جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
چراتاريخ همه مسلمين جهان بايد هجري – قمري باشد از جمله ایران ….
اگر كسي بگويد:
چه اشكال دارد كه مسلمانان أعمال و تكاليف عباديّۀ خود را مثل روزه و حجّ طبق ماههاي قمري انجام دهند ، و ساير آداب و شئون اجتماعيّه و سياسيّۀ خود را طبق ماههاي شمسي بجاي آورند ، و در اينصورت نَسِي كه مستلزم كفر است ، لازم نميآيد ، بلكه فقط طبق قراردادهاي اعتباريّۀ خود ، اُمور غير شرعيّه خود را از واجبات ، بر اساس تاريخ ديگري فقط از جهت تعداد روزهاي ماهها همچون تاريخ رومي و يا روسي و يا فرانسوي و يا تاريخ ايران باستاني انجام دهند ، و با فرض آنكه در تمام اين تواريخ مبدأ تاريخ را هجرت رسول خدا صلّي الله عليه وآله وسلّم بگيرند ، فقط تاريخ رسمي خود را بر حسب مصالح دنيوي تاريخ شمسي قرار دادهانددر پاسخ ميگوئيم: تمام إشكالات از همين طرز تفكّر پيدا ميشود ، زيرا:
أوّلاً: تاريخ شمسي را رسمي قرار دادن ، خلاف نصّ قرآن و خلاف سنّت نبوي و سيرۀ أئمۀ طاهرين و علماء اسلام ، بلكه خلاف منهج راستين تمام مسلمانان است .
و ثانياً: موجب تفكيك دين از سياست ، و إمضاء اعمال عباديّه طبق تاريخ قمري شرعي و احكام اجتماعيّت و شئون كشوريّه و سياسيّه طبق تاريخ شمسي ميگردد ، و اين
از مصاديق واضح تفكيك دين از سياست ، و موجب انزواي دين و انحصار آن به امور شخصيّه و فرديّه خواهد شد .
و ثالثاً: موجب تعطيل كتابها و تواريخ نوشته شده ، و قطع رابطۀ نسل خَلَف با سَلَف صالح است ، زيرا از زمان صدر اسلام تا كنون در تمام كتب تفاسير و احاديث و تواريخ و تراجم و حتّي در كتب علميّه همچون نجوم و رياضي و هيئت و فقه و غيرها ، تواريخ وقايع و حوادث بر اساس سالهاي قمري و ماههاي قمري آمده است ، نه هزاران بلكه ميلونها كتابي كه در دورۀ حكومت مسلمين در حيطۀ قلمرو آنان آنان به رشتۀ تحرير درآمده است چه به زبان عربي و چه به زبان فارسي و تركي و هندي و آفريقائي و اروپائي شرقي همه و همه مستند به تاريخ هجري و سنوات و شهور قمري است ، اينك اگر از اين به بعد مبدأ تاريخ را شمسي بگذارند ، آيا در انزوا درآوردن آن كتابها و قطع رابطۀ اين نسل با فرهنگ اصيل اسلامي در قرون و اعصار گذشته نيست ؟
برگرداندن تاريخ قمري به تاريخ شمسي به شباهت به برگردانيدن خطّ اسلامي به خطوط أجنبي نيست ، بلكه از متفرّعات همان أصل ، و از شاخههاي پرورش يافتۀ همان ريشه است.
و رابعاً: موجب عدم اتّحاد مسلمانان در دنياست ، زيرا
همۀ مسلمين بنا بر آنكه تاريخشان قمري بوده باشد ، در اينصورت موجب اختلاف تاريخ ما با آنان است ، و اگر آنها هم هر يك براي خود راهي مختصّ به خود را پيش گيرند و تاريخي شمسي خواه هجري يا مسيحي و يا زردشتي و يا كورشي و غيرها را انتخاب كنند ، فَيالَلاسف بهذه الطّريقة كه درست در جهت مخالف راه و روش پيامبر اكرم ، و موجب تشعّب و تفرّق جامعههاي مسلمان ، و گسيختگي و از هم دررفتيگ كيان آنهاست .
تاريخ از اُمور اصوليّۀ احكام اسلامي است ، و اتّحاد مسلمانان در تاريخ موجب اتّحاد آنان در فرهنگ رسول اللهي ، و اختلاف آنان در تاريخ موجب تفرقه و تشتّت است .
اسلامي كه همۀ فرق و أقوام و عشاير را از عرب و عجم و تُرك و كُرد و هندو ، و شرقي و غربي، و سياه و سپيد ، و زرد و سرخ را با همۀ اختلاف آداب و عادات قومي در زير يك پرچم واحد توحيد جمع كرده است ، چقدر نازيباست كه تاريخ كه از أهمّ اُمور اتّحاد و اتّفاق و موجب تحكيم روابط ميان آنهاست ، آنان را يله و رها سازد و هر كس دنبال مرام و مقصدي به انتخاب خود در اين مورد برود ؟
[ad_2]




