جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
زهد يعني امير باش نه اسير
آيت الله ناصر مكارم شيرازي
زهد يعني امير باش نه اسير
امام علي(ع) درباره زهد فرموده است. «أيها الناس، الزهاده قصر الأمل و الشكر عند [عن] النعم و التورع عند المحارم، فن عزب ذلك عنكم فلا يغلب الحرام صبركم و لا تنسوا عند النعم شكركم، فقد أعذر الله ليكم بحجج مسفره ظاهره و كتب بارزه العذر واضحه » (خطبه:81)
در اين سخن كوتاه و فشرده و در عين حال پرمحتوا، امام(ع) به تعريف حقيقت زهد مي پردازد و مي فرمايد: «اي مردم زهد همان كوتاهي آرزو و شكر و سپاس در برابر نعمت و پارسايي در مقابل گناه است.»
توضيحي كه امام(ع) با اين سه جمله درباره زهد مي فرمايد، در برابر تفسيرهاي غلطي است كه از زهد مي شود و چه بسيارند كساني كه هرگز معناي زهد را نفهميده اند و خود را «زاهد» مي پندارند و تصور مي كنند «زهد» تنها پوشيدن لباس هاي ساده، يا عدم ورود در مسائل مهم اجتماعي و گوشه گيري و جدايي از جامعه انساني و بيگانگي نسبت به فعاليت هاي اقتصادي است، در حالي كه هيچ يك از اينها دليل بر زهد نيست.
حقيقت «زهد» كه در برابر «رغبت» قرار دارد، همان بي اعتنايي نسبت به مواهب مادي است و يا به تعبير ديگر: «عدم وابستگي نسبت به دنيا و مظاهر دنيا مي باشد، هر چند امكانات وسيعي در اختيار داشته باشد.» كسي كه نسبت به امور مادي بي اعتنا است، هرگز دنبال آرزوهاي دور و دراز نيست (آرزوهاي دور و دراز مخصوص دنياپرستان است) و كسي كه چنين است در برابر نعمت ها سپاسگزار و در برابر گناهان خويشتن دار است، زيرا نعمت ها، او را به خود مشغول نمي دارد و از ياد خدا غافل نمي كند و گناهان، دل و دين او را نمي ربايند.
در كلمات قصار مولا(ع) نيز، تفسير ديگري از زهد شده كه هر چند در ظاهر با اين تفسير متفاوت است، ولي در واقع به يك معنا بازمي گردند، [آنجا كه] مي فرمايد: «الزهد كله بين كلمتين من القرآن: قال الله سبحانه: «لكيلا تأسوا علي مافاتكم و لا تفرحوا بما آتاكم و من لم يأس علي الماضي و لم يفرح بالآتي فقد أخذ الزهد بطرفيه»، تمام زهد در ميان دو جمله از قرآن است، خداوند متعال مي فرمايد: «تا بر گذشته تأسف نخوريد و نسبت به آينده شاد و دلبسته نباشيد.» بنابراين آن كس كه غم گذشته (و آنچه را از دست داده) نمي خورد و نسبت به آينده (و آنچه در دست دارد) شاد و دلبسته نيست، هر دو جانب زهد را در اختيار گرفته است.»
اين تعبير اشاره است به اينكه حقيقت زهد، ترك وابستگي ها و گسستن زنجيرهاي اسارت مربوط به گذشته و آينده است.
تعبير به «و الشكر عند النعم» كه به عنوان دومين ركن، از اركان سه گانه زهد شمرده شده، اشاره به اين است كه همواره نعمت ها را از سوي خدا بداند، نه از سوي خود، تا همين سبب دلبستگي اش به خدا شود، نه دلبستگي به خويشتن، تعبير به «التورع عند المحارم» اشاره به اين است كه ريشه اصلي گناه، دنياپرستي است، همانگونه كه در حديث معروف مي خوانيم: «حب الدنيا رأس كل خطيئه »؛ علاقه و عشق به دنيا، ريشه و سرآغاز هر گناهي است.
بنابراين كسي كه آرزوهايش كوتاه و در برابر نعمت هاي الهي شكرگزار و در برابر گناهان خويشتن دار است، زاهد واقعي است، خواه فقير باشد يا غني، چرا كه معيار زهد و وارستگي هرگز فقر نيست، سپس امام(ع) در ادامه اين سخن مي فرمايد: «اگر نتوانستيد همه اين صفات را فراهم سازيد، لااقل مراقب باشيد حرام، بر اراده و صبر شما چيره نشود و در برابر نعمت هاي الهي شكر خدا را به فراموشي مسپاريد، چه اينكه خداوند با دلايل روشن و آشكار و كتب آسماني ب،ارز واضح اتمام حجت كرده است»
با اينكه امام(ع) در قسمت اخير، بر دو قسمت از اركان سه گانه زهد تأكيد مي ورزد (پرهيز از گناه و شكرگزاري در برابر نعمت) ولي تعبيراتي كه در اين چند جمله به كار رفته، نشان مي دهد كه منظور امام(ع) اين است كه اگر شكر نعمت را به طور كامل انجام نمي دهيد، لااقل شكرگزاري را به فراموشي نسپاريد و اگر ورع و پرهيز از گناه را در حد اعلا- كه پرهيز از مشتبهات را هم شامل مي شود- نداريد، لااقل حرام، بر صبر شما غلبه نكند و اين حد از تقوا را رعايت كنيد.
جمله هايي كه مولا(ع) در بيان علت زهد ذكر فرموده، اشاره بر اين است كه اين حد از زهد و تقوا، بر همه كس لازم است، چرا كه خداوند اتمام حجت كرده، از اين رو هيچ كس در مخالفت با آن معذور نيست. كوتاه سخن اينكه، پرهيز از گناه و شكر نعمت، داراي دو مرحله است: يك مرحله آن وظيفه همه مسلمانان و در واقع شرط ايمان است و يك مرحله عالي دارد كه آميخته با پرهيز از مشتبهات و كوتاهي آرزوها است و اين درخور زاهدان و شايسته پيشگامان از اهل ايمان است.
[ad_2]




