جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
ميروم با عصاي خيالي، سمت آن رد پاي خيالي
نرده هاي كنار خيابان، بهتر از تو مرا ميشناسند
نيمكتهاي تك زير باران، بهتر از تو مرا ميشناسند
عابران غبار و غريبي، بيشتر از تو با من رفيقند
شهروندان شهر خموشان، بهتر از تو مرا ميشناسند
جاي آن گندمين روي ماهت، بس كه بوسيده ام قرص نان را
مشتري هاي منضومه نان، بهتر از تو مرا ميشناسند
بس كه اين كوچه پس كوچه ها را، بي قرار از قرارت دويدم
بچه هاي فرار از دبستان، بهتر از تو مرا ميشناسند
ميروم با عصاي خيالي، سمت آن رد پاي خيالي
سمت آن ناكجا يي كه در آن، بهتر از تو مرا ميشناسند
[ad_2]




