جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
چند گناه با یک زبان کوچولو!
چند گناه با یک زبان کوچولو!
اصطلاح یک تیر و دو نشان را همه شنیده ایم. این اصطلاح مثبت است. اما گاهی انسانها با یک تیر چند بلا به سر خودشان می آوردند. در اینجا به چند نمونه از این گناهها که با زبان انجام میشود نگاهی می اندازیم:معمولا این ضرب المثل را در زمینه مثبت به کار می برند، اما کسانی هستند که با یک تیر چند بلا بر سر خودشان می آورند و در آن واحد خود را در چند گرفتاری بزرگ و کوچک گیر می اندازند و عین خیالشان هم نیست و تازه خود را در اوج زرنگی و باهوشی می بینند.
چنین آدم هایی به نظر من و شما شاید خیلی احمق به نظر برسند، جالب اینجاست که این توصیفی از حال و روز بسیاری از ماست که در آن واحد چندین و چند برزخ برای خودمان فراهم می کنیم اعمال خوبمان را بر باد فنا می دهیم، قسمتی را به دیگران می بخشیم، حق الناسی را به جان می خریم و در پروندیمان ثبت می کنیم و برای روز حساب مهر و مومش می کنیم.
می پرسید چطور؟ ببینید مثلا به ما گفته اند غیبت نکنید غیبت کار خوبی نیست و … خیلی از ما که غیبت نقل و نبات مجالسمان است و بسته به جانمان برایمان حکم اکسیژن را دارد نمی توانیم غیبت نکنیم.
اوج فاجعه خود را جایی نشان می دهد که این گناه خیلی بزرگ را با هنرمندی تمام به گل و سبزه های گناهان دیگر می آراییم و تقدیم دیگران می کنیم و آن وقت همین ترکیبات خطرناک را در پرونده خودمان ثبت شده نگه می داریم و با قیافه ای حق به جانب حتی احتمال هم نمی دهیم که خدای ناکرده خطایی از ما سر زده باشد چه برسد به اینکه چند تایش را با هم انجام داده باشیم (غفلت) .
مثلا بعضى افراد بعنوان گریز از غیبت مى گویند: «مى ترسم توضیح بدهم غیبت شود »! یا از این بالاتر مى گویند: «افسوس که شرع زبان ما را بسته است»! یا اینکه «شرع اجازه نمى دهد وگرنه گفتنی ها را مى گفتم»!اینگونه افراد نه فقط تلویحاً مرتکب غیبت مى شوند ، بلکه بواسطه مبهم گذاردن موضوع، سوء ظن مخاطب را نسبت به همه چیز ، درباره شخص مورد نظر برمى انگیزند ، و اى بسا موضوع را خیلى بزرگتر از آنچه هست نشان دهند علاوه بر همه اینها مرتکب «ریاکارى » نیز شده اند ، و به این ترتیب دو عمل زشت را بطور خطرناکى به هم مى آمیزند . یا اینکه در لباس دلسوزى مى گویند: «بیچاره فلان کس پایش لغزید و مرتکب فلان گناه شد ، خدا او را بیامرزد » !
در این مورد نیز «ریا» و «غیبت» با هم آمیخته شده است.
یا اینکه در مقام «خودنمایى » مى گوید : «الحمد لله که من مبتلا به شراب و مواد مخدر و … مانند فلان کس نشدم ، راستى اگر خدا انسان را حفظ نکند کار مشکل مى شود ، دام سخت است مگر یار شود لطف خدا … ! » و به این ترتیب «غیبت » و «ریا » و «خودستایى » را یک جا مرتکب مى شود !
یا اینکه مى گوید: «من تمام این مطالب را جلو خودش هم گفته ام و یا خواهم گفت»!
و به این ترتیب راه «حمل به صحت» را نیز مى بندد و غیبت خود را با این «استدلال واهى» ـ که هیچگونه تأثیرى در ماهیت غیبت ندارد ـ مؤکدتر و غلیظ تر مى سازد .
یا مثلا شخصی می آید شوخی کند، اسم شخصی را می آورد عیب هایش را بزرگ کرده مسخره می کند چند دروغ ریز و درشت هم داخلش می کند که می خواهد عده ای را بخنداند ،به این ترکیب پیچیده نگاه کنید .
“سخن لغو” + “غیبت” + “مسخره کردن” +” عیب جویی” + “خودبرتر بینی” + “دروغ “+ “کسب توجه مردم به قیمت خشم خدا” =؟واقعا چند گناه کبیره با یک عمل کوچک انجام می شود به این می گویند یک تیر و چند گناه، شاخ و دم که ندارد این برنامه روزانه خیلی از ماست . بعد هم صدایمان به فغان بلند است که خدایا مگر من چه گناهی کرده ام ،و در پی آن به تفکری عمیق فرو می رویم که آیا ممکن است از من خطایی هم سر زده باشد؟!
تایک سختی کوچک به ما می رسد دلیل آن را هر چیزی می شمریم به جز اعمال زشت خودمان ،به جز نتیجه آن ترکیبات خطرناک، با خود می گوییم خداوند بندگان مقربش را سختی می دهد، و این شعار را با هزاران ادا و اطوار شیطانی در لباسی از معارف دین بر سر دیگران می زنیم .
البته که سختی ها برای بندگان مقرب است ،اما همین سختی ها فلسفه دیگرشان کفّاره گناهان هم هست ،پس مغرور نباشیم،اگر دقت کنیم می بینیم که رحمت خداست که هنوز خرده آبرویی داریم و توان معیشتی و والا ما کجا و لاف های گزاف کجا؟
منبع:
کتاب زندگی در پرتو اخلاق
[ad_2]




