جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
کیانیان: چرا سوپرمن، اسپايدرمن و تارزان؟
ببينيد كشور امريكا ۳۰۰ سال قدمت دارد و اسطوره هايش هم مدرن هستند مثل سوپرمن، بتمن، اسپايدرمن و تارزان كه اساطير امريكا محسوب مي شوند ولي اساطير ما كه چند هزار ساله است و مي تواند روحيات يك ايراني را متصور شود مغفول مانده است.
رضا كيانيان از جمله بازيگران تحصيل كرده سينماست كه توانسته با ايستادن روي پاي خودش پله هاي ترقي را يكي يكي طي كند.او كه حالا خاطرات مختلفي را در ذهن هاي مردم از خودش به جا گذاشته، بازيگري را زندگي مي كند! اين را زماني درك مي كنيم كه پرويز پرستويي درباره هم بازي شدن با او در شاهكار سينمايي “آژانس شيشه اي” مي گويد كه برخي مواقع آنقدر در نقش فرو مي رفت كه عصبي مي شدم و تصور مي كردم واقعا دارد با من جدل مي كند.
رضا كيانيان فرزند مشهد است. همشهري “عباس”. بخش اول گفت وگوي با او را در ادامه بخوانيد.
*من هميشه دوست داشتم بازيگر شوم، بعد هم فكر نمي كردم كار ديگري در زندگيم بتوانم انجام بدهم. من از ۱۵سالگي جزو گروه تئاتر حرفه اي بودم به سرپرستي برادرم بعد هم كه دانشگاه رفتم. خوشبختانه پدرم اصلاً نمي دانست ما كلاس چندم هستيم (مي خندد)، مادرم بيشتر حواسش به ما بود.
*در آن زماني كه مشهد بوديم با خيلي ها كار مي كردم از جمله آقاي فريدون صلاحي كه از اساتيد بزرگ مشهد بودند و به رحمت خدا رفت، آقاي محمد كلاهي اهري كه از شاعران بنام امروز است بود، رضا صابري بود، فيروز دباغي و رضا سعيدي بودند. آقاي داريوش ارجمند بود كه البته هم دوره اي برادرم محسوب مي شد.
*الان ما تا مي خواهيم راجع به فرهنگ حرف بزنيم يك جوري آن را مي چسبانند به سياست يا به يك جايي از حكومت و جريان هاي سياسي كه آدم از حرفش پشيمان مي شود، ما تا كي بايد اين برچسب زني ها را تحمل كنيم؟ آن زماني كه ما در مشهد فعاليت داشتيم واقعاً اينجوري نبود كه به كسي برچسب بزنند، جريان ها به مخالف و موافق تقسيم بندي مي شدند و مثلاً مي گفتند تو مخالف هستي ولي كسي جلوي رشد ديگري را نمي گرفت چون افراد خودشان با رشد عقلي كه به واسطه مباحث جمعي مي كردند راهشان را انتخاب مي كردند.
*مثلاً دكتر شريعتي در حسينيه ارشاد سخنراني مي كرد يا استاد مطهري خدا بيامرز را كه همه ما مي دانيم چه جوري در سخنراني هايش رژيم پهلوي را مي كوبيد، در حسينيه ارشاد حرف مي زد و ما مي توانستيم پاي سخنراني او برويم.
*مولا علي مي فرمايد: هيچ حكومتي نيست كه لايق ملتش نباشد و هيچ ملتي هم نيست كه لايق حكومتش نباشد. ما نمي توانيم حساب ايراني بودنمان را از حكومتمان جدا كنيم و بگوييم ايراني ها مثلاً اين جوري فكر مي كنند ولي حكومتمان جور ديگري فكر مي كند. اما من مي گويم دولت قرار است مديريت كند يعني مثلاً كشور ما در بازه زماني ۸سال توسط فرد ديگري مديريت شد از اينجا به بعدش را كس ديگري مديريت مي كند و بعد هم فرد ديگري مديريت كشور را دستش مي گيرد پس بايد اين حكومت سالم به مدير بعدي سپرده شود.
*خيلي از ايراني هايي كه خارج زندگي مي كنند نمي دانند چطور بايد خودشان و فرهنگشان را نشان دهند، نمي توانند گذشته كشورمان را براي يك اروپاي يا امريكايي ترسيم كنند.
*ببينيد كشور امريكا ۳۰۰ سال قدمت دارد و اسطوره هايش هم مدرن هستند مثل سوپرمن، بتمن، اسپايدرمن و تارزان كه اساطير امريكا محسوب مي شوند ولي اساطير ما كه چند هزار ساله است و مي تواند روحيات يك ايراني را متصور شود مغفول مانده است.
*چرا ما اينقدر به اساطيرمان بي اعتنا هستيم؟ چون ما همه چيز را امروزي مي بينيم، هه چيز را در حد همان نوك دماغمان مي بينيم، يعني مثلاً گفته مي شود سازمان ملي جوانان، اين سازمان يكي از وظايفش اين است كه به جوانان بگويد كي بوديد و چه كسي هستيد، فقط نگوييد شما شاداب باشيد، شما سرزنده باشيد، چه جوري شاداب بودن را نشان دهد من عذرخواهي مي كنم كه جوابم طولاني شد ولي اجازه مي خواهم كه حرفم را بزنم، ببينيد ما كلي چهره علمي داريم كه وقتي وارد يك كشور اروپايي و امريكايي مي شوند برايشان جشن مي گيرند، خوب چرا ما اينها را نمي شناسيم؟ ما در رشته هاي مختلف مثل نقاشي، آهنگسازي، معماري، مجسمه سازي كساني را داريم كه در جهان حرف براي گفتن دارند، شما خبر داريد كه سمبل المپيك را يك ايراني ساخته است؟ چرا نمي دانيم؟ چرا به فكر سياست هستيم، به فكر اين هستيم كه جريان و طيف مقابلمان را زمين بزنيم به فكر اين هستيم كه چه جوري از شكست تيم هايي كه به المپيك فرستاديم به نفع خودمان استفاده كنيم.
*اين قضيه ۲ طرف دارد، يكي اين كه به ما نگفتند، دوم اينكه ما هم نخواستيم كه به ما بگويند، ببينيد من الآن مي خواهم كه به من بگويند، شما هم بايد بخواهيد تا مسئولان به ما بگويند بنابراين همه در اين قضيه نقش دارند ما با مطالبه گري نقش داريم مسئولان با معرفي كردن مفاخر نقش دارند. چرا هميشه حكومت از ما مطالبه كند؟ ما هم كه داريم ماليات مي دهيم و در اين جامعه زندگي مي كنيم حق داريم طلب كنيم چيزهايي را كه حقمان است، اين مي شود مردم سالاري
[ad_2]




