جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
نقش عظيم اسراء در نهضت حسين عليه السلام
نقش عظيم اسراء در نهضت حسين عليه السلام
محمد حنفيه تصور مى كرد كه ممكن است سخنان وى در تصميم برادر معصومش حين اثر بگذارد و وى را از حركت باز دارد، اما با كمال تعجب ديد در پايان همان شب به او اطلاع دادند كه باروبنه ى كاروان حسين بسته شده و عازم حركت به سوى عراقند، محمد شتابان خود را به آن حضرت و رسانيد و عرضه داشت :
يا اخى اءلم تعدنى النظر فيما ساءلتك ؟! قال بلى ، قال قما حداك على الخروج عاجلا؟ فقال اتانى رسول الله صلى الله عليه و آله بعد ما فارقتك فقال يا حسين اخرج ان الله قد شاء اءن يراك قتيلا فقال له فما حملك هؤ لاء النساء معك و اءنت تخرج على مثل هذاالحال فقال له ان الله شاء ان يربهن سبايا (174)
يعنى برادرم آيا به من وعده نداده بودى كه درباره ى پيشنهاد من فكر مى كنى ؟ پس چرا اكنون مى خواهى شتابان از مكه خارج گردى ؟ حضرت فرمود پس از آنكه تو از نزدم بيرون رفتى رسول خدا به خوابم آمد و فرمود حسينم از مكه خارج شود زيرا خداوند مى خواهد تو را كشته ببيند، محمد حنفيه گفت پس در اين صورت چرا زنها را با خود كوچ مى دهى ؟! آن بزرگوار فرمود خداوند مى خواهد اينها را اسير ببيند؟!
در اين گفتار باز حسين بن على به طور قاطع مآل خود را بيان كرده و از سرانجام امر زنان هم كه اسارت است خير مى دهد، دقت و مطالعه در اين بيان كوتاه مى تواند ما را از نقش مهم و حياتى كاروانى اسراء در اين نهضت و به ثمر رساندن آن به خوبى مطلع سازد زيرا در اين مكالمه حسين عليه السلام كاروان شهادت و قافله اى اسارت را هم دوش عدل يكديگر قرار داده و فرمود: همان گونه كه خداوند مى خواهد مرا كشته ببيند به همين نسبت مى خواهد خاندان مرا هم اسير مشاهده كند
فرزند اميرالمؤ منين در اينجا به طور سر بسته و اجمال اهميت نقش حياتى كاروان اسير را در اين نهضت ياد آور مى گردد و محمد حنفيه هم با همين جمله قانع گشته و لزوم بودن زنان در اين سفر مى پذيرد، اما آينده نشان داد كه نقش اسراء و اين زنان و كودكان در به ثمر رساند نهضت تا آنجا حياتى و مهم بود كه اگر آنان نبودند حكومت يزيد به آسانى مى توانست اين حادثه را تحريف كند و خون حسين و ياران آن حضرت را پايمال سازد، كارى كند كه تاريخ اسلام و جهان براى هميشه آن فاجعه ى درد ناك را (كه به خاطر حمايت از حق و آزادى به وجود آمده بود) فراموش نمايد، اما اين اسراء و همان زنان ريسمان به بازو بسته و امام سجاد غل جامعه بگردن افكنده درست مانند دستگاههاى ضبط صوت نداهاى آسمانى و گفتارهاى آتشين و كوبنده ى حسين را ( كه در روز عاشوراء در باره ى فساد حكومت و روشن ساختن هدف انسانى و اسلامى خود ايراد فرموده بود) در نوارهاى دل و جان خود حفظ كردند و آنها را بگوش جهانيان رساندند.
كاروان حسين عليه السلام از مكه حركت مى كند، اما مقصد اصلى آنها كربلا نيست ، مقصد شام است و هدف اساسى ريشه كن ساختن حكومت ضد اسلامى بنى اميه و حفظ هستى اسلام و موجوديت قرآن ،ولى را رسيدن به آن مقصد و دست يافتن به اين هدف اينكاروان بايد به دو دسته تقسيم گردد يك دسته كه جمعيت شهداء است در كربلا كشته شوند و به قتل برسند و دسته دوم كه كاروان تبليغ و مسئول بهره بردارى از آنها شهادتند به صورت اسير بايد تا شام روند و اهداف بزرگ حسين عليه السلام را از آنجا به اطلاع همگان برسانند تا يك نهضت عظيم فكرى به منظور بهره بردارى از آن قيام خونين به وجود آورند و اين كاروان تبليغ وظيفه ى بزرگ و حياتى خود را به عالى ترين صورت انجام داد و فداكارى هاى فوق طاقت كاروان شهادت را با فعاليتهاى پى گير و خطبه هاى آتشين خود به ثمر رساند.
174- لهوف صفحه ى 27 چاپ نجف
درسى كه حسين عليه السلام به انسانها آموخت
مولف : شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد
[ad_2]




