جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
مارمولک ما بوبو!!(آموزش شکار و نگهداری مارمولک!)
با سلام خدمت بزرگواران
با خواندن تایپیک سوسک یاد خاطره ای افتادم و وبلاگی که در جوانی راه انداختم…
دیدم این بخش خاطره بس خالی مانده…گفتم کمی پربارش کنم!
این وبلاگ:
[برای مشاهده لینک ها باید عضو انجمن های گفتگوی مذهبی نورآسمان باشید . برای عضویت در نورآسمان اینجا کلیک کنید….]سلام.
زندگی دانشجویی هم صفایی داره!!
ما اینجا حوصلمون سر رفته و از بی کاری اول یه خوروس گرفتیم دزدیدنش!!مگس گرفتیم بزرگ کنیم مرد!ملخ گرفتیم افسرده شده بود غذا نمی خورد!!
و سر انجام امروز صبح اتفاق افتاد!!
یه مارمولک اومد تو خونه افتادیم دنبالش بکشیمش که ییهو به سرمون زد بگیریمش!!
خلاصه گرفتیم خونم براش ساختیم البته به کمک دوست خوبم سعید که جدید با یوز xajorov اومده تو پی سی ورلد!
خاب کمک کنید در بزرگ کردنش!
غذا فعلا مگس گرفتیم براش نمی خومره غریبی می کنه!!
غذایی دگه سراغ دارید بهش بدیم؟
اینم عکسش:
و عکس های دیگر!کد:
[برای مشاهده لینک ها باید عضو انجمن های گفتگوی مذهبی نورآسمان باشید . برای عضویت در نورآسمان اینجا کلیک کنید….]کد:
[برای مشاهده لینک ها باید عضو انجمن های گفتگوی مذهبی نورآسمان باشید . برای عضویت در نورآسمان اینجا کلیک کنید….]کد:
[برای مشاهده لینک ها باید عضو انجمن های گفتگوی مذهبی نورآسمان باشید . برای عضویت در نورآسمان اینجا کلیک کنید….]
البته شاید اخر ترم که مشروط شدیم ولش کنیم!
براش بلاگم درست کردیم!!از انجا که این وبلاگ دیگر آپدیت نشد. بند قصد دارم در همین جا سرنوشت آن مارمولک را خدمت خیل عظیم مشتاقان و هوادارانش را بنویسم!
خلاصه…
این مارمولک را گرفته بودیم و با او روزگار می گذراندیم و فوج فوج دانشجویان عزیز به خانه ما می آمدند تا این موجود را از نزدیک دیده و با نحوه به دام انداختن و نگهداری آن آشنا شوند که یکی از این روز ها مارمولک را برای افتاب گیری به زیر افتاب سوزان شهر میناب بردم!آفتابی بس سوزان بود…به گمون حسابی آفتاب می خورد…رفتم داخل خانه و کمی غافل شدم … بعد از ساعتی آمدم و دیدم این مارمولک چشمهایش از حدقه زده بیرون!لاغر شده!و تکان نمی خورد…اول فکر کردم وزن کم کرده و محو در آفتاب گیری می باشد…ولی ای دل غافل!عمرش به این دنیا نبود…و خشک شده بود…البته ما تلاش کردیم زنده اش کنیم…تو سطل آب انداختیمش و چند روزی صبر کردیم….ولی دست اخر طی یک مراسم پر شکوه با حضور جمع کثیری از دانشجویان باهاش وداع کردیم و انداختیمش بیرون….و این بود پایان این خاطره غم انگیز!
و اما اموزش ها برای گرفتن و نگهداری این حیوان نجیب:
1-این حیوان بسیار خجالتی است و تا شما را می بیند از خجالت پا به فرار می گذارد! و سرعت بالایی دارد…باید آن را کنج آشپزخانه گیر انداخته و از بدنش آن را بگیرید…مبادا فشارش دهید و به سر یا دمش آسیب بزنید…بسیار حساس است!
2-برای نگهدازی محفظه ای شیشه ای انتخاب کرده تا افسرده نشود!گویا مگس و مورچه کفایتش کند…!
بعد مدتی که با شما انس گرفت می توانید نخی به گردنش بسته و با خود به مراکز تفریحی ببرید!
این حیوان آفتاب گیری به مدت زیاد را دوست ندارد!التماس دعا
یا علی
[ad_2]

.gif)
.gif)
.gif)
.gif)



