از در درآمدی و من از خود به درشدم

خانه » از در درآمدی و من از خود به درشدم

جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]

از در درآمدی و من از خود به درشدم

از در درآمدی و من از خود به درشدم

از در درآمدی و من از خود به درشدم
گويي کز این جهان به جهان دگر شدم


گوشم به راه تا که خبر می‌دهد ز دوست
صاحب خبر بیامد و من بی‌خبر شدم


چون شبنم اوفتاده بدم پیش آفتاب
مهرم به جان رسید و به عیوق برشدم


گفتم… ببینمش مگرم درد اشتیاق
ساکن شود ُ بدیدم و مشتاق تر شدم


دستم نداد قوت رفتن به پیش یار
چندی به پای رفتم و چندی به سر شدم


تا رفتنش ببینم و گفتنش بشنوم
از پای تا به سر همه سمع و بصر شدم


من چشم از او چگونه توانم نگاه داشت
کاول نظر به دیدن او دیده ور شدم


بیزارم از وفای تو یک روز و یک زمان
مجموع اگر نشستم و خرسند اگر شدم


او را خود التفات نبودش به صید من
من خویشتن اسیر کمند نظر شدم


گویند روی سرخ تو سعدی چه زرد کرد
اکسیر عشق در مسم آميخت زر شدم


[ad_2]

 

حرز امام جواد

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا