی پناهندگان به آن کشته شدند. بعدها اسقف کلیسا به جرم همکاری در جنایت محاکمه شد. اکثر قربانیان با قمهها تکه تکه میشدند.
در حدود ۲۰۰،۰۰۰ تا ۵۰۰،۰۰۰ زن و دختر توتسی در این مدت مورد تجاوز جنسی قرار گرفتند. ۲۰ هزار جوان روآندایی که امسال ۲۰ ساله میشوند، فرزندان آن تجاوز جنسی گستردهاند.[۴] بسیاری از آنها از روی عمد توسط مردان مبتلا به ایدز مورد تجاوز قرار گرفتند. اکنون بسیاری از زنان زنده مانده از نسل کشی در کشور رواندا مبتلا به ایدز هستند.
این فاجعه در مقابل چشمان باز دنیا با پوشش کامل خبری رسانهها و بیعملی بسیار هولناک سازمان ملل و بیتفاوتی جامعه جهانی به بهانه عدم مداخله در امور داخلی رواندا انجام شد. به طور مثال در ابتدای نسل کشی ۱۰۰۰ نیروی اروپایی برای تخلیه اتباع خارجی از رواندا به آنجا فرستاده شد که بسرعت کشور را ترک کردند و یا صلح بانان بلژیکی سازمان ملل مدرسهای را که ۲،۰۰۰ توتسی به انان پناهندشده بودند بعد از رسیدن دستور عقب نشینی ترک نمودند که منجر به قتلعام کلیه پناهندگان شد.
بعد از اتمام نسل کشی هزاران نفر از پناهندگان رواندایی که به کشورهای مجاور پناهنده شده بودند به دلیل شرایط بد و ابتلا به بیماریهای گوناگون مسری کشته شدند.
نسل کشی با شکست هوتوها از نیروهای نظامی گردآوری شده از بین توتسیها و سایر کشورهای آفریقایی متوقف شد و بعدها دادگاهی برای محاکمه سران نسل کشی تشکیل شد. هم اکنون هزاران نفر از توتسیهای زنده مانده از نسل کشی سعی میکنند با ۲ میلیون هوتوی شرکت کننده در کشتار همزیستی مسالمت امیزی داشته باشند.
چگونگی انجام قتل ها
حزب وابسته به دولت، در آن زمان یک شاخه جوانان به نام “اینتراهاموه” داشت که آن گروه هم تبدیل به یک نیروی شبه نظامی شد که جریان نسل کشی را دنبال میکرد. تندروهای هوتو یک ایستگاه رادیویی و روزنامه به راه انداخته بودند که نفرت پراکنی میکردند و مردم را با پیام هایی از جمله اینکه علف های هرز و سوسک ها را ریشه کن کنید به کشتن توتسی ها تشویق میکردند. اسامی آنهایی که باید کشته میشدند در رادیو اعلام میشد. حتی راهبه ها و کشیش ها در کشتارها نقش داشتند. آنها از جمله در کشتار مردمی دست داشتند که به کلیساها پناه برده بودند. سلاح و اطلاعات گروه هایی که باید هدف قرار میگرفتند به گروه های محلی داده میشد و آنها میدانستند دقیقا کجا باید هدفهایشان را پیدا کنند. شبه نظامیان و جنگجویان نه تنها این عده را بلکه تمام اعضای خانواده شان را هم به قتل میرساندند. در جریان این قتل عام، همسایه ها همسایه های خود را کشتند و بعضی از مردان حتی همسران توتسی خود را به قتل رساند. به آنها گفته شده بود اگر این کار را نکنند خودشان کشته خواهند شد.در آن زمان کارت های شناسایی مردم، قومیت آنها را نشان میداد. شبه نظامیان جاده ها را میبستند و توتسی ها را پیدا می کردند تا بکشند. بیشتر اوقات آنها برای کشتن توتسی ها از کاردهای بزرگ و سنگینی استفاده میکردند که خیلی از رواندایی هایی در خانه خود نگهداری میکنند. هزاران زن توتسی هم به عنوان برده جنسی به اسارت گرفته شدند.
واکنش های بین المللی
سازمان ملل و بلژیک نیروهایی در رواند داشتند ولی به نیروهای سازمان ملل اجازه داده نشد که برای توقف قتل عام کاری بکنند. یک سال بعد از آنکه تعدادی از سربازان آمریکا در سومالی کشته شده بودند، آمریکا نمیخواست درگیر یک بحران دیگر در آفریقا شود.بلژیک و اکثر حافظان صلح سازمان ملل نیز، بعد از آن که ده سرباز بلژیکی در رواندا کشته شدند این کشور را ترک کردند. فرانسه که از متحدان دولت هوتو بود، نیرویی را برای تشکیل یک منطقه امن به رواندا فرستاد، اما فرانسه هم متهم است که برای توقف نسلکشی در منطقه تلاش کافی نکرده است.
رئیس جمهور فعلی رواندا فرانسه را به سهم داشتن در نسل کشی متهم کرده است. اتهامی که پاریس آن را رد میکند.
پایان درگیری ها
جبهه میهنی رواندا متشکل از شورشیان توتسی که سازمان دهی منظمی داشت و توسط ارتش اوگاندا حمایت میشد، کم کم مناطق بیشتری را به تصرف در آورد و در چهارم ماه ژوئیه پایتخت کشور، کیگالی، را تصرف کرد. بعد از آن، حدود دو میلیون هوتو از میان غیرنظامیان و کسانی که در نسل کشی نقش داشتند، به جمهوری دموکراتیک کنگو که آن زمان زئیر خوانده میشد پناه بردند.گروه های مدافع حقوق بشر میگویند جبهه میهنی رواندا بعد از به دست گرفتن قدرت هزاران نفر از غیرنظامیان هوتو را کشت و حتی نیروهایش برای کشتار کسانی که در نسلکشی نقش داشتند به جمهوری دموکراتیک کنگو رفتند. جبهه میهنی رواند این اظهارات را رد میکند.
در جمهوری دموکراتیک کنگو، هزاران نفر از وبا مردند و گروه های امدادی متهم شدند که بیشتر کمک هایشان در نهایت به دست شبه نظامیان هوتو میرسیده و نه مردمی که به آن نیاز داشتند.
تاثیر نسل کشی بر جمهوری دموکراتیک کنگو
نسل کشی در رواندا به صورت مستقیم باعث دو دهه نا آرامی در جمهوری دموکراتیک کنگو شد. این نا آرامی ها تاکنون به بهای از دست رفتن جان پنج میلیون نفر تمام شده است.دولت رواند که امروز توسط جبهه میهنی رواندا اداره میشود دو بار به جمهوری دموکراتیک کنگو حمله کرده و همواره این همسایه بسیار بزرگتر خود را متهم کرده است که به شبه نظامیان هوتو اجازه می دهد در خاکش عملیات انجام دهند. رواندا همچنین نیروهای محلی توتسی را مسلح کرده است.
منبع:[برای مشاهده لینک ها باید عضو انجمن های گفتگوی مذهبی نورآسمان باشید . برای عضویت در نورآسمان اینجا کلیک کنید….]
پ-ن:تقریبا در هر جنایتی که در جهان رخ داده یا دست اروپایی ها و یا دست آمریکایی ها در آن بوده است.(در آینده هم همین خواهد بود) و جالبه که همیشه همین کشور های ناقض حقوق انسان ها، کشور های دیگه از جمله نظام جمهوری اسلامی رو متهم به نقض حقوق بشر می کنند.
[ad_2]
















