جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
مومن از حق خودش صرف نظر می کند
مومن از حق خودش صرف نظر می کند
![]()
این را هم می دانید که نور لازمه اش حیاست، لازمه اش ادب است و خیلی چیزهای دیگر، کسی که محبت دارد، کسی که عقل دارد؛ با حیا هم هست، حرف بی جا نمی زند، به کسی رُک گویی نمی کند خودداری دارد، حتی یک وقت می بینی کسی استحقاق دارد که یک حرفی به او بزنند اما او نمی زند، به واسطه ی حیایش گذشت می کند. حتی بعضی اوقات هم حق دارد که آن حرف را بزند و این بدی را که شنیده است جواب بگوید اما باز می بینی صرف نظر می کند و حرفی نمی زند. مومن از حق خودش صرف نظر می کند.
***************متن کاملکسی که نور ندارد «فَمالَهُ مِنْ نورٍ»[1] او دیگر از کجا چراغ دارد؟ اگر ما به کسی دید نداده باشیم، به او چراغ نداده باشیم. ساده اش به او عقل نداده باشیم. این دیگر کجا عقل دارد؟ یعنی دیوانه است دیگر! میان مردم هم تک تک هستند کسانی که دیوانه می شوند. این برای عبرت خلق است. آدم با اینکه چشم دارد وقتی می خواهد وارد اتاق شود بایدکلید برق را بزند مبادا یک چیزی را لگد کند.این طور نیست؟! وقتی کلید چراغ را می زند چشمش بهره برمی دارد و الاّ اگر نزند تاریک است و نمی بیند.بعضی از اشخاص ممکن است روحشان به واسطه ی ریاضت و امثال آن باز شده باشد اما چون نور ندارند خرابکاری می کنند. اسم آن نور را تا حدودی تقوا گذاشتند. آیا نفرموده اند فقط هر که تقوا داشته باشد کارش پیشرفت می کند؟ عقل دارد، فهم دارد، بدنش سالم است، چشم ظاهرش سالم است اما اگر تقوا نداشته باشد، عملش مقبول نیست! چرا؟ چنین کسی کارش اعتبار ندارد. یک کار خوب می کند، بعد یک کار بد از او سر می زند که همه را خراب می کند چون چراغ ندارد. اسم تقوا می شود چراغ، می شود نور. کسی که تقوا نداشته باشد عملش مقبول نمی شود، چرا؟ مگر این تقوا چیست! نور این طور است.
این را هم می دانید که نور لازمه اش حیاست، لازمه اش ادب است و خیلی چیزهای دیگر، کسی که محبت دارد، کسی که عقل دارد؛ با حیا هم هست، حرف بی جا نمی زند، به کسی رُک گویی نمی کند خودداری دارد، حتی یک وقت می بینی کسی استحقاق دارد که یک حرفی به او بزنند اما او نمی زند، به واسطه ی حیایش گذشت می کند. اولش آن را خجالت می گویند. خجالت مال نفس است و حتی ممکن است مربوط به امور مادی باشد. «چون او ثروتمند بود رویم نشد بگویم» اما نه! حیا و ادب مال ثروت نیست. اگر کسی فقیر هم باشد چون مومن است و پاک است آدم حیا می کند که به او هر حرفی را بزند. حتی بعضی اوقات هم حق دارد که آن حرف را بزند و این بدی را که شنیده است جواب بگوید اما باز می بینی صرف نظر می کند و حرفی نمی زند. مومن از حق خودش صرف نظر می کند.
حاج محمداسماعیل دولابی/ طوبای محبت5/ صفحه105
[1] و مَنْ یَجْعَلِ اللهُ لَهُ نوراً فَمالَهُ مِن نور(سوره ی نور آیه 40): هر کس که خداوند برای او نور قرار نداده باشد پس برای او روشنایی نیست.
yadoyar.mihanblog.com
[ad_2]




