جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
هیچکس از دنیا شادمانی ندیده
هیچکس از دنیا شادمانی ندیده جز اینکه پشت سرش با اشک و آه روبرو شده است
هنوزبا خوشی هایش رو برو نگشته که به ناراحتی های پشت کردن آن،مبتلا می شود
هنوز باران ملایم خوشی،راحتی دائمی برایش پدید نیاورده،که بلاها سیل آسا بر سرش فرو می بارند
هر گاه صبح گاهان به یاری کسی برخیزد شامگاهان خود را به ناشناسی می زند
و اگر در یک طرف شیرینی و گوارائی داشته باشد،در طرف دیگر تلخی و گرد باد بدبختی به پا میسازد
هنوز کسی از نعمتها و خوشی هایش به آنچه خواسته نرسیده که مشکلات و سختی هایش به او می رسدشبی را بر پر و بال امنیت به سر نبرده،جز اینکه صبحگاه روی شهپرهایه لغزنده خوف قرار گیرد
خطبه ی 111 نهج البلاغه
[ad_2]




