يادداشت تحليلي محمد سعيد ذاكري/ بازخواني مصلحتي كه در حال تفويت بود؛
نفوذ نيشتر به كانون «خلق فتنه»
خبرگزاري فارس: با تطبيق برخي از سرنخ‌هاي به جاي مانده از اين كانون، دريافت مي‌شود كه نوع ساختار رفتاري اين حلقه پيچيده و چند لايه – كه همچنان ناشناخته بوده و به دنبال توطئه چيني و بحران سازي براي نظام اسلامي است – همچون ساختارهاي ماسوني صهيونيستي بوده و از الگوهاي ساختاري يهود بهره‌مند بوده است.

از ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي تاكنون بحران سازي‌هاي مختلفي براي اين حركت نوپا، اسلامي و قابل الگوبرداري از سوي ساير كشورهاي تحت ظلم استكبار جهاني توسط دشمنان طراحي و به اجرا نهاده شده است.
توطئه‌هايي كه هر يك، پتانسيل بر زمين زدن يك نظام مقتدر و پيچيده را داشته و هر كدام مي‌توانسته تا اساس موجوديت و حيثيت حكومت‌هايي داراي سابقه و برجسته را با چالش جدي مواجه كند. فتنه‌انگيزي‌ها عليه نظام اسلامي برخواسته از آرمان ارزشي ملت ايران، در تمامي قالب‌هاي مورد تصور و حتي غيرقابل تصور رخ نمايان ساخته و از طراحي كودتا تا نفوذ در جريانات خودي و به ظاهر مذهبي گرفته تا عمليات‌هاي پيچيده امنيتي و اطلاعاتي و سياسي داراي تنوع بوده است. اين مقابله‌ها به طور مستمر و مداوم و يكي پس از ديگري همگي “اساس نظام و انقلاب ” مردم را هدف گرفته و انتهاي هدف تمامي آنها، براندازي و يا انحراف حركت ملت ايران در انقلاب تعبيه شده بوده است.

بدين منظور و براي نيل به اين نقاط، دشمن از تمامي ابزارهاي موجود بهره برده و در اين راه از يكسو حمايت‌هاي صريح و بيروني و از سوي ديگر حمايت‌هاي مخفي و پس پره خود را از فتنه انگيزان كه يك سر در خارج و سر ديگر در درون كشور در سيستم‌هاي حاكميت و يا حتي در نهادهاي امنيتي داشته‌اند ابراز داشته و بدين وسيله به پيشبرد راهبرد اصلي مقابله با نظام همت گمارده است.گرچه بدليل عمق ريشه دار انقلاب اسلامي در باورهاي اصيل ملت و ارزشهاي الهي، اين توطئه ها همواره نه تنها موجب تزلزل در نهادهاي انقلابي نشده كه حتي منجر به افزايش سطح اقتدار ملي نيز شده است.

در اين بين اما با رصد دقيق جريانات پديد آمده براي انقلاب اسلامي كه به يقين از سوي دشمن بيروني نيز حمايت مي‌شود، نقاط مشترك فراواني به دست مي‌آيد كه زنجيره فتنه‌انگيزي‌ها عليه نظام را تكميل مي‌كند. جالب آنجاست كه هر گاه نظام اسلامي در صدد برآمده تا با شناسايي دقيق كانون هدايت‌گر فتنه ريشه فتنه‌گري‌ها را خشك نمايد دست‌هايي هرچند با دهها واسطه، در صدد برآمده‌اند تا نقطه كانوني مذكور، از ديده‌ها پنهان شده و به اصطلاح خط‌ها گم شود.

از اين رو بوده است كه شايد تنها برخوردهاي نظام اسلامي – كه البته هميشه هم توأم با رأفت اسلامي بوده است – به برخورد با معلول‌ها منحصر شده و نسبت به علت‌‌ها كه بحران سازي اصلي را در كشور بر عهده داشته است – و به يقين كاملا هم پوشيده و مخفي به طراحي عمليات عليه نظام دست يازيده – به عمد و يا به سهو تغافل صورت گرفته است.

اگر به فرامين و بيانات امام راحل عظيم‌الشأن(ره) و يا مقام معظم رهبري نيز نگريسته شود، عمق نگراني هدايت گران اصلي انقلاب اسلامي از جريان نفوذ و يا جريان نفاق كه ماهيت آنها بر كسي آشكار نبوده و درصدد پديد آوردن چالش براي انقلاب و نظام بوده‌اند، روشن مي‌شود.
جالب است كه نقطه كانوني فتنه‌گري عليه نظام اسلامي، هر بار از يك سو و با يك ابزار وارد صحنه شده و هدف خود را به پيش مي‌برد و به محض به شكست انجاميدن پروژه، با مخدوش ساختن ردپاي خود، عناصر اصلي را پوشش داده و با قرباني كردن چند عنصر پياده نظام به عنوان عناصر اصلي، نگاه‌ها را به سمت خاص مورد نظر خود – كه دقيقا غير از آن چيزي است كه باعث شناسايي خود شود – رهنمون مي‌سازد.اين كانون فتنه‌گري از ابزارهاي مختلف رسانه‌اي، اقتصادي، سياسي‌، اجتماعي و فرهنگي نيز استفاده كرده و در برابر نظام حق اسلامي به توطئه چيني مشغول است.

