جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
آيا اموات مى فهمند عمل خيرى كه فرستاده شده از كيست ؟
آيا اموات مى فهمند عمل خيرى كه فرستاده شده از كيست ؟پس از آنكه دانستيم ارواح اموات ، اثرات خيرات و صدقاتى كه برايشان فرستاده مى شود در عالم برزخ مى بينند و از آن بهره مند مى شوند، مناسب است بدانيم : آيا اموات مى فهمند اين عمل خيرى كه فرستاده شده از چه كسى است يا فقط بهره عمل را مى فهمند؟
در اين مورد نيز مانند موارد پيشين به ذكر اخبار و احاديثى كه از ائمه (ع) رسيده پرداخته ايم ، و آنگاه اگر به توضيح و تفسير اضافى احتياج داشته از آن فرو گذار نشده .
1- مرحوم مجلسى در بحار، مرحوم صدوق در من لايحضر، مرحوم شيخ حر عاملى در وسائل و مرحوم محدث قمى در سفينه آورده اند:
ورام بن ابى فراس فى كتابه قال : قال [ابو عبدالله ] (ع): اذا تصدق الرحل بنيه الميت ، امر الله جبرئيل ان يحمل الى قبره سبعين الف ملك ، فى يد كل ملك طبق فيحملون الى قبره و يقولون : السلام عليك يا ولى الله ، هذه هديه فلان بن فلان اليك …(107)
امام صادق (ع) فرمود: وقتى كسى به نيابت مرده اى عمل خيرى انجام دهد، خداوند به جبرئيل دستور مى دهد: بوسيله هفتاد هزار ملك ثواب آن را به قبر آن مرده ببرند، وقتى ملائكه بر او وارد مى شوند مى گويند: سلام بر تو باد اى دوست خدا، اينها هديه اى است كه فلان شخص براى تو فرستاده .2- باز مرحوم مجلسى در بحار به نقل از مرحوم شهيد در ذكرى از قول مرحوم صدوق عليه الرحمه آورده است :
… قال لابى عبدالله (ع): ايصلى عن الميت ؟ فقال (ع): نعم حتى انه يكون فى ضيق فيوسع الله عليه ذلك الضيق ، ثم يوتى فيقال له : خفف عنك هذا الضيق بصلاه فلان اخيك عنك … (108)
راوى گفت : از حضرت صادق (ع) پرسيدم : براى مردگان مى توان نماز خواند و صدقه داد؟ حضرت فرمود: بلى ، تا آنجا كه اگر ميت در تنگنا و گرفتارى باشد خداوند بواسطه اين نماز و صدقه به او تخفيف مى دهد و مى فرمايد: اين تخفيفى كه بتو داده شد بخاطر عبادتى است كه فلان شخص براى تو انجام داده است .3-همچنان مرحوم مجلسى در بحار به نقل از مرحوم شهيد در ذكرى آورده است :
قال هشام بن سالم فى كتابه : و عنه [الصادق ] (ع) قال : قلت : يصل الى الميت الدعاء والصدقه والصلاه و نحو هذا؟ قال : نعم ، قلت : او يعلم من صنع ذلك به ؟ قال : نعم ، ثم قال : ويكون مسخوطا عليه فيرضى (109)
هشام بن سالم در كتاب خود گفته است : به حضرت صادق (ع) عرض كردم : نماز و دعا و صدقه و اين گونه چيزها كه براى مرده ها داده مى شود به آنها مى رسد؟ حضرت فرمودند: بلى ، پرسيدم آيا مى فهمند اين صدقات را چه كسى براى آنها فرستاده ؟ فرمودند: بلى تا آنجا كه ممكن است عامل صدقه مورد غضب صاحب قبر باشد و با اين صدقه و نماز و عبادت ، موجبات رضايت مرده را فراهم نمايد و از او راضى شود.4- مرحوم كلينى در كافى به نقل از اسحاق بن عمار آورده است كه :
… عن ابى الحسن (ع) قال : قلت له : المؤ من يعلم يمن يزور قبره ؟ قال : نعم ، و لايزال مستاء نسابه مادام عند قبره ، فاذا قام وانصرف من قبره دخله من انصرافه عن قبره وحشته (110)
