جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
یک رابطۀ عاشقانۀ عجیب
یک رابطۀ عاشقانۀ عجیب![]()
اگر بذر هوسرانی در جامعه پراکنده شود، عشق یعنی محبت عمیق و دراز مدت نابود میشود و مردها نمیتوانند با همسر خود عاشقانه برخورد کنند. در این صورت عمر مفید خانمها مثل عمر دوران بازی فوتبالیستها کوتاه میشودنه تنها عقل با هوای نفس مبارزه میکند و اگر هوای نفس غلبه کند، عقل نابود میشود، بلکه هوای نفس دشمن عشق نیز هست و با عشق هم مبارزه میکند. عشق به معنایی که در ادبیات عرفانی ما آمده است همان محبت شدید است که بیشتر در امور معنوی قابل تحقق است.
اگر همین مفهوم را در جامعه جا بیانداریم خودِ خانمها محافظان مستحکم حیا و حجاب خواهند شد. چون آن خانم خودش میداند که اگر حجاب خود را رعایت نکند با این کارش زمینۀ هوسرانی را در جامعه افزایش میدهد و در این صورت دودش اول به چشم خود خانمها میرود. چون اگر بذر هوسرانی در جامعه پراکنده شود، عشق یعنی محبت عمیق و دراز مدت نابود میشود و مردها نمیتوانند با همسر خود عاشقانه برخورد کنند. در این صورت عمر مفید خانمها مثل عمر دوران بازی فوتبالیستها کوتاه میشود همانطور که در جهان غرب عمر مفید زنان کوتاه است و بعد از یک سنّی آنها را دور میاندازند و این زنان چون غالباً خانوادهای ندارند، بقیه عمر را باید با سگ و گربۀ خود زندگی کنند و گویی زنِ غربی هم این مسأله را پذیرفته است؛ اینگونه است که در غرب با زنان مثل کالا برخورد میشود.
هوسرانی موجب شده عشق و محبت در جهان غرب بمیرد. متاسفانه کمتر فیلم یا سریال یا مستندی که این واقعیت را به زنان و مردان جامعۀ ما نشان دهد ساخته شده است. فیلمهای زیادی با سوژههای روابط زن و مرد میتوان ساخت که هم جذاب باشد و هم به جای اینکه هرزگی را تقویت کنند، هرزگی را نابود کنند.
متاسفانه در بسیاری از فیلمها به جوانان ما دروغ گفته میشود که دختران و پسران میتوانند علیرغم هوسرانی و هرزگی در نهایت به عشق خودشان هم برسند و خوشبخت هم بشوند. این دروغ است چون هوای نفس، عشق و عاطفه را از بین میبرد همانطور که عقل و اندیشه را از نابود میکند.
کسی که عقل داشته باشد و به آیندۀ دورتری مانند بهشت هم نگاه کند، میتواند با همین بهشت و یا بالاتر از آن یعنی «ملاقات با خدا» چنان عشقبازی کند و چنان لذتی ببرد که هرزهترین آدمها در هرزهترین جاها نمیتوانند چنین لذتی را تجربه کنند. به عنوان یک مثال قابل لمس میتوان به لذت غیرقابل وصفی که در پیادهروی اربعین به سمت کربلا وجود دارد، اشاره کرد. کسانی که در این مراسم باشکوه شرکت میکنند از آن فضای وصفناشدنی چنان لذتی میبرند که در هیچ جای عالَم کسانی که دنبال هرزگی و عیّاشی هستند چنین لذتی را نمیتوانند ببرند. وقتی دست از هوسرانی برداری عاشقِ آنی میشوی که اتفاقا به حسب عقل مجبورش هستی، یعنی اولاً استعداد عاشق شدن پیدا میکنی چون هرزگی نکردهای و ثانیاً میبینی کسی جز او لایق عاشقی نیست. در این میان یک ترکیب بسیار نادر به وجود میآید چون تو به خدایی که معشوق توست مجبور هستی و این یک رابطۀ عاشقانۀ بسیار عجیب و حیرتانگیز را شکل میدهد که تو را در خود فنا میکند.
امیرالمؤمنین علی(ع) دربارۀ شدّت عشق به خدا میفرماید: «محبت خدا آتشی است که به چیزی عبور نمیکند مگر اینکه آن را میسوزاند؛ حُبُ اللَّهِ نَارٌ لَا تَمُرُّ عَلَى شَیْءٍ إِلَّا احْتَرَق»(مصباح الشریعه/ص۱۹۲) این محبت به کسی است که عاقلانه به او مجبوری و عاشقانه به او وابسته هستی. اگر با این نگاه و روحیه به سراغ مناجات بروی زبان مناجات را خیلی بهتر متوجه خواهی شد.
اوج اخلاص هم تعبیر دیگری از عشق به معنای فوق است (عشق به معنای «أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ»(بقره/۱۶۵)) اخلاص به این میگویند که بفهمی و بدانی این کاری که داری انجام میدهی چه منافع مادی و معنویای برای تو دارد ولی به آن نگاه نکنی و فقط برای خدا انجام دهی. عشق هم همین هست.
گزیدۀ مباحث مطرح شده در بیست و هشتمین جلسه سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین پناهیان در مسجد امام صادق(ع)/ماه رمضان ۹۲
منبع : رجانیوز
[ad_2]