ماجراي خلق پديده‌اي به نام “منتظري قائم مقام رهبري ” به عنوان برجسته‌ترين معارض حكومت و نظام اسلامي و ولايت فقيه، پديد آوردن حادثه‌اي همچون قتل‌هاي زنجيره‌ايسابل 77 و يا حوادث كوي دانشگاه تهران در سال 78 و يا فتنه‌انگيزي سال 88 از برجسته‌ترين نمونه‌هاي اين فتنه‌انگيزي‌هاي كانون خلق فتنه براي نظام و انقلاب اسلامي است.
نكته حائز اهميت نيز آنكه با تطبيق برخي از سرنخ‌هاي به جاي مانده از اين كانون، دريافت مي‌شود كه نوع ساختار رفتاري اين كانون پيچيده و چند لايه – كه همچنان ناشناخته بوده و به دنبال توطئه چيني و نفوذ در نظام اسلامي است – همچون ساختارهاي ماسوني صهيونيستي بوده و از الگوهاي ساختاري يهودي بهره‌مند بوده است.

سوي ديگر جريان اما دستگاه‌هاي امنيتي و اطلاعاتي نظام اسلامي همچون وزارت اطلاعات به خصوص در جريان فتنه پس از انتخابات رياست جمهوري 88 يكي از كار ويژه‌ها وماموريت‌هاي اصلي خود را شناسايي و هدم اين كانون خلق توطئه قرار داد و با تبحرهايي كه در زمينه‌هاي اطلاعاتي از خود بروز داد عملا صلاحيت به دست‌گيري سكان مقابله با جريان ياد شده را براي همگان به اثبات رساند.

شكار شرور عبدالمالك ريگي در آسمان ايران كه با دقت‌ها و ظرافت‌هاي خاص اطلاعاتي و امنيتي صورت پذيرفت و سرويس‌هاي امنيتي و جاسوسي متبحرغربي و صهيونيستي را مات و مبهوت ساخت،‌ شناسايي، انهدام و نفوذ در سيستم سرويس جاسوسي موساد و دستگيري قاتلان مرحوم استاد شهيد عليمحمدي، آزادي ديپلمات برجسته ايراني و ده‌ها نمونه اعلام شده و اعلام نشده ديگر، به خوبي نشان داد كه سيستم امنيتي كشور و وزارت اطلاعات در حال حاضر كاملا به بلوغي دست يافته كه مي‌تواند عهده‌دار اين پروژه عظيم شناسايي و كشف كانون خلق فتنه باشد.

اين در حالي است كه وزير محترم اطلاعات نيز در مصاحبه‌هاي خود اعلام كرده بود كه به جد نسبت به اين مهم حساس بوده و البته تاكنون تنها يك قسمت از پنج مرحله و يا 20 درصد از كانون را يافته و مابقي را نيز در پروسه‌اي كه در حال پيگيري است، شناسايي خواهند نمود. دشمن اما بالطبع در صدد گم كردن ردهاي خود در اين فتنه‌انگيزي برآمد و تلاش مي‌نمود تا با فراري دادن عناصر اصلي و خطوط مرتبط، آدرس‌هاي غلطي به سيستم ارائه نموده و باز هم دست‌هاي پيگيري و ريشه‌يابي را تهي سازد.در اين بين هرگونه رها سازي هرچند كوتاه مدت و مقطعي مي‌توانست رقيب را در اين ماراتن نفس گير پيش انداخته و تمامي تلاش‌ها را نقش بر آب سازد.

در اين شرايط است كه از سوي رهبر معظم انقلاب اسلامي – مد ظله العالي – عزل وزير اطلاعات از سوي رئيس جمهور خلاف مصلحت دولت، نظام و شخص احمدي‌نژاد معرفي شده و معظم‌له در بيانات خود در جمع مردم فارس، ابقاي حجت الاسلام مصلحي، مصلحت بالاتري كه در حال تفويت بوده است، معرفي مي‌شود.
بي‌شك ابعاد اشراف الهي و بصيرت تابنده مقام معظم رهبري نسبت به اين مصلحت بزرگ ملت، نظام و انقلاب، بايستي در سال‌ها و دهه‌هاي بعد روشن شود اما اگر نقطه كانوني فتنه‌گري عليه نظام اسلامي شناسايي شود، دست‌هايي كه امروز با بي‌تدبيري و تغافل با چند ده واسطه به آن نقاط منتهي مي‌شود نيز درخواهند يافت كه مصالح عاليه نظام، فوق دعواهاي فردي و مديريتي و گله‌گذاري‌هاي سطحي از برخي نهادها بوده است.

به نظر مي‌رسد عزل ناگهاني وزير اطلاعات و اداره شدن اين مجموعه با سرپرست و سپس معرفي فردي كه معلوم نيست تا چه حد بر كار سيستم مسلط بوده و مي‌تواند اين پروژه را هدايت نمايد، فرصت مغتنمي بود تا ردها از بين برود و گرچه به يقين رئيس محترم جمهور هيچ نقش هدايت‌گري در اين جريان ايفا نمي‌كرد اما تصميم شتابزده اجرايي او مي‌توانست مصلحتي بزرگ كه ديدگان تيزبين رهبري انقلاب آن را مشاهده كرد را تقويت نمايد.
از اين روست كه بايستي بر نعمت وجود ولايت در كشور بدون احصاء وعدد سجده شكر به جاي آورد.

يادداشت از: محمد سعيد ذاكري