مجله آنلاین تحلیلی ـ خبری ‘اسلت’، نسخه فرانسوی اسلیت آمریکا، در تازه ترین مقاله خود با عنوان ‘چرا فرانسوی ها از آمریکایی ها بیزارند؟’ به بررسی عوامل نارضایتی فرانسوی ها از آمریکایی ها پرداخته است.
اختلاف نظر جدی مردم فرانسه با آمریکایی ها و فرهنگ آمریکایی به یک امر بدیهی در میان کشورهای غربی تبدیل شده است. در مقاله مجله آنلاین اسلت در این باره آمده است؛ تصویری که ‘برایان پالمر’ روزنامه نگار مجله آنلاین اسلیت آمریکا از فرانسوی ها ترسیم می کند، آنان افرادی بزدل، فاسد، فاقد آرمان گرایی هستند. به زعم وی، فرانسوی ها خود را برتر از دیگر ملت ها می دانند.
در فرانسه هم ‘جانبداری از آمریکا’ دیگر برگ برنده ای در رقابت های انتخابات ریاست جمهوری محسوب نمی شود، یک سنت جهان شمول به جای مانده از عصر روشنگری. یا برای مثال، علیرغم قرابت جغرافیایی و فرهنگی آمریکا و کانادا، برای یک کاندیدای آمریکایی چندان مناسب نیست که در مراسم تحلیف یک کانادایی معرفی شود!
‘نیکل باشاران’ کارشناس فرانسوی علوم سیاسی، کارشناس جامعه شناسی آمریکایی، متخصص روابط فرانسه و آمریکا و صاحب مقاله ‘آیا باید از آمریکا ترسید؟ در مقاله ای با عنوان ‘چرا به آمریکایی ها نیاز داریم’ می نویسد: این نه یک فکر است نه یک ایدئولوژی و نه حتی یک عقیده. آیا آمریکایی ها بخاطر آنچه هستند و یا انجام می دهند، مورد نفرت هستند؟ با این وجود، ما هرگز با ایالات متحده در جنگ نبوده ایم(بجز یک شبه جنگ دریایی بین سال های 1798 تا 1800).
نویسنده در بخشی از این مقاله با اشاره به این که تمرکز بر جامعه آمریکا تنها انتقاد از مدلی از یک جامعه است، عمده ترین دلایل ناخرسندی فرانسوی ها از آمریکایی ها را چنین بر می شمرد؛
1ـ آمریکایی ها قلدرند
در این مقاله همچنین، مجازات اعدام، که در برخی مناطق آمریکا قانونی است، حمل مجاز اسلحه به واسطه متمم دوم قانون اساسی آمریکا، تأئید شده به ویژه به واسطه قدرت لابی گری ‘انجمن ملی تفنگداران آمریکا(National Rifle Association) به عنوان عناصر شکل دهنده تصویر ذهنی فرانسوی ها از آمریکایی ها به عنوان کابوی هایی که به بربریت عادت کرده اند، نام می برد.
اسلت می نویسد: می توان نمونه ای از این مورد را در پوشش رسانه ای پرونده ‘تروی دیویس’ زندانی سیاهپوست آمریکایی که هیچ گاه مجرمیت وی اثبات نشد، مشاهده کرد: یک اشتباه مرگبار برای دستگاه قضایی آمریکا.
همچنین احساس ضدآمریکایی پس از کشتار دانشگاه ‘ویرجینیا تک’ در سال 2007 یا کشتار دبیرستان کلمباین در سال 1999، که در فیلم’فیل’ اثر ‘گاس ون سنت’ و یا مستند ‘بولینگ برای کلمباین’ مایکل مور به تصویر کشیده شد، افزایش پیدا کرد.
فرانسوی ها همچنین معتقدند آمریکا به واسطه ‘استیو ارلانگر’ خبرنگار نیویورک تایمز در پاریس در جریان پرونده فساد اخلاقی ‘دومینیک استراوس کان’ رییس سابق صندوق بین المللی پول، بزرگ نمایی کرد که ‘لیونل ژوسپن’ نخست وزیر سابق فرانسه، این اقدام را ناشی از خوی وحشی گری و بی رحم جامعه آمریکا توصیف کرد.
2ـ آمریکایی ها بی فرهنگند
خصومت و دشمنی با فرهنگ آمریکایی از دیرباز وجود داشته است، به طوری که ‘ژرژ دوهامل’ در کتاب خود با نام ‘صحنه هایی از زندگی آینده’ که در سال 1930 منتشر شد، این فرضیه را مطرح می کند که ‘آمریکای امروز، جهان فردای ماست’. وی در این کتاب موضوعاتی همچون سلطه اتومبیل، موسیقی کسالت بار سیاهان آمریکا، آسانسورها، بی بند و باری اخلاقی را به نقد می کشد. یا همچنین، جریان تأسیس پارک یورو دیسنی در منطقه ‘مارن لا وله’؛ زمانی که دولت فرانسه اعلام کرد این پارک باید در منطقه پاریس ساخته شود، اندیشمندان فرانسوی ـ اندیشه ضدآمریکایی پیش از هر چیز توسط نخبگان و اندیشمندان به فرانسه انتقال یافت ـ برآشفتند. آنان که تصور می کردند این شهربازی با نفوذ فرهنگ آمریکایی به فرهنگ فرانسه آسیب می رساند آن را ‘چرنوبیل فرهنگی’ خواندند. دو سال بعد نام این شهربازی به ‘دیزنیلند پاریس’ تغییر کرد و در نتیجه با استفاده از سلیقه و نگرش اروپاییان، درصد علاقه مندان به این مرکز افزایش یافت.
