جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
پدافند اسرائیل برای مقابله با ایران کافی نیست
مركز مطالعات بگين سادات:
پدافند اسرائیل برای مقابله با ایران کافی نیستمرکز بسا با انتشار گزارشی پر از ادعاهای بی اساس، به بررسی راهكارها و گزینه های اسرائیل علیه برنامه هسته ای ایران پرداخته است.
به گزارش اشراف مركز مطالعات استراتژيك بگين سادات در ژانویه 2012 گزارشی تحت عنوان «تهديد هسته اي ايران عليه اسرائيل؛ راهكارهاي قانوني و گزينه هاي باقي مانده» به قلم “دكتر لوئيس رنه برس” منتشر کرده است.به گزارش اشراف در خلاصه اجرايي این گزارش اینطور آمده است: نبايد انتظار داشت كه اسرائيل هم زيستي پايداري با ايران هسته اي داشته باشد. بلكه در عوض تل آويو بايد پدافند فعال خود را ارتقا بخشيده، بازدارندگي هسته اي را تقويت نموده و زيرساخت هاي مهم ايران را هدف بگيرد. اما هرچه جمهوري اسلامي ايران به مرحله قابليت هسته اي نزديكتر مي گردد، تاكتيك هاي پيشدستانه اسرائيل نيز به مراتب محدوتر خواهند شد.
این گزارش می افزاید : تيم “پروژه دانيل” (Project Daniel) روز 16 ژانويه 2003 در خصوص تهديد تسليحات هسته اي ايران به آريل شارون نخست وزير وقت اسرائيل هشدار داد. اين گزارش كه حاوي پيشنهادات قانوني و راهبردي بود، به نخست وزير اصرار مي ورزيد تا توان بازدارندگي و دفاعي اسرائيل را ارتقا بخشيده، مسئله رفع ابهام هسته اي عمدي (البته در صورتيكه شرايط هسته اي شدن تهران فراهم گردد) را بلافاصله مورد بررسي قرار داده و گزينه هاي پيشدستانه را به نحو مناسبي تغيير دهد. گزارش فوق اينگونه جمع بندي كرد كه نبايد انتظار داشت تل آويو همزيستي پايداري با ايران هسته اي داشته باشد و اينكه بر تعداد سامانه هاي پدافندي فعال اسرائيل بايد افزوده شده و در ادامه نيز آنها را تقويت كرد.
راهبرد دفاعي فعال اسرائيل مستلزم ارتقاي همزمان سامانه هاي Arrow و Iron Dome و نيز سامانه Magic Wand در آينده است. اما براي مقابله جدي با تهديدات احتمالي تسليحات كشتار جمعي ايران، تعداد سامانه هاي پيشرفته پدافند موشك بالستيك كافي نخواهند بود. اين سامانه ها همزمان با افزايش توان بازدارندگي هسته اي اسرائيل و توانمندي لازم براي وارد آوردن ضربات اول متعارف عليه اهداف نظامي و صنعتي ايران بايد به نحو شايسته اي تقويت گردند. پروژه دانيل اذعان داشت كه اسرائيل تحت هيچ شرايطي نبايد تصور كند كه قادر است “توازن وحشت” مطمئن و پايداري را با تهران برقرار نمايد.
در ادامه این گزارش آمده است: به طور كلي، در تفكر راهبردي منطق بازدارندگي بايد برمبناي فرضيه عقلانيت دشمن استوار باشد. اين فرضيه در مورد ايران همواره صدق نمي كند. ادعاي هرگونه قياس بين روابط بازدارندگي ايران و آمريكا با اتحاد جماهير شوروي سابق بي معني و ساده انگارانه يا كاملاً گمراه كننده است.
اگر ايران بتواند آزمون عقلانيت را تا اندازه اي با موفقيت پشت سر گذارده و همواره بقاي كشور را بر ساير اولويت ها يا آميزه اي از اولويت ها ارج نهد، بازهم خطرات امنيتي تحمل ناپذيري اسرائيل را تهديد مي كند. اين خطرات تا حدودي در گرو سيستم پيچيده كنترل و فرماندهي تهران در خصوص قابليت هاي هسته اي آينده خواهد بود. براي مثال، حتي ممكن است رهبري منطقي و مصمم ايران براساس اطلاعات نادرست، خطاهاي مختلف رايانه اي يا شرايط حساس قبل از تفويض اختيار براي شليك تسليحات، تصميمات هسته اي بحراني را اتخاذ نمايد.
نقاط ضعف سيستم كنترل و فرماندهي تا احتمال براندازي خشونت آميز رژيم تهران بايد مورد توجه دقيق تصميم سازان تلآويو قرار گيرند. عجيب اينجاست كه هيچ تضميني وجود ندارد حكومت جديد يا “اصلاح شده” در ايران ضرورتاً تهديد امنيتي كمتري را عليه اسرائيل تحميل نمايد.