گفت : از حضرت موسى بن جعفر (ع) پرسيدم : مؤ منى كه از دنيا رفته زائرين قبر خود را مى شناسد؟ حضرت فرمودند: بلى ، واصلا با زائر قبر خود انس مى گيرد، و تا زمانى كه در كنار قبر اوست با او ماءنوس است و از زيارت او خوشحال است ، و هنگامى كه از جاى خود بر مى خيزد و اراده مى كند از كنار قبر او برود، آن ميت ناراحت مى شود و با رفتن او در وحشت تنهائى قرار مى گيرد.از اين قبيل احاديث در كتب حديث فراوان است ولى بعنوان نمونه به چهار حديث فوق اشاره كرديم . در ضمن توجه خوانندگان محترم را به توضيحات لازم جلب مى كنيم :
الف )) در حديث اول آمده است : ((… هفتاد هزار ملك ثواب را به قبر او مى رسانند و…)) همانگونه كه در فصل چهارم از بخش اول كتاب گفتيم ، مقصود از ((حفره و قبر)) جايگاهى است كه انسان بر اثر اعمالى كه در دنيا انجام مى دهد در عالم برزخ به آن مى رسد.
ب )) در اصطلاح و محاورات روزمره خود ما نيز فراوان ديده شده كه مثلا وضعيت بد روحى را به ((تنگى و تاريكى )) تعبير مى كنيم و مثلا مى گوئيم : ((اين دنيا برايم تنگ و يا تاريك است )) اينها تشبيه و استعاراتى است كه در كلمات اقوام و ملل دنيا بكار رفته و كلام عرب نيز از اين قانون مستثنى نيست . ائمه معصومين عليهم السلام نيز از اين وضعيت بد روحى در عالم برزخ به ((ضيق و ظلمات )) و از وضعيت خوب آن به ((نور و وسعت )) تعبير فرموده اند.
بنابراين اگر در حديث دوم سخن از ضيق بودن جايگاه مؤ من در عالم برزخ به ميان آمده ، مقصود، ضيق مادى نيست تا خيال كنيم اگر به فلان مرده وسعت داده اند؛ مثلا او را از يك محيط ((3*4)) به محيط ((6*4)) برده اند.ج )) از مجموع احاديثى كه در اين فصل ذكر كرديم معلوم شد ارواح مؤ منين از خيرات دهندگان مطلع مى شوند و آنها را درك مى كنند.
د)) مناسب است در اين مقام به نقل دو رؤيا از رؤياهاى صادقى كه در اين مورد ديده شده براى تنبه بيشتر و عينيت دادن به احاديث مورد بحث اشاره نمايم :
1- عالم بزرگوار جناب مستطاب آيت الله حاج شيخ محمد صادق كرباسچى تهرانى از قول بعضى دوستان تهرانى خود نقل فرمود كه گفتند: در منزل يكى از تهرانى هائى كه از عقيده ماديگرى (الحادى ) برخوردار بود زن مؤ منه اى پيشخدمت بود و ما بر اثر دوستى كه با اين صاحب خانه داشتيم هر سال در فصل برگ درخت انگور يك شام دلمه برگ مو از او مى گرفتيم ، تا اين كه آن زن مؤ منه از دنيا رفت و پس از آن چون وقت برگ مو رسيد، به او گفتيم : فلانى هر سال يك شام دلمه بما مى دادى ، گفت : آن زن مسلمانى كه غذا را تهيه مى كرد از دنيا رفته و شما دست پخت مرا نجس مى دانيد. گفتيم لوازم آن را تهيه كنيد، خودمان مى آئيم در منزل شما غذا را مى پزيم ، گفت : حرفى نيست ، طبق وعده رفتيم و دلمه را تهيه كرديم چون هنگام خوردن رسيد شخص فقيرى درب منزل را زد و غذا طلب كرد، به صاحب خانه گفتيم : اجازه بدهيد مقدارى از دلمه ها را به ياد آن زن مؤ منه اى كه هر سال براى ما تهيه مى كرد بعنوان خيرات بدهيم .
