چيست آن نداي دروني كه آنها را به صحنه‌ي نبرد خوانده است؟
تفاوتي نمي‌كند اينكه تو كشباف هستي يا كارمند، عينك‌ساز هستي يا دانشجو، طلبه هستي يا كارگر… آنچه از همه‌ي اينها فراتر مي‌رود انسانيت توست. انسان امانتدار است و براي اداي امانت به دنيا آمده است. در كوچه‌هاي محله هر روز اين چهره‌هاي آشنا را ديده‌اي. آن يكي طلبه است و آن دو نفر ديگر، كشباف و عينك‌ساز. اما اين چه تفاوتي مي‌كند كه خدا از چه طريق به آنان روزي مي‌رساند؟ مهم اين است كه آنها پيمان فطري خويش را از ياد نبرده‌اند؛ ميثاق فطرت را.

این را آوینی می گوید. در گنجینه ی آسمانی

فرقی نمی کند کشاورز هستی یا کارگر! گنجینه سپهر بانک صادرات ایران به فکر همه شماست!

این را تبلیغات صدا وسیما می گوید.

آري، تفاوتي نمي‌كند اينكه تو دانشجو هستي يا كارمند، كارگر هستي يا كشاورز، طلبه هستي يا كاسب بازار… آنچه از همه‌ي اينها فراتر مي‌رود انسانيت توست و انسان، اگر انسان باشد و به وجدان خويش رجوع كند، نداي «هل من ناصر» سيدالشهدا را از باطن خويش خواهد شنيد كه ميثاق فطرتش را به او گوشزد مي‌كند. خداوند سر و جان را نيز همچون امانتي به انسان بخشيده است تا هر دو را فداي امام حسين‌(ع) كند.

این را آوینی می گوید.

آنجا، روزی ست و این جا سود… آنجا فدا کردن است و اینجا سرمایه گذاری کردن…آنجا بی منت به فکر تو اند و اینجا با منت به فکر بانک ها…