مسلمان­کافرا! روزی بت خود را مسلمان کن

به بازار رضای او دو روزی کسب وجدان کن

متاع حسن خود را می­فروشی؟! ردّ احسان کن


حراجی تازه در بازار مهر دوست افتاده­ست

اگرچه نرخ لبخند تو ارزان است، ارزان کن


به آب دیده­ات، هر صبح، دل را شست­وشویی ده

دکانِ دوست را پاکیزه با جاروبِ مژگان کن


چراغان جهان غیر از چراغان دل خود نیست

جهانی را چراغان کرده­ای؛ خود را چراغان کن

اگر طوف نگاهش می­کنی، چشمی ببین خود را

اگر در زلف او پیچیده­ای، حالی پریشان کن


عمارت­ها که کردی، قصرِ شیطان بود؛ بر هم زن

عبادت­ها که داری، مسجد شرک است؛ ویران کن


چو ابراهیم ادهم، در مقام دوست مهمان باش

به زمزم می­رسی امّا حذر از دلوِ سلطان کن

شکستی این­همه بت را و آخر بت شدی در خود

مسلمان­کافرا! روزی بت خود را مسلمان کن

علیرضاقزوه
[برای مشاهده لینک ها باید عضو انجمن های گفتگوی مذهبی نورآسمان باشید . برای عضویت در نورآسمان اینجا کلیک کنید….]