گفت : من كه اين حرف ها را قبول ندارم ، او مرده و از بين رفته و خيرات براى او درست نيست ، ولى اگر مى خواهيد به اين فقير هم دلمه بدهيد مانعى ندارد. او گفت : چون صاحب خانه اجازه داد، ما نيز مقدارى دلمه بنام آن زن و به عنوان خيرات براى او به فقير داديم ، بعد از صرف شام نيز در همان منزل خوابيديم ، پس از اذان صبح وقتى كه تا حدودى هوا روشن شده بود درب منزل را زدند، صاحب خانه (همان شخص مادى ) درب منزل را باز كرد و پس از چند دقيقه اى در حالى كه گريه مى كرد و از چشمانش اشگ مى ريخت آمد، پرسيديم : چه بود و چرا گريه مى كنيد؟ گفت : مادر همان زنى بود كه ساليان درازى در منزل من خدمتگزار بود و همه ساله براى شما دلمه مى پخت ، گفت دخترش ديشب به خواب او آمده و از وى خواسته صبح زود به شما خبر دهد دلمه اى كه ديشب براى او فرستاديد رسيد و اتفاقا مهمان هم داشته با همان دلمه از او پذيرائى كرده و خيلى كار بجائى بوده است !
ناقل سخن مى گويد: به صاحب خانه گفتيم : چرا گريه مى كنى ؟ گفت : آخر شما كه ديشب تا بحال از اين منزل بيرون نرفته ايد، مادر آن زن هم كه نمى دانست ما دلمه پخته ايم و نمى دانست مقدارى از آن را به ياد دخترش صدقه داده ايم ، پس معلوم مى شود روح انسان پس از رفتن از اين عالم زنده است ، و غذا مى خورد و اين صدقات هم براى آنها اثر دارد و از آن بهره مند مى شوند، گريه ام براى اين است كه چرا من تاكنون در اين عقيده فاسد به سر برده ام . او بعد از اين قضيه مسلمان شد.
آنچه بعنوان نتيجه بحث مطرح است اين كه : اين رؤيا، يكى از رؤياهاى صادق و درست است و ذكر آن در اين مقام موجب تفسير هر چه بيشتر و بهتر روايات و احاديث ياد شده است تا آنجا كه موجب مى شود يك فرد كمونيست و الحادى به وجود عالم ماوراء طبيعت پى ببرد و اسلام اختيار كند.2- يكى از رزمندگان جبهه جنوب كه در آن زمان مسئوليتى هم داشت گفت : در يكى از شبهاى پر مخاطره زمان جنگ پس از آنكه همه چشمها به خواب رفت با خود گفتم براى هر يك از خويشاوندانى كه از دنيا رفته اند، دو ركعت نماز بخوانم ، از جاى برخاستم ، وضوء گرفتم و براى هر يك از خويشان دور و نزديك دو ركعت نماز خواندم و با همان وضوء خوابيدم ، در عالم خواب پدر مادرم را ديدم كه مرا به اسم صدا كرد و گفت : ((چرا براى همه نماز خواندى و مرا از ياد بردى ؟)) از خواب بيدار شدم ، كمى فكر كردم معلوم شد او را از قلم انداخته بودم ، وضو گرفتم و دو ركعت نماز نيز براى او خواندم .
107- بحارالانوار ج 82 ص 63 حديث 7، وسائل الشيعه ج 2 ص 656 ح 9 سفينه ج 2 ص 555
108- بحارالانوار ج 88 ص 309 .
109- بحار الانوار ج 88 ص 310 .
110- كافى ج 3 ص 228 حديث 4 .
انسان و عالم برزخ
مؤلف : محمد مظاهرى
[ad_2]




