جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
ابوالفضل جبهه ها…
فرمانده های گردان گوش تا گوش نشسته بودند.
آمد تو، همه مان بلند شدیم.سرخ شد، گفت:” بلند نشید جلوی پای من.”
گفتیم: حاجی! خواهش می کنیم. اختیار داری. بفرمایید بالا.”باز جلسه بود.
ایستاده بود بیرون سنگر، می گفت” نمی آم. شماها بلند می شید.”
قول دادیم بلند نشویم.
بدی کردیم خوبی یادمان رفت
ز دل ها لایروبی یادمان رفت
به ویلای شمالی خو گرفتیم
شهیدان جنوبی یادمان رفت
براي شادي روح شهدا صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
masihekordestan.blogfa.com
[ad_2]






