جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
فصل الخطاب
فصل الخطاب
“رهبر فصل الخطاب است” این جمله ای بود که مردم در سال 88 بارها و بارها آن را از زبان مسئولین شنیده اند. اما چندیست این جمله به فراموشی سپرده شده و از زبان مسئولین شنیده نمی شود.
به گزارش گروه اندیشه خبرگزاری حیات، تکیه بر فرمایشات مقام معظم رهبری در بیان مسئولین نظام همواره یکی از نقاط مثبت آنها از منظر مردم ولایتمدار و انقلابی ایران بوده و هست. امری که در سالهای پس از انقلاب هرگاه اختلافی میان مسئولین بوجود می آمد و به خصوص در سال 1388 و پس از اوج گیری غبار فتنه از سوی دلسوزان بارها مطرح میشد.
اما در سال 89 و پس از فروکش کردن غبار فتنه این تاکید بر فصل الخطاب بودن رهبری کمرنگ تر شد بگونه ای که میرفت تا به دست فراموشی سپرده شود. در سال 90 شاهد هیچ اشاره ای از سوی هیچ مقام مسئولی در این زمینه نیستیم. گویی خدایی ناکرده مقام معظم رهبری دیگر فصل الخطاب نیستند. در حالی که ایشان بارها در سال 90 همگان را توصیه به اعتدال کرده و بارها از خدمات دولت و شاکله ی مطلوب آن سخن گفتند، برخی مدعیان ولایتمداری که تا دیروز رهبری را فصل الخطاب میدانستند برخلاف نظر رهبر معظم انقلاب دولت ، شخص رئیس جمهور و اطرافیان وی را آماج سنگین ترین تهمت ها و تخریب ها قرار دادند.
فصل الخطاب دانستن مواضع و فرمایشات رهبر در سال 1388 گرچه مطلوب و خوب است اما کافی نیست. چه آنکه رهبر معظم انقلاب در آن مقطع حساس فتنه، قانون را فصل الخطاب دانسته و همگان را توصیه به قانون نمودند. در واقع ولایتمداری با قانونگرایی یکی شد و افراد قانونگرا مدعی ولایتمداری بودند. اما اکنون چه؟ اکنون در مواجهه با فضای بن بست سازی برای مملکت و دولت و عدم وجود قانون مصرح برای رفع اختلافات آیا رهبر و مواضع روشن ایشان برای مدعیان ولایتمداری فصل الخطاب نیست؟ دم زدن از ولایتمداری و ولایتمدار ماندن اکنون هنر است.رهبری عزیز در 14 خرداد این به ظاهر ولایتمداران را از این چنین رفتار ها برحذر داشتند و فرمودند: ” اگر به نام عدالتخواهى و به نام انقلابیگرى، اخلاق را زیر پا بگذاریم، ضرر کردهایم؛ از خط امام منحرف شدهایم. اگر به نام انقلابیگرى، به نام عدالتخواهى، به برادران خودمان، به مردم مؤمن، به کسانى که از لحاظ فکرى با ما مخالفند، اما میدانیم که به اصل نظام اعتقاد دارند، به اسلام اعتقاد دارند، اهانت کردیم، آنها را مورد ایذاء و آزار قرار دادیم، از خط امام منحرف شدهایم. اگر بخواهیم به نام انقلابیگرى و رفتار انقلابى، امنیت را از بخشى از مردم جامعه و کشورمان سلب کنیم، از خط امام منحرف شدهایم. در کشور آراء و عقاید مختلفى وجود دارد. اگر چنانچه یک عنوان مجرمانهاى بر یک حرکتى، بر یک حرفى منطبق شود، این عنوان مجرمانه البته قابل تعقیب است؛ دستگاههاى موظف باید تعقیب کنند و میکنند؛ اما اگر عنوان مجرمانهاى نباشد، کسى است که نمیخواهد براندازى کند، نمیخواهد خیانت کند، نمیخواهد دستور دشمن را در کشور اجرا کند، اما با سلیقهى سیاسى ما، با مذاق سیاسى ما مخالف است، ما نمیتوانیم امنیت را از او دریغ بداریم، عدالت را دریغ بداریم” (1)
اما گویی فرمایشات امام خامنه ای در ایشان تاثیر ندارد.هر چه ایشان فرمودند : ” خب، حرف که زده شد، پرتاب شد دیگر. اگر خداى نکرده حرفى باشد که کسى را یا جمعى را متهم کند، جبرانش بهآسانى ممکن نیست؛ مردم را ناامید میکند. امروز مسئولین دارند تلاش میکنند، کار میکنند. نگوئید فلان ضعف و فلان ضعف وجود دارد. بنده به ضعفها آگاهم. شاید بنده بعضى از ضعفها را هم بدانم که خیلىهاى دیگر ندانند. با وجود این ضعفها، آن چیزى که امروز در قوهى مجریه وجود دارد، یک شاکلهى خوب و مطلوب است. در کشور دارد کار انجام میگیرد.” (2)
اما همان مخاطبان حرف رهبر هر روز پشت تریبون رسمی انگشت اتهام را متوجه دولت میکنند و بدون اینکه حرف را در دهان خود مزمزه کنند آن را پرتاب کرده و اسم آن را افشاگری! میگذارند و به آن افتخار هم میکنند.
براستی فتنه بزرگتر از فتنه 88 که همه بزرگان و علما از وقوع آن بعد از فتنه 88 خبر میدادند چیست؟ آیا جز این است که گروهی با وجود ادعای ولایتمداری، رهبر را فصل الخطاب ندانسته و به فرمایشات او نه تنها بی توجهی کنند بلکه در جهت مخالف خط مشی رهبر حرکت کنند؟_________________
1- بیانات در 22امین سالگرد رحلت امام خمینی رحمةالله علیه
2- بیانات در دیدار با نمایندگان مجلس هشتم
[ad_2]




