عشق ؛ آتشی سوزان ، اما گوارا!

نزدیک به یک سال میگذرد که در آتشی سوزان می سوزم . کمتر شبی به یاد دارم که بدون آب دیده به خواب رفته باشم و آه آتشین قلب و روح مرا خاکستر نکرده باشد !

خدایا نمی دانم تا کی باید بسوزم ؟ تا چند رنج ببرم ؟ در همه حال ، همه جا و همیشه تو شاهد بوده ای عشقی پاک داشتم و آن را به پرستش ذات مقدس تو ارتباط می دادم ، ولی عاقبتش به آتشی سوزان مبدل شد که وجودم را خاکستر کرد .
احساس می کنم تا ابد خواهم سوخت . شمعی سوزان خواهم بود که از سوزش من شاید بشریت لذت خواهد برد!
خدایا ، از تو صبر می خواهم و به سوی تو می آیم .
خدایا تو کمکم کن…

(شهید چمران – بهار 1960 – کالیفرنیا)

منبع parvazeeshgh.persianblog.ir