مردم ديده به هر سو نگرانند هنوز
چشم در راه تو صاحب‌نظرانند هنوز

لاله‌ها، شعله‌كش از سينه داغند به دشت
در غمت، همدم آتش جگرانند هنوز

از سراپرده غيبت، خبري باز فرست
كه خبريافتگان، بی خبرانند هنوز

رهروان، در سفر باديه حيران تواند
با تو آن عهد كه بستند، برآنند هنوز

ذره‌ها در طلب طلعت رويت با مهر
هم‌عنان تاخته چون نوسفرانند هنوز

طاقت از دست شد ای مردمك ديده! دمی
پرده بگشای كه مردم نگرانند هنوز…


.:. اللهم عجل لولیک الفرج .:.

اي که بوي باران شکفته در هوايت
ياد از آن بهاران که شد خزان به پايت
شد خزان به پايت بهار باور من
سايه بان مهرت نمانده بر سر من
جز غمت ندارم به حال دل گواهي
اي که نور چشمم در اين شب سياهي
چشم من به راهت هميشه تا بيايي
باغ من بهارم بهشت من کجايي؟

جان من کجايي…
کجايي…
که بي تو دل شکسته ام

سر به زانوي غم نهاده ام ، به گوشه اي نشسته ام
آتشم به جان و خموشم چو ناي مانده از نوا
مانده با نگاهي به راهي که مي رود به ناکجا

اي گل آشنا بيا
بيقرارم بيا…
واي از اين غم جدايي…
“مرحوم قيصر امين پور”

================================

ای سید ما، ای مولای ما،دعا کن برای ما…

..::..اللهم عجل لولیک الفرج..::..

روزی تو خواهی آمد از کوچه های باران
تا از دلم بشـــویی غمهــــــای روزگاران

تو روح سبز گلزار گل شاداب بی خار
مرا از پا فکنده شکستن های بسیار

تو یاس نـو دمیــــده مــن گلبـرگ تکیده
روزی آیی کنارم که عشق از دل رمیده

تـــو را نادیـــدن ما غـــم نباشد که در خیلت به از ما کم نباشد
من از دست تو در عالم نهم رو ولیکــن چون تو در عالـم نباشد

روزی تو خواهی آمد از سوی مهربانی
اما زمـن نبینـی دیگـــر بـه جـا نشانی

روزی تو خواهی آمد از کوچه های باران
تا از دلم بشـــویی غمهــــــای روزگاران

========================

[برای مشاهده لینک ها باید عضو انجمن های گفتگوی مذهبی نورآسمان باشید . برای عضویت در نورآسمان اینجا کلیک کنید….]