جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
مراقب سونامی فرهنگی در شهرهای شمالی باشید
21 خرداد 1391سواحل و شهرها و شهرکهای ساحلی شمال کشور، هر ساله و در فصول گرما شاهد هجوم همه جانبه مهاجمان فرهنگی به ارزشها و آرمانها و اخلاقیات مردم در غالب زمینه ها بوده که با طی شدن یک پروسه زمانی تقریباً چهارماهه، آثار رفتاری و تربیتی نامأنوسی از آنها، برخی از اقشار مردم شمال کشور را قربانی می کند.
ادا و اطوارها، مدهای لباس ها، نحوه آرایش ها، بدن نمایی ها، ترویج بی حجابی ها، تحریکهای جنسی، اضافات و کاستی هایی که عمدتاً در این ایام ارائه می گردد، یادگارهای غلطی است که متأسفانه از مهاجمان فرهنگی بجا می ماند و این اقلام، مقدمه استحاله های جدی را برای شمالی ها و سایر هموطنان گردشگری که بخاطر تجمیع امکانات و البسه و زیبائیهای گرانقیمت در اقشار رفاه زده و مغرور و زبان بازِ مستقر در گرانترین اماکن و چشم اندازهای شمال، از بد حادثه فکر می کنند که با افراد متمدنی مواجه شده اند، فراهم می آورد.مهاجمان فرهنگی که اکثراً مانکن های برنامه های تبلیغی شبکه های ماهواره ای و یا خود قربانیان سفرهای خارجی و الگوپذیرهای بیگانه گرا هستند، در فاصله زمانی کوتاهی موفق می شوند، فرهنگ بیگانگان را بومی سازی کرده و مقلدان محیط پیرامونی خویش را با خود همراه سازند و از این رو با کثرت مانورهای ساحلی و جاده ای و جنگلی و نیز جلوه های خاص در اماکن عمومی، زمینه های چنین پذیرش های شومی را فراهم کرده و متأسفانه در همین فواصل زمانی، دستاوردهای یکساله فرهنگی متصدیان فرهنگی شمال کشور و حتی سایر نقاط کشور را به باد فنا می سپارند!
مقام معظم رهبری از 23 سال گذشته تا کنون، همواره بر جدی بودن خطر تهاجم فرهنگی، شبیخون فرهنگی، ناتوی فرهنگی، سونامی فرهنگی، جنگ فرهنگی و نهایتاً جنگ نرم تأکید مؤکد داشته و بیدارباش و آماده باش مسئولین فرهنگی و بعبارتی ناجیان فرهنگی جامعه را خواستار شده و هستند و البته حرکتهای آگاهی بخش و بازدارنده ای هم در راستای لبیک گوئی به ندای معظم له انجام شده، اما با توجه به حجم رو به تزاید این تهاجم هم از لحاظ کمی و هم از لحاظ کیفی و تنوع و جاذبه های محتوایی و ظاهری و نیز روند تصاعدی آمار قربانیان و تأثیرپذیری اقشار قابل اعتنائی از جامعه در قبال آموزه های غلط فرهنگی بیگانگان، قدر مسلم این است که این مقدار مقابله کفایت نکرده و ما باید بسیار بیشتر از این اقدامات، عملکرد داشته باشیم.
تردید نباید کرد که بیگانگان در گسترده ترین تهاجم فرهنگی موسوم به جنگ نرم، از هیچ فرصتی دریغ نکرده و در تلاش اند تا هر فرد را به تناسب ذائقه های فردی اش، شکار کنند و در این زمینه از آسان ترین شکارها که همان شکار با مدگرائی و لهو و لعب و پارتی ها و اختلاط ها و اعتیاد و مصرف اکس و روابط فسادانگیز و ضداخلاقی با جنس مخالف بصورت فردی و گروهی است، گرفته تا سخت ترین شکارها که همان استحاله فکری و تغییر باورها و مغلوبه شدن عقاید دینی و اندیشه های ملی و قومی، همه و همه را مدنظر قرار داده و بنایشان بر این است تا از جبهه خودی، سربازگیری کنند و جامعه ما را از درون پوک و تهی سازند!
نکته بسیار تأسفبار در این تهاجم این است که قربانیان فرهنگی، احساس پیروزی و تمدن و جهانی شدن و سرمستی و سربلندی و موفقیت کرده و جهنم دشمن را از بهشت دوست گواراتر دیده و از آن استقبال می کنند!
