بسم الله الرحمن الرحیم

قبل شروع پرداختن به مساله باید توضیحاتی در خصوص شخص اسفندیار رحیم مشایی ارائه داد.
همه ی ما کم و بیش در زندگی خود مرتکب اشتباه میشویم . این اشتباهات ممکن است در ذهن ، گفتار یا عمل ما نمود پیدا کند . مطمئنا وقتی می بینیم فردی کاری انجام میدهد که به نظر اشتباه میرسد باید او را توجیه کرد و مسائل را برای او تببین نمود.
اگر سوال مهمی در ذهن فردی بوجود آمد ولی به آن پاسخ داده نشد ، تبدیل به شبهه میگردد و اگر این شبهه نیز پاسخی قابل قبول دریافت نکرد به اعتقاد فرد تبدیل می شود .
جناب مشایی را به جرات میتوان حاشیه دارترین شخصیت دولت نهم و دهم نامید . ایشان با طرح مسائلی که مخالفانش آن را جنجالی , مشکوک و خارج از توان فقهی و دینی او میخوانند , باعث جبهه گیری هایی گردید .

البته اینجا یک سوال پیش میاد :

چرا به جای نقد مسئولانه سخنان مشایی از ابتدا شخصیت او را زیر سوال برده و سعی در بد جلوه دادن او میکنیم؟ شایسته نیست ابتدا سخنان او را نقد و سپس حکم محکومیت و یا تبرئه ی او را صادر کنیم ؟

انسان ناخودآگاه یاد این داستان می افتد :
«می گویند روزی شیر در جنگل می‌گذشت و دید که روباهی هراسان می‌گریزد. از او پرسید روباه بگو ببینم به کجا چنین شتابان و هراسان؟ روباه می‌گوید، عده‌ای به جنگل آمده‌اند و هر کسی را که سه گوش داشته باشد، یکی از آنها را می‌برند. شیر می‌پرسد: تو که دو گوش بیشتر نداری پس علت ترس تو چیست؟ روباه پاسخ می دهد: چون آنها اول می‌برند و بعد می‌شمارند.»

البته جناب مشایی نیز باید در سخنان خود تجدیدنظری کند و از طرح مسائل حاشیه دار و تفرقه افکنانه که ذهن مخاطبین را درگیر میکند و باعث صرف انرژی و وقت برای پاسخ به آن می شود ، خودداری نماید .
در این مقاله سعی داریم به صورت خلاصه بعضی از مواضع و سخنان جناب مشایی رو مورد نقد قرار دهیم .

لازم به ذکر است که بنده به عنوان یک دانشجو ادعایی در زمینه ی مسائل دینی و فقهی ندارم ولی با توجه به سطح معلومات و تفکرات خود سعی میکنم به برخی از شبهات مطرح شده پاسخ گویم .


https://www.nooreaseman.ir/f/forum379/thread29608.html