جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
اندیشکده بلفر: ایران کشوری است که میتواند در سختیها شکوفا شود
یک اندیشکده آمریکایی معتقد است رهبران کنونی ایران قادرند تهدید کنونی حمله از سوی غرب را تبدیل به فرصتی برای رشد و شکوفایی کشور و تحکیم انقلاب اسلامی نمایند.
![]()
به گزارش فارس، اندیشکده «بلفر» در مقالهای به قلم «آنی تریسی ساموئل» به بررسی واکنشهای ایران در برابر حمله عراق در سال 1980 پرداخته که بخش دوم مقاله در زیر آمده است. * دادن ابعاد اسلامی به جنگ، باعث کمک به موفقیت ایران شد
با پایان جنگ، ارتش کاملاً با جمهوری اسلامی ادغام شده و دیگر تهدیدی برای حکومت محسوب نمیشد. [آیتالله] خمینی همزمان با اجازه دادن به پاسداران وفادار انقلاب جهت پیشبرد جنگ و ستودن موفقیتهای آنان و حفاظت از آنان در مقابل انتقادات، از ایشان پشتیبانی میکرد. این امر تا حدودی با دادن بعد اسلامی به جنگ محقق شد. در یک جنگ اسلامی، موفقیت از آن سربازان و رهبران مذهبی – پاسداران انقلاب و آیتالله خمینی – بود.
* حمله به ایران باعث تحکیم سپاه پاسداران خواهد شد
رهبر کنونی ایران، [آیتالله] علی خامنهای، و سپاه قدرتمند پاسداران انقلاب اسلامی در صورت حمله به ایران میتوانند به نتایجی مشابه دست یابند. پاسداران انقلاب مدتهاست درمورد خطرات دشمنان خارجی ایران هشدار داده و مخالفتهای داخلی را کار نیروهای خارجی میدانند. حمله به ایران احتمالاً باعث حمایت از جایگاه سپاه پاسداران شده و آنها را قادر خواهد ساخت تا قدرت خود را افزایش دهند.
* جنگ نعمتی برای انقلاب بود و ایران توانست در شرایطی بسیار بد پیروز شود
به طور کلی، معلوم شد که جنگ ایران و عراق ابزاری مناسب برای تحکیم انقلاب و رهبری [آیتالله] خمینی بوده است. جنگ «ابزار اصلی برای جلب حمایت مردم از دولت» بود، و ایران از این امر برای «مهار انرژی نیروهای انقلابی بسیج شده، سر و سامان دادن به اوضاع داخلی، تحکیم قدرت و تمرکز بر مأموریت انقلاب در خارج از مرزها» استفاده کرد. با آشکار شدن استفاده داخلی از جنگ برای انقلاب، این دو امر با هم ادغام شدند. جنگ جایگزین تمام چیزی بود که انقلاب میتوانست انجام دهد. رهبران ایران در طی جنگ یا پس از آن تأکید داشتند که این جنگ یک نعمت بود و ایران از تجربیات به دست آمده از جنگ بهره زیادی برد. در حالیکه ضرورت جنگ ستوده میشود، موقعیت رهبران ایران بیانگر این حقیقت است که جنگ نعمتی برای انقلاب بود و ایران توانست در شرایطی بسیار بد پیروز شود.
* ایران، کشوری است که میتواند در سختیها شکوفا شود
این استدلال که ایران میتواند در سختیها شکوفا شود نقشی مهم در سخنوری این کشور در برابر فشارها و تحریمهای غرب دارد، و یک ویژگی مهم در پاسخ به حملات خواهد بود. تصویر کردن جنگ به عنوان ماشینی پیشران برای انقلاب نشان دهنده تمایل رهبران ایران برای تبدیل سیاست خارجی به یک عامل نیابتی برای سیاست داخلی است. در طول جنگ ایران و عراق، رهبران ایران روند جنگ را به عنوان امری بسیار مهم و ضروری برای پیشرفت داخلی جمهوری اسلامی ترسیم کردند.
* پایان جنگ با پیروزی، امری مهم برای حل مشکلات داخلی ایران بود
ادامه جنگ بسیار آسانتر از درگیری با مسائل مهم در مورد سیاستهای داخلی و توسعه ایران بود. رهبران ایران اغلب بیان میکردند «پایان پیروزمندانه جنگ امری مهم در حل تمام مشکلات» نابود کننده اقتصادی و اجتماعی ایران است. امروز هم به همین صورت، توافقات درمورد اساس سیاست خارجی ایران بسیار بیشتر از توافقات در مورد سیاستهای داخلی دولت است. در هشت سال پس از جنگ، ایران تمایل داشت و قادر بود تمام انرژی و منابع خود را صرف جنگ با دشمنان خارجی نماید. بنابراین میتوانیم انتظار داشته باشیم رهبران ایران هر کمپین انتقادی را با کمترین نگرانی درمورد محدودیتهای داخلی اجرا نمایند.
از آنجا که رهبران ایران توجه زیادی به جنگ کرده و تأکید داشتند جنگ منافع زیادی برای ایران دارد، پایان دادن به جنگ با نتیجهای کمتر از پیروزی کامل امری بسیار مشکل شد. با در نظر گرفتن این که حمله به ایران احتمالاً به همین صورت برای استحکام اتحاد داخلی و بهانه دادن به حکومت جهت تحکیم قدرت نیز مفید است، انگیزه ایجاد یک درگیری انتقامجویانه طولانی بسیار زیاد است. در جنگ ایران و عراق، رهبران ایران با ابزاری برای حفظ اتحاد داخلی آشنا شدند که پیش از حمله عراق بسیار از هم گسسته بود.