باید یادآور شد که تهاجم فرهنگی علاوه بر دریا و ساحل و شهرکها و شهرهای ساحلی، از هیچ محیط هدف دیگری هم به آسانی نمی گذرد، تهاجم فرهنگی به خانه ها، سینماها، دانشگاهها، تفرجگاهها، تلویزیونها، مجالس مذهبی، میهمانی ها، عروسی ها، ادارات، بازار، سفرها، کتاب ها، مطبوعات و مجلات، سی دی ها، تبلیغات کالاها، بازیهای کامپیوتری، همایش ها، اردوها، زیارتگاهها، آرامگاهها، ورزش ها، کوهپیمائی ها و دهها جلوه دیگر توجه نشان می دهد تا از هر جا قربانی بگیرد.
چند روز قبل و در مجلس بزرگداشت بانوی مرحومه ای در یکی از روستاهای بخش هزارجریب شهرستان نکا، پای منبری نشسته بودم که واعظ محترم که البته از فضلای حوزه علمیه قم هم بوده اند، متذکر شدند، اشد المصائب، از دست دادن عزیزان و حوادث معمولی نیست، بلکه مصیبتی است که به دین انسان وارد می شود و طی آن انسان مسلمان، نماز و روزه و حجاب و عفت و اعتقاد و عبادت و مسجد و حسینیه و قرب الی الله و تقوایش را از دست می هد!حال سؤال اینجاست که آیا تبعات تلخ سونامی فرهنگی در شهرهای شمالی با این ئهمه جهت گیری های آشکار و پنهان، به آسیب رسانی به عقاید دینی و الهی مردم و یا همان اشدالمصائب منجر نمی شود که طی آن عفت و اخلاق و نجابت و اعتقاد و ملیت و قومیت و انسانیت و همه داشته های معنوی به تاراج رفته و باورهای وارداتی که هیچگونه سنخیتی با اصالت ما ندارند، جایگزین آنها شده و انسان ها بجای پرواز تصاعدی تحول، محکوم به سقوط تنازلی استحاله می گردند؟!
برپاکردن چادرهای فرهنگی و ارائه محصولات فرهنگی در سواحل و محل احرای طرحهای دریا، اگر چه اقدام بسیار خوب و پسندیده و قابل تجلیل از متصدیان طرح دریاست، اما باید بپذیریم که فنی نبودن محصولات و فقدان تحرک فرهنگی مطلوب و نیز نبود جاذبه های قابل استقبال گردشگران و مهم تز از همه عدم استقرار نیروهای فرهنگی پاسخگو به شبهات، قطعاً پاسخگوی این حجم از تهاجم وارداتی نیست!
امام راحل در سال 58 فرمودند که مگر مازندرانی ها یا رشتی ها می گذارند که باز کنار دریاشان مثل آن وقت باشد؟ مگر بندر(انزلی ها) مرده اند که زن و مرد با هم در یک دریا بروند و مشغول عیش و عشرت بشوند؟! …….آزادی ای که آنها می خواهند، همی هاست!… و ما تا زنده هستیم نمی گذاریم این آزادی هایی که آنها می خواهند…. تحقق پیدا کند!این سخنان ارزشمند امام راحل نشان می دهد که اولاً خطر تهاجم فرهنگی در سواحل همواره جدی است و ثانیاً تعیین کننده اصلی تکلیف این تهاجم و مهاجمان مردم و مشخصاً اهالی منطقه و شهرهای ساحلی اند و ثالثاً ما با آن فسادی که آنها در شهرها و شهرکهای و مناطق ساحلی دنبال آن اند، مخالفیم و یقیناً مانع از تحقق آنها به هر قیمتی خواهیم شد!
علیهذا ضمن تشکر از همه تلاشهای فرهنگی که در استان مازندران و دیگر استانهای ساحلی انجام گرفته و می گیرد، متذکر می شویم که باید کارگروه مستقل ناجیان فرهنگی با استفاده از ظرفیت فکری و مهارتی حوزه ها و دانشگاهها برای مقابله هدفمند، جذاب، تخصصی و برنامه ریزی شده با تهاجم فرهنگی در شهرهای ساحلی تشکیل شده تا با استفاده از تجارب سالهای گذشته و آنالیز حجم و تنوع و تبعات تهاجم فرهنگی حضوری و رسانه ای، نگذاریم که این تفریحات سالم اقلیمی که با استقبال آحاد مردم ایران نیز مواجه می شوند، در چالش فسادانگیزی مهاجمان فرهنگی، خدشه دار شوند و ما با این همه تلاش، بسترساز مفسده انگیزی دیگران باشیم.
در پایان انتظار می رود که متصدیان خدوم در ستاد تسهیلات سفر و یا فعالان طرحهای دریا بخود نگرفته و بحث حاضر را فراتر از ارزیابی عملکرد خود دیده و بدانند که ظرفیت نقادی رسانه ها، زمینه ساز تعالی عملکردهای اجرائی متصدیان امور است و مهم سیاهه راهکارهایی است که در پایان هر یادداشت برای کمک فکری و اجرائی به این عزیزان ارائه می شود.
صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه
[ad_2]




