مردم ستون سیاست اسلامی هستند

خانه » مردم ستون سیاست اسلامی هستند

جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]

مردم ستون سیاست اسلامی هستند

مردم ستون سیاست اسلامی هستند





نامه ۵۳ نهج‌البلاغه همان نامه‌ معروفی است که وجود مبارک حضرت امیر(ع) برای مالک اشتر در هنگام اعزام به مصر مرقوم فرمود.
وجود مبارک حضرت امیر(ع) به ما فرمودند: همان‌طوری که بالاخره شریعت، ستونی دارد سیاست دینی هم ستونی دارد. شریعت اسلامی ستونش نماز است که «الصلاه عمود الدین» (الامالی شیخ طوسی: ۵۲۹) سیاست اسلامی، ستونی دارد که ستون آن توده مردم مسلمانند. با «انّما» ذکر کرده در مسئله نماز ظاهراً چنین چیزی نیست که «انّما الصلاه عمود الدین» دارد «الصلاه عمود الدین» اما درباره سیاست اسلامی فرمود: «إِنَّمَا عِمَادُ الدِّینِ وَ جِمَاعُ الْمُسْلِمِین وَالْعُدَّه للْأَعْدَاءِ الْعَامَّهُ مِنَ الْأُمَّهِ» فرمود: ستونِ سیاست، مردمند. شما اگر رضایت مردم، اشتغال مردم، کار مردم، رفاه مردم، اقتصاد مردم، آبروی مردم را حفظ نکردی به ستون دین آسیب رساندی. این را به مالک فرمود مواظب باش وقتی به مصر می‌روی نگذار کسی فقیر باشد.
حضرت فرمود: مالک! ما که قیام کردیم خلافت را پذیرفتیم برای این بود که دین را آزاد کنیم. مردم بنده خدایند، مردم رها نیستند، اما این دین در بند بود. فرمود: «فَإِنَّ هذا الدِّینَ قَدْ کَانَ أَسِیراً فِی أَیدِی الْأَشْرَارِ یعْمَلُ فِیهِ بِالْهَوی وَ تُطْلَبُ بِهِ الدُّنْیا» اینها با دین بازی کردند، دین را به بند کشیدند با رشا و ارتشا حکومت را خواستند قبضه کنند، من آمدم این دین را آزاد کردم. وقتی دین آزاد شد، قدرت آزادسازی دیگران را هم دارد. ابزار دنیا شده بود. دین، اسیر بود بنابراین سیاست اسلامی در درجه اول آن است که حرم امن دین شناخته بشود، دین آزاد بشود، به میل خود تفسیر نشود و مردمی که ستون دین هستند، بیکار نباشند، بی‌اقتصاد و فرهنگ نباشند.

مطلب دیگر در آیین کشورداری بود، ایشان فرمودند: جامعه دارای اصناف است و قوای رسمی جامعه سه قسمت است؛ یک قسمت مربوط به قضا و دستگاه دادگستری است. یک قسمت مربوط به اجرائیات است یک قسمت هم مربوط به تَقنین. تقنین را به عهده خودش که معصوم بود، قرار داد. برای اینکه اینها اهل بیت هستند که حق در دور اینها می‌گردد. ما یک قانون نوشته‌ای نداریم که کار پیغمبر و اهل‌بیت(علیهم‌السلام) را مطابق با آن قانون تطبیق بکنیم. ما قانون‌مان را از سیره و سنّت اینها داریم. خدای سبحان اینها را پروراند، معصوم قرار داد، ملکه عصمت به اینها عطا کرد، عدالت و فضیلت عطا کرد. اینکه فرمود: «علی مع الحق و الحق مع علی» این تعبیر درباره عمار هم آمده، اما تفاوت مهم در مرجع ضمیر است که «عمار مع الحق یدور عمار مدار الحق حیث ما دار الحق» ولی درباره حضرت امیر این ضمیر «یدور» به حق برمی‌گردد؛ «یدور الحق مدار علی حیث ما دار». از کجا می‌فهمیم چه چیزی حلال است؟ چه چیزی حرام؟ با فعل معصوم، قول معصوم، تقریر معصوم می‌فهمیم. بنابراین از نظر تقنین فرمود: تقنین به دست خود معصوم(ع) است. دستگاه قضا است. دستگاه اجرا است. قانون را وقتی از اهل‌بیت(علیهم‌‌السلام) گرفتیم، یک عده باید اجرا بکنند. یک عده باید بین اجرا و تصویب، مناسبت برقرار کنند و داوری کنند و ببینند آیا آن اجرائیات مطابق مصوّبات است یا نه که می‌شود دستگاه قضا. در طلیعه اسلام، وجود مبارک حضرت امیر(ع) تفکیک قوا را مطرح کرده که بعدها ابن‌خلدون یا اخوان‌الصفا و امثال اینها به مسئله تفکیک قوا اشاره کردند.

