جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
هر چند پير و خسته دل و ناتوان شدم
[size=medium]
هر چند پير و خسته دل و ناتوان شدمهر گه كه ياد روي تو كردم جوان شدم
شكر خدا كه هر چه طلب كردم از خدا
بر منتهاي همت خود كامران شدم
اي گلبن جوان بر دولت بخور كه من
در سايه ي توبلبل باغ جهان شدم
اول ز تحت و فوق وجودم خبر نبود
در مكتب غم تو چنين نكته دان شدم
قسمت حوالتم به خرابات مي كند
هر چند كاينچنين شدم و آنچنان شدم
آن روز بر دلم در معني گشوده شد
كز ساكنان در گه پير مغان شدم
در شاهراه دولت سر مد به تخت بخت
با جام مي بكام دل دوستان شدم
از آن زمان كه فتنه ي چشمت به من رسيد
ايمن ز شر فتنه ي آخر زمان شدم
دوشم نويد داد عنايت كه حافظا
باز آ كه من به عفو گناهت ضمان شدم
[/size]
[ad_2]