در ادمه ادعاهای این گزارش آمده است: اگر كارآمدي سامانه هاي فعال پدافندي اسرائيل دقيقاً 100 درصد فرض شوند، حتي مي توان از خصومت غيرعقلاني ايران مسلح به تسليحات هسته اي يا بيولوژيكي بدون وارد آوردن ضربات اول دفاعي يا تهديد به اقدام تلافي جويانه در امان ماند. اما هيچ سامانه پدافند موشك بالستيك همواره نمي تواند “غيرقابل نفوذ” باشد.
نمايندگان تروريستي مي توانند حملات هسته اي ايران را در كشتي ها يا كاميون ها، نه از طريق موشك، برنامه ريزي نمايند. بهره گيري از سامانه پدافند ضدموشكي براي مقابله با عمليات تروريستي كه از فناوري نه چندان پيشرفته سود جسته اما خسارت فراواني برجاي مي گذارند، هيچ مزيت امنيتي براي اسرائيل به دنبال نخواهد داشت.
اسرائيل براي مقابله با تهديد تسليحات كشتار جمعي ايران در آينده نبايد كاملاً بر موشك هاي ضدبالستيك اتكا نمايد بلكه بايد بيشتر بر اصل بازدارندگي هسته اي تاكيد ورزد. اين به معناي آنست كه سامانه هاي فعال پدافندي جزء مهمي از دستگاه امنيتي بزرگتر اسرائيل است. هرچند وجود اين سامانه ها ضروري است اما كافي نيست.
از نگاه حقوق بين الملل هر كشوري حق دارد تا در صورت وجود احتمال تجاوز آشكار، اقدامات پيشدستانه را در دستوركار قرار دهد. راي مشورتي ديوان بين المللي دادگستري در سال 1996 چنين اختيارات قانوني را حتي تا استفاده پيشدستانه از تسليحات هسته اي در برخي شرايط خاص به عنوان تنها گزينه باقي مانده يا آخرين راه حل تعميم مي دهد. اما در حال حاضر بهره گيري عامدانه از گزينه “دفاع از خود پيشدستانه” مطمئناً غيرهسته اي خواهد بود. مع هذا، كاملاً محتمل است كه فرصت پياده سازي چنين تاكتيك متعارف و مقرون به صرفه اي تا به حال وجود نداشته است و اينكه اسرائيل تنها با گزينه پيشدستي هسته اي، هرچند قانوني، روبروست. ظواهر امر چنين به نظر مي رسد كه از حالا به بعد هرگونه اقدام “پيشدستانه” اسرائيل ضرورتاً محدودتر خواهد شد و حتي شايد ترور هدفمند دانشمندان و فرماندهان نظامي دشمن و اساساً توسعه جنگ سايبري ضرورت پيدا كند.
در پایان گزارش نیز اینطور آمده است: اگر جمهوري اسلامي ايران اين فرصت را پيدا كند تا با نقض آشكار تعهدات پيمان NPT به تسليحات هسته اي دست يابد، اسرائيل بلافاصله بايد اعتبار بازدارندگي هسته اي خود را ارتقا بخشد. نيروي راهبردي پرقدرت ضربه دوم براي وارد آوردن ضربه متقابل آخر عليه شهرهاي دشمن هدف بايد به واقعيت تبديل گردد. در شرايط نظامي، اين مسئله براي اسرائيل به معناي مقابله آشكار با يك نيروي هستهاي است كه ارزش هدف گرفتن را دارد.
مهم تر اينكه، خطرات ايران هسته اي مي تواند مستقيماً بر ايالات متحده آمريكا نيز تاثير گذارد. باوجودي كه هنوز چند سالي باقي مانده است تا جمهوري اسلامي ايران بتواند با موشك هاي خود به سرزمين آمريكا حمله نمايد، اما همچون اسرائيل، واشنگتن نيز مي تواند در مقابل برخي از نمايندگان تروريستي مجهز به سلاح هسته اي آسيب پذير باشد. در اين رابطه، طرح آمريكا براي سپر موشك ضدبالستيك “كشور ياغي”، براي ما و براي متحدان ناتو دقيقاً همان امتيازات محدودي را در بردارد كه سامانه هاي پدافندي فعال اسرائيل.نویسنده این گزارش لوئيس رنه برس، دارنده مدرك دكترا از دانشگاه پرينستون، در حال حاضر استاد حقوق بين الملل دانشگاه پوردو (Purdue) است. وی چندين كتاب، مقاله و گزارش مهم با موضوع راهبرد هسته اي و جنگ هسته اي تاليف نموده است.
[ad_2]




