قرعه غم

خانه » قرعه غم

جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]

قرعه غم

تا صبحدم به یاد تو شب را قدم زدم
آتش گرفتم از تو و در صبحدم زدم

با آسمان مفاخره کردیم تا سحر
او از ستاره دم زد و من از تو دم زدم


او با شهاب بر شب تب کرده خط کشید
من برق چشم ملتهبت را رقم زدم


تا کور سوی اخترکان بشکند همه
از نام تو به بام افق ها ،‌ علم زدم


با وامی از نگاه تو خورشید های شب
نظم قدیم شام و سحر را به هم زدم


هر نامه را به نام و به عنوان هر که بود
تنها به شوق از تو نوشتن قلم زدم


تا عشق چون نسیم به خاکسترم وزد
شک از تو وام کردم و در باورم زدم


از شادی ام مپرس که من نیز در ازل
همراه خواجه قرعه ی قسمت به غم زدم



حسین منزوی

[ad_2]

 

حرز امام جواد

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا