جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
چرا شرف مردانگی به نام علی (ع) گره خورده است؟
در کعبه متولد شد، در خانه فرستاده صاحب کعبه پرورش یافت، در بزنگهای تاریخی و نبردهای بزرگ برای دفاع از مرادش و دینش جانش را سپر کرد، در بستری خفت که با تیغ های کین در حصارش گرفته بودند و در صفی از مردان شمشیر برآورد که بزرگ ترین سپاهیان کفر و شرک در سوی مقابلشان صف کشیده بودند.
دختر آخرین فرستاده خدا به همسری اش درآمد و جانشین به حق «محمد» (ص) در این کره خاکی شد، در دفاع از حق در محراب به شهادت رسید و یادگارانی برجای گذاشت که بیرق اسلام ناب محمدی را در این عالم ایستاده نگه داشتند و شیعه، یادگار این سلسله پاک است اما این وجوه فرازمینی تنها جنبه هایی نیست که باعث شد مردمان با یاد او، روز پدر را گرامی دارند.
مردانگی با او گره خورد، چون او بود که یک عمر توشه نان و خرما بر دوش، به خانه درماندگان و بیوهها میرفت و زخم جهاد نیز منجر به توقف تکلیفش نشد. نان به خانه زنانی میبرد که شوهرانشان در جنگ کشته شده بودند و چه نیکو همراه میشد با زنانی که امیر لشگر را برای مرگ شوهرانشان نفرین میکردند و نمی دانستند کودکانشان بر دوش امیر لشگرند. او به جز سادگی در حکومت که تمایزش از یک سرباز را دشوار میساخت، سیاست را با صداقت گره زده بود و شیوه حکومتش پس از او، هیچ گاه محقق نشده و هیچ حاکمی نمیتواند ادعا کند در زیر سقف قلمروش، هیچ گرسنهای سر بر بالین نگذاشته است.
علی (ع) بقای رحمت للعالمین (ص) بر روی زمین پس از آخرین فرستاده و دخت بزرگوارش بود و تکیه گاه مردمی بود که جزو او هیچ پناهی نداشتند. اگر مردانگی در حمایت از ضعفا باشد، اگر مردانگی در ایستادن پای عهد و پیمان باشد، اگر مردانگی پابرجا ماندن بر حقانیت و ایمان تا پای جان باشد، اگر مردانگی صداقت ولو به از دست دادن قدرت باشد، اگر مردانگی به تربیت مرد و حفظ حرمت همسر باشد، علی در میان خاکیان نیز الگویی است که باید بیش از پیش شناختش و سوای ساحت افلاکی اش الگویش خواند، هرچند این این دو ساحت در چنین مردی جدایی ناپذیرند.
شرف مردانگی به نام علی خود را گره زده تا در چنین روزی انسان کامل با همه ابعادش در نظرها مجسم شود اما چنان مردی بزرگ ترین درجه عزت و افتخارش چه بوده است؟ على (ع) تمام افتخارش اين بود که بنده سرتا پا تسليم الهى است و هرچه هم افتخار يافت از همين بندگى بود، چنان که خود عرضه مىدارد: «کفى بى عِزّاً ان اکون لک عَبداً وکفى بى فخراً اَن تکونَ لى ربّاً / در عزّت من همين بس که بنده توباشم و اين افتخار مرا کافى است که تو پروردگار من باشى (1)».
وقتى از بام مسجد پايين مى آمد افتخار هميشگى خويش را به زبان جارى میساخت و میفرمود: «خَلُّوا سَبِيلَ المُؤمِنِ المُجاهِدِ فِى اللّهِ لايَعبُدُ غَيرَ الواحِدِ / باز کنيد راه مؤمن رزمنده در راه خدا را که (افتخار هميشگىاش آن است که) جز خداى واحد را نپرستيده است (2)» اين همان درس عبوديت و بندگى است که على (ع) تا آخرين لحظه به همه خصوصاً شيعيانش تعليم نمود و بی شک هم او بود که لایق «انا الحق» گفتن بود و حق و حقیقت را بر مسلمانان حقیقت بین عرضه کرد.
اینک در ماهی که برکت بر بندگان نازل میشود، جشن میگیریم نزول چنین برکت و رحمتی را که خداوند بر بندگان نازل نمود تا تکلیف بر مسلمانان تکمیل شده باشد و شیعه و محب بودن، افتخاری برای امت مصلحی باشد که چشم انتظار فرزند علی و فاطمه نشسته اند تا قربت دنیا به احسن حال را در عصر جمعه ای به برکت قدوم مطهرش شاهد باشیم.
1. ميزان الحکمه، محمّدى رى شهرى، ص 346، روايت 4228.
2. زندگانى اميرالمؤمنين، ص 321.
[ad_2]