‘آریان منوشکین’ در این باره اعلام کرد: این پارک فرانسه را با انبوهی از کالاهای وارداتی بمباران می کرد که همچون فست فود برای قوه هاضمه، برای فرهنگ ما مضر بود.
در بخش دیگری از مقاله اسلت آمده است: زمانی که کلید واژه’ آمریکایی ها…’ را به زبان فرانسه در گوگل سرچ می کنیم، جمله ‘آمریکایی ها چاق هستند’ نخستین جمله پیشنهادی گوگل است! در زبان اسپانیایی البته نتایج جست و جو کمی متفاوت است: تنها فرهنگ آمریکایی ها مدنظر نیست، بلکه نخستین نتیجه جست و جو در گوگل، تصویرگر حماقت آن هاست. نظرسنجی ها و تحقیقات بیشماری در این زمینه وجود دارند: گزارش شبکه ای بی سی، با عنوان ‘احمق در آمریکا’ نشان داد که دانش آموزان 15 ساله آمریکایی جایگاه بیست و پنجم را در رده بندی 40 ملیت، به خود اختصاص دادند.
به گزارش ‘تگزاس تریبیون’ نیز، در شهر تگزاس، 30 درصد شرکت کنندگان در یک نظرسنجی معتقدند که انسان ها و دایناسورها هم دوره بوده و با هم همزیستی داشته اند! و 29 درصد پرسش شوندگان نیز پاسخ این سؤال را نمی دانستند!
همچنین بر اساس نظرسنجی مؤسسه گالوپ در سال 1999، یک پنجم پرسش شوندگان هیچ تصوری از اینکه کدام ایالت آمریکا طی انقلاب این کشور آزاد شد، ندارند.
تحقیقات دکتر ‘جان. دی. میلر’ از دانشگاه نورتوسترن(Northwestern)، که در سال 2005 انجام شد، از شکاف های عمیق در یافته های علمی در آمریکا حکایت داشت. کمتر از یک سوم آمریکایی های شرکت کننده در نظرسنجی معتقد بودند که دی ان ای به وراثت ارتباطی ندارد و از هر 10 آمریکایی 1 نفر بر این باور بود که خورشید به دور زمین می چرخد!
در همین حال باید اطلاعات جغرافیایی سیاستمداران آمریکایی را نیز به آن افزود: سارا پالین، نماینده جمهوری خواهان و فرماندار سابق آلاسکا، ادعا می کرد که روسیه تا زمان استعفایش در ژوئیه 2009 سرزمین او بوده است.
‘میشل باخمان’ سناتور سابق ایالت مینه سوتا پس از تصمیم گیری اوباما برای اعزام نیروی نظامی به اوگاندا، گفت که ‘پس از اعزام ما به لیبی، اوباما می خواهد ما را به آفریقا اعزام کند’! شاید نمی دانست لیبی در آفریقاست!
3ـ آمریکایی ها خود را پیوریتن* می دانند
آمریکایی ها خود را مدعی ساده زیستی و پایبندی به مذهب می دانند و از نبود رابطه پیش از ازدواج، ممنوعیت استفاده از الکل پیش از سن 21 سالگی ـ در ادامه ممنوعیت الکل در ایالات متحده ـ که از سال 1920 تا 1933 بر فروش، تولید و جابه‌جایی الکل برقرار بود، می گویند -این ممنوعیت توسط اصلاحیه هجدهم قانون اساسی ایالات متحده آمریکا آغاز و در 5 دسامبر 1933 بازگردانی شد ـ تمام نمادهای پیوریتانیسم به سرعت به سمت بی بند و باری های اخلاقی بازگشت.
این معیارهای دوگانه در عملکرد آمریکایی ها به زعم فرانسوی ها آزار دهنده است. به باور آنها، آمریکایی ها آنقدرها هم بهتر از فرانسوی ها نیستند و در همه این زمینه ها از فرانسوی ها پیش هستند و با از دست دادن ارزش های دینی و مذهبی، دچار سقوط اخلاقی شده اند.
‘سوزانا برسلین’ بلاگر آمریکایی، در مجله ‘فوربز’ در این باره می نویسد: این دوگانگی فرهنگی زمانی بیشتر آشکار می شود که رسوایی های اخلاقی از سیاستمداران(اعم از زن و مرد) سر می زند. مردم آمریکا از این اخبار شگفت زده شده اند.