بنابراین برپایی کمپین علیه دشمن خارجی راهی شد برای حفظ حمایت از این رهبران. همانطور که انتظار میرود در حال حاضر نیز حمله به ایران باعث اتحاد مردم شود، میتوان انتظار داشت که ایرانیان در حمایت از کمپین انتقام در برابر این حمله نیز متحد بمانند.
* جنگ علیه ایران، یک کمپین غربی و بینالمللی برای از بین بردن جمهوری اسلامی است
نحوه ترسیم جنگ ایران و عراق در ایران نیز به روشن شدن پاسخهای احتمالی ایران در برابر حملات آینده کمک میکند. رهبران ایران تأکید دارند که در این جنگ، ایرانیان نماینده اسلام بودند، در حالیکه عراقیها و حامیان آنان برای نابودی اسلام میجنگیدند. آنها معتقد بودند برای حفظ اسلام، باید از جمهوری اسلامی حفاظت کرد. بنابراین جنگ برای بقای حکومت مساوی شد با جنگ برای بقای دین.
با تزریق دین در جنگ به این شکل، رهبران ایران «منطقی پرسشناپذیر برای جنگ» ایجاد کردند. رهبران ایران ممکن است راهبردی مشابه را در بسیج نیروها در حملات آینده به کار گیرند. نشان دادن درگیری و انتقام به شکل مناظرهای ایدئولوژیک، هم به منافع رهبران ایران کمک میکند و هم جنگ را دشوارتر میسازد.
روش دیگر تشریح این جنگ توسط رهبران ایران، ترسیم آن به عنوان یک کمپین غربی و بینالمللی علیه جمهوری اسلامی بود. آنها مدعی بودند آمریکا، صدام حسین را تشویق به حمله به ایران کرده و کمکهای بینالمللی به عراق نشان دهنده قصد آنان برای مقابله با جمهوری اسلامی و سرکوب کردن آن است. این کار مجدداً باعث جلب حمایت مردم در جنگ شده و خطر درگیری را افزایش داد. حمله مجدد به ایران، حتی حملات محدود توسط یک گروه با هدف تأسیسات هستهای ایران، نیز به همین صورت دیده خواهد شد. این امر به عنوان کمپینی توسط اسرائیل، آمریکا و غرب برای حفظ تسلط خود بر خاور میانه و منابع آن و از بین بردن تهدید جمهوری اسلامی از طریق تغییر حکومت برداشت خواهد شد. حمله به ایران، مانند حمله عراق، در داخل کشور به عنوان قسمتی از الگوی غربی برای خرابکاری و حمله قلمداد خواهد شد که استعمار اقتصادی انگلیس و روسیه، اشغالگری در طول جنگ جهانی دوم، کودتای برکناری مصدق در سال 1953 و سالها حمایت از رژیم سرکوبگر شاهنشاهی را به هم مرتبط میکند.
* حمله به ایران، میتواند نظر مخالفان حکومت در داخل ایران را نیز تغییر دهد
برای ایرانیانی که گفتههای معمول در مورد حمله مداوم و مشترک غرب را مورد سوال قرار میدهند، حمله به خاک ایران هرگونه شکی را از بین خواهد برد و نسل بعدی ایرانیان با همین دیدگاه را در معرض خطر قرار میدهد. علیرغم عبارات به ظاهر باشکوهی که رهبران ایران برای توصیف حمله عراق و پاسخ ایران استفاده میکنند، این رهبران در تلاش بودند تصمیماتی منطقی در مورد بهترین راه پیگیری جنگ و تحکیم جمهوری اسلامی اتخاذ نمایند. به عنوان مثال، تصمیم حمله به عراق به عنوان امری لازم برای حفاظت از ایران قلمداد میشد.
* عملیات نظامی علیه ایران، فرصتی دوباره برای این کشور است
تمام رفتارهای سیاست خارجی جمهوری اسلامی شامل یک مصلحتگرایی عقلانی گاهی با پوشش ایدئولوژیک بوده است. عملیات نظامی علیه ایران، و حتی تهدید مداوم به حمله، احتمالاً فرصت دوبارهای به جمهوری اسلامی خواهد داد. حامیان صدیق انقلاب، تقویت شده و بسیج میشوند، و ایران از حمایت دیگر کسانی که در محکومیت حمله و برای انتقام به این نیروها خواهند پیوست نیز بهرهمند خواهد شد. تهدید به حمله، و قطعاً خود حمله، اثبات عقاید امنیتی است که سالهاست رهبران ایران آنها را ترویج کردهاند؛ که غرب مصمم است جمهوری اسلامی را از بین ببرد.
آنان استاد استفاده از تهدید به حمله، علائم مبنی بر دشمنی غرب با ایران و حتی حمله، برای تحکیم قدرت خود هستند. به علاوه، هرچه احتمال حمله بیشتر شود، ایرانیان برای دستیابی به قدرت هستهای مصممتر خواهند شد. سیاست تهدید و حمله به ایران به عنوان یک عامل حیاتی در حفظ جمهوری اسلامی عمل کرده است.
[ad_2]




