ما هر چقدر گفتيم اين جايزه نوبل يك جايزه استكباري است هيچكس به خرجش نرفت.حالا فهميديد حق با ما بود؟ خودشان مي نشينند توي آكادمي نوبل و به خودشان جايزه مي دهند. امسال هم براي اينكه پول بليت و رفت و برگشت هواپيما و هزينه هتل و اينجور چيزها گردنشان نيفتد جايزه نوبل ادبيات را به يك همولايتي خودشان يعني ترانسفورموتور سوئدي دادند و خلاص!
(توضيح لازم: نام شاعر فوق الذكر و برنده امسال جايزه نوبل ” ترانسترومر” است اما ننجون عوام ترانسفورموتور صدايش مي زند – سردبير)
تازه اگر جايزه نوبل يك جايزه استكباري و امپرياليسم شرق و غرب و در راس آن آمريكاي جهانخوار نيست چرا به برادر “كاظم دلخوش” تعلق نمي گيرد كه هم نماينده مجلس است و هم جزو عوامل استكبار نيست و هم شعر مي گويد به چه قشنگي!
ننجون در راستاي افشاگري و نشان دادن اغراض فتنه گرانه و براندازانه آكادمي نوبل و همچنين بيان مظلوميت برادر دلخوش چند بيت از سروده هاي وي را در اين ستون به چاپ مي رساند تا بي اعتباري جايزه نوبل بيش از پيش به ديگران ثابت شود.
برادر دلخوش در آخرين سروده خود فرموده اند:
دل گمشده ام را بسپاريد به امانات رضا/ و اگر از تپش افتاد، ببريدش به ملاقات رضا/ خواستم بشوم من غلام رضا، همه گفتند محال است/ دلخوشم من به محالات رضا
توضيح ننجون : اين شعر يك بار به فارسي سروده شده و بعد به زبان پشتو ترجمه شد و سپس توسط يك مترجم ديگر به زبان اسپانيولي برگردان شده و بالاخره توسط يك ايتاليايي به زبان فارسي ترجمه شده است. اين توضيح را عرض كرديم كه مبادا بعضي ها فكر كنند خرابي وزن و قافيه و …تقصير برادر دلخوش است.
از ديگر اشعار اوست:
اي سبزتر از بهار بنشين
اي قلب تو چون انار بنشين
اينقدر نزن هوار بنشين
آيد به توهم فشار بنشين
بي انصافي را مي بينيد؟ به اين عزيز دل برادر كه توي يك دوبيتي هم فتنه گران را سبزتر از بهار ناميده و هم قلب معشوقش را به انار تشبيه كرده و هم اجانب شرق و غرب را از غوغاسالاري پرهيز داده و هم گروه فشار را محكوم كرده ، جايزه نوبل نمي دهند و آنوقت مي دهند به آن مردك – ترانسفورموتور- !
در پايان ننجون پيشنهاد مي كند براي احقاق حق اين شاعر شيرين سخن شعر ذيل كه از سروده هاي ايشان است به پنجاه زبان زنده ، نيمه جان و مرده دنيا ترجمه شود تا اينبار آكادمي نوبل سياسي كاري را كنار گذاشته و به امثال “ترانسفورموتور” رو نشان ندهد.
اين شما و اين شعر كاظم دلخوش:
شكر می‌كنم اول زمسئول صدا سیما / ز نیروهای خوب و مخلص و بینا/ از آن برنامه‌های پرمخاطب، خوب/ ولی اما از آن برنامه دیروز، امروز هم فردا/ تلاش‌تان اگرچه قابل تقدیر و تمجید است/ ولی در كارتان گاه ضعفی می‌شود پیدا/ چه زیبا می‌شود، هم دیروز، امروز هم فردا/ اگر باشد سخنور، فاضل و آگاه و هم باتقوا.