4ـ آمریکایی ها تصور می کنند که مرکز جهانند
در مقاله اسلت می خوانیم: آیا فرانسه خواهد توانست این موضوع که آمریکا یک قدرت پیشرو در جهان باشد را هضم کند؟ در پایان جنگ جهانی اول، این تصور که آمریکا در عرصه سیاست برای ورود به صفوف قدرت های پیروز و فاتح هنوز نوپاست، توسط ژرژ کلمانسو، رئیس کنفرانس صلح ورسای دنبال شد؛ هنگامی همتای آمریکایی خود ‘وودرو ویلسون’ مؤسس جامعه ملل را ‘نجیب زاده ساده لوح’ نامید.
همچنین عدم تصویب پروتکل کیوتو از سوی دولت بوش کاهش محبوبیت آمریکا در فرانسه را به همراه داشت. هرچند که در این زمینه باید میان عملکرد ‘دولتمردان’ و ‘ملت آمریکا’ تفاوت قائل شد.
البته نامزدی اوباما در انتخابات 2008 که در فرانسه و اروپا با استقبال روبرو شد و اعلام طرح ‘تقویت روابط با آنسوی اقیانوس اطلس’ از سوی نیکلا سارکوزی، تا حدودی باعث تضعیف حس ضدآمریکایی گری در عرصه سیاسی شد. به طوری که استقرار مجدد فرانسه در ساختار نظامی ناتو که از سال 1966 بنا به تصمیم ژنرال دوگل از این سازمان جدا شده بود، گواه این مطلب است.
‘هوبرت ودرین’ وزیر خارجه اسبق فرانسه که بینش ‘هایپر پاور’ را برای توصیف قدرت آمریکا گسترش داد، معتقد است، تکمیل روند ‘ضدآمریکایی گری’ در اروپا به میزان چندقطبی و چندجانبه گرایی بستگی دارد که واشنگتن در زمینه روابط بین الملل پذیرفته است.
‘ژان ـ ماری مسیه’ مدیر سابق شرکت ‘ویواندی یونیورسال’ نیز بر این باور است: ‘فرانسوی ها نه تنها از آمریکایی ها بیزارند بلکه از فرانسوی هایی که به آمریکایی ها علاقمندند نیز متنفرند!’ این یعنی برچسب طرفدار آمریکایی زدن به نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری در فرانسه امری متداول برای تخریب وجهه سیاسی رقباست؛ همچنانکه ‘لوران فابیوس’ از این گزینه برای بی اعتبار ساختن وجهه سارکوزی استفاده کرد!
5ـ آمریکایی ها ماتریالیست هستند
در این مقاله در ذیل این مطلب آمده است: آمریکایی ها کاپیتالیست هستند و تنها به عنوان مدل یک جامعه مصرفی و مصرف گرا شناخته و ارزیابی می شوند. زمانی که ‘ژوزه بووه’، سیاستمدار فرانسوی، به مبارزه با محصولات ‘مک دونالد’ پرداخت، هدف او مبارزه با جهانی شدنی بود که به آمریکایی شدن ختم خواهد شد.
در پایان قرن نوزدهم، انتقاد از یک آمریکای ماتریالیست، به مفهوم انتقاد از حکومت پول در آمریکا به عنوان دشمن معنوی فرانسه بود. انتقادی شکل گرفته بر پایه تضاد و مخالفت بین پروتستانیسم آنگلوساکسون(و ارتباط آن با روح سرمایه داری؛ همچنانکه ماکس وبر اعتقاد داشت روح سرمایه داری با اصول اخلاقی مذهب پروتستان همخوانی دارد، به همین دلیل سرمایه داری در جغرافیای مذهبی پروتستانسیم شکل گرفته است) و کاتولیسیسم فرانسه.
در قرن بیستم، آنتی آمریکانیسم به عنوان یک مرجع سیاسی عمدتا از سوی مارکسیست ها در بحث های ضدسرمایه داری و ضدماتریالیستی و نیز گلیست ها(طرفداران مارشال دوگل، بنیانگذار جمهوری پنجم فرانسه) با بینشی که آنان از یک فرانسه داشتند که نمی توانست در چارچوب هژمونی آمریکا شکوفا شود، مورد استفاده قرار گرفت.
*پیوریتن‌ها بر این باور بودند که حال که خدا گروهی را فرادست گروه دیگر گذارده پس این فرودستی باید در جامعه رعایت شود و فرودستان فرمان‌بردار فرادستان باشند. با کوچ گسترده پیروان این مکتب پای این کیش به آمریکا هم باز شد. در ضمن پیوریتان‌ها به عنوان رادیکال ها در مسیحیت معروف هستند و از جمله فرقه‌های مسیحی صهیونیسم معروف هستند و اعتقادات آنها از کتاب عهد عتیق گرفته شده ،این اعتقاد آنها به کتاب عهد عتیق آنقدر است که خود را جزو همان نسل برتر و وارث فلسطین یا ارض موعود یهود می دانند. در اصل این فرقه به تورات عمل می کنند تا انجیل.

منبع: / خبرگزاری / ایرنا