حضرت فرمود: مردم در هر صنفی که باشند باید رضایت‌شان تأمین بشود. نیازشان تأمین بشود. پس از تفکیک قوا نوبت به نیروهای نظامی و انتظامی رسید، مقام آنها را گرامی داشت، نوبت به کشاورزان و امثال ذلک رسید مقام آنها را گرامی داشت. بخش مهم اداره مملکت را به نیروی اقتصاد داد. فرمود: درست است دستگاه قضا لازم داریم. دستگاه اجرا لازم داریم. دستگاه نظامی و انتظامی لازم داریم، ولی همه اینها به اقتصاد وابسته است که این اقتصاد به عهده تجّار و سرمایه‌دارانی است که باید تولید ملی داشته باشند، از کار و تولید ملی حمایت بشود، روی پای خودشان بایستند و مانند آ‌ن.
فقیر به معنای ندار نیست. آن کسی که چیزی ندارد به او می‌گویند فاقد. نداری عبارت از فقدان است. فقیر در عربی همان است که ما در فارسی می‌گوییم کمرشکسته، فقیر یعنی کسی که ستون فقراتش شکسته است. کسی که وضع مالی‌اش خوب نیست، قدرت ایستادگی ندارد، از این رو می‌گویند فقیر. فرمود مبادا کشور گرفتار فقر بشود این، جلوی مقاومت و ایستادگی را می‌گیرد. آن‌که سر کوی ایستاده دارد گدایی می‌کند این به حسب ظاهر ایستاده است، ولی واقعاً نشسته است، اما آن‌که نشسته است روی میز دارد تجارتخانه‌اش را اداره می‌کند، این ایستاده است منظور ایستادگی است.

فرمودند: مالک! مصر را طرزی اداره کن که ما فقیر نداشته باشیم. فقیر اقتصادی نداشته باشیم. فقیر طبیعی در عالَم فراوان است. نمی‌شود ما عالَم داشته باشیم، دنیایی باشد، زندگی داشته باشیم فقیر طبیعی نداشته باشیم. فقیر طبیعی مثل کودکان، سالمندان، از کار افتاده‌ها، بیمارانی که قابل علاج نیستند، اینها فقیر طبیعی‌اند. دنیایی که در آن کودک نباشد، پیرزن و پیرمرد نباشد، مریض و مفلوک نباشد نداریم! این می‌شود بهشت. اما فقر اقتصادی ممنوع است. فرمود همه اینها در بیت‌المال سهمی دارند. فرمود هیچ‌کس در نظام اسلامی بی‌سهم نیست. وجود مبارک حضرت امیر(ع) دیدند یک کهنسال و سالمند نابینایی دارد تکدّی می‌کند، فرمودند: این کیست؟ عرض کردند یک مسیحی نابیناست دارد گدایی می‌کند، فرمود: آن وقتی که نیروی کار داشت به این کشور خدمت کرد الآن که نابیناست باید گدایی بکند؟ «أنفقوا علیه من بیت‌المال» (تهذیب‌الأحکام۶: ۲۹۳) برای او حقوقی قرار بدهید. نمی‌گوید پیرمرد است. مسیحی است. باید گدایی بکند این می‌شود حکومت اسلامی، فرمود مردم، ستون دینند برای همه هم مشخص شده است که ما چقدر مال بدهیم و چه کسی را تأمین بکنیم. اگر نظام اسلامی این را نداشته بود که ذات اقدس الهی برنامه تنظیم نمی‌کرد. بنابراین اگر ما مسائل اخلاقی را رعایت بکنیم، بال و پری پیدا کنیم، خیلی بهتر از این فکر می‌کنیم همه نعمت‌ها را ذات اقدس الهی به ما داده است. آن وقت انسان به سیر کردن گرسنه، رغبت پیدا می‌کند. ما لذت‌های روحی را نیازمودیم. آن بزرگان از اطعام بیش از طعام لذت می‌برند، یعنی اگر گرسنه‌ای را سیر بکنند بیش از آن لذت می‌برند که خود سیر بشوند. حالا ما نه آن تکلیف را داریم، نه مقدور ماست.

درس اخلاق علامه شیخ عبدالله جوادی‌آملی مورخ ۲۶ اردیبهشت ماه

[برای مشاهده لینک ها باید عضو انجمن های گفتگوی مذهبی نورآسمان باشید . برای عضویت در نورآسمان اینجا کلیک کنید….]

[ad_2]

 

حرز امام جواد

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا