دولت های هفتم و هشتم(۸۴-۷۶) مساوی است با ریاست جمهوری فردی که خود را امین و حافظ آعتماد و رای مردم می دانست. بله محمد خاتمی! او که همه افتخارش رای بیست میلیونیش بود ولی قدر این آرا را ندانست و با کارهای ناشیانه بعدی خودش زمینه را برای حضور بیشتر منافقان و سرسپردگان ضد انقلاب فراهم کرد.دوران سیاه ریاست جمهوری او زمانی بود که افرادی مثل عطاالله مهاجرانی-کدیور- اکبر گنجی-اشکوری- شیرین عبادی-ابطحی-رمضان زاده پا گرفتند ودم درآوردند وزمینه ساز آشوب و اختلافات شدند. [برای مشاهده لینک ها باید عضو انجمن های گفتگوی مذهبی نورآسمان باشید . برای عضویت در نورآسمان اینجا کلیک کنید….] را که می شناسید…


وزیر ارشادی که قرار بود ارزش های اسلامی را احیا و پاسداری کند.او خود را فردی انقلابی معرفی می کرد و همواره سوابق خودش را مثال می زد. کسی که امروز اصل جمهوری اسلامی را هدف قرار داده و دمخور صهیونیست های جانی شده است.پای گفتگوی تلویزیون های مخالف جمهوری اسلامی است و تمام ارکان و ارزش های انقلابی و اسلامی را زیر سئوال می برد. لندن نشینی که هر از چند گاهی عده ای قلیل از افراد بی شعورتر از خودش را برای راهپیمایی علیه جمهوری اسلامی ایران تحریک می کند. بدیهی و آشکار است که زیر سئوال بردن جمهوری اسلامی و اقدام علیه آن مخالفت صریح با اسلام است.اکبر گنجی هم که فردی بود که به طور کامل ضد دین بود واحکام دینی را مساوی با عقب ماندگی می دانست و مدتی هم اعتصاب غذا کرد. حضور ننگین او در کنفرانس برلین را که خاطرتان است؟ کنفرانسی که سراسر نفاق بود! او حتی همجنس بازی را هم حلال می داند!!بعد افرادی از همین دولت های ننگین خاتمی او را تطهیر می کنند و از وضعیت بد و خفقان یاد می کنند و سعی در سبک نشان دادن جرم او دارند!شیرین عبادی که همواره سخنگوی تریبون های اسرائیلی بوده و مدعی حقوق بشر و حقوق زنان است. آقای [برای مشاهده لینک ها باید عضو انجمن های گفتگوی مذهبی نورآسمان باشید . برای عضویت در نورآسمان اینجا کلیک کنید….] باید برای استقبال از سخنان و افکار فردی که از اسرائیل حمایت و جنایاتش را در جهت صلح می داند توضیح بدهد البته اگر عقلش کاملا زایل نشده باشد.ابطحی و رمضان زاده رو هم که می شناسید و ماجرای دستگیری هایشان! البته افراد دیگری هم بودند که فقط چند نمونه شان را ذکر کردم. اتفاقاتی که بدست جریانات وابسته به دوم خرداد و در راس آن ها دولت های هفتم و هشتم افتاد. دولتی که خود را فقط وقف توسعه سیاسی (به سبک ضد انقلابی و سکولاری و لیبرال) و آزادی از نوع بی بند وبار کرده بود:
۱-حوادث کوی دانشگاه تهران که پروژه ای از پیش تعیین شده و با چراغ سبز برخی افراد خاص دوم خردادی پی ریزی شد.
۲-کنفرانس ننگین برلین
۳-درگیری در مجلس
۴-اقدامات در جهت تهاجم فرهنگی مثل حذف معاونت پرورشی از آموزش و پرورش و اشاعه بی بندوباری با دادن آزادی برای انجام اینگونه فعالیت ها که جرقه این فعالیت ها بود و تا به امروز ادامه دارد
۵-توهین به روحانیت
۶-ترور های ساختگی مثل پروژه سعید حجاریان
۷-توقف کامل غنی سازی اورانیوم به مدت دو سال و دستور مقام رهبری برای شکستن پلمب غنی سازی جمهوری اسلامی ایران
۸-شعار ساختگی گفتگوی تمدن ها که کاملا به ضرر کشورهایی است که می خواهند مستقل باشند چون رسانه ای در اختیار ندارند. این شعار هم پروژه ای برای جا دادن به افکار مارکسیستی و لیبرال بود.
۹-ظهور نهیلیسم و پوچ گرایی در ایران که آثارش مشهود است.
۱۰- استفاده ابزادی از دانشجویان برای تقابل با انقلاب اسلامی و مبانی آن
و…