مؤمن چگونه محبتش رنگ الهی می گیرد ؟

خانه » مؤمن چگونه محبتش رنگ الهی می گیرد ؟

جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]

مؤمن چگونه محبتش رنگ الهی می گیرد ؟

مومنین شدید ترین محبتشان برای خداست

(وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْداداً يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللَّهِ وَ الَّذينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّه‏…)(البقره 165)نخست مى ‏گويد:” بعضى از مردم معبودهايى غير خدا براى خود انتخاب مى ‏كنند” (وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْداداً) (1).نه فقط بتها را معبود خود انتخاب كرده ‏اند بلكه” آن چنان به آنها عشق مى ‏ورزند كه گويى به خدا عشق مى ‏ورزند” (يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللَّهِ).” اما كسانى كه ايمان به خدا آورده‏ اند عشق و علاقه بيشترى به او دارند” (وَ الَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ).چرا كه آنها مردمى انديشمند و دانا هستند و هرگز ذات پاك او را كه منبع‏ همه كمالات است رها نمى ‏كنند، هر ميل و محبتى در برابر عشق خدا در نظرشان بى ارزش و ناچيز است، اصلا آنها غير او را شايسته عشق و محبت نمى‏ بينند، جز به خاطر او، و در راه او كار نمى‏ كنند، در درياى بيكران عشق خدا آن چنان غوطه‏ ورند كه على ‏وار مى‏ گويند:فهبنى صبرت على عذابك فكيف اصبر على فراقك!:” گيرم كه بر عذاب تو صبر كنم اما با فراق و دورى تو چكنم” .اساسا عشق حقيقى هميشه متوجه نوعى از كمال است، انسان هرگز عاشق عدم و كمبودها نمى‏ شود، بلكه همواره دنبال هستى و كمال مى‏ گردد و به همين دليل آن كس كه هستى و كمالش از همه برتر است از همه كس به عشق ورزيدن سزاوارتر مى‏ باشد.كوتاه سخن اينكه همانطور كه آيه فوق مى ‏گويد: عشق و علاقه افراد با ايمان نسبت به خدا از عشق و علاقه بت پرستان به معبودهاى پنداريشان ريشه ‏دارتر و عميق تر و شديدتر است.چرا چنين نباشد آيا كسى كه واقعيتى را دريافته و به آن عشق مى ‏ورزد با كسى كه گرفتار خرافه و تخيل است مى‏ تواند يكسان باشد؟ عشق مؤمنان از عقل و علم و معرفت سرچشمه مى ‏گيرد اما عشق كافران از جهل و خرافه و خيال!.و باز به همين دليل عشق نخست به هيچ وجه متزلزل نمى ‏گردد ولى عشق مشركان ثبات و دوامى ندارد!(2)
نتیجه :با توجه به آیه فوق و تفسیر آن هر محبتی که برای خدا باشد، نه تنها اشکال ندارد بلکه آن محبت خدایی است .
******************************************
(1)” انداد” جمع” ند” به معنى” مثل” است، ولى به گفته جمعى از اهل لغت به مثلى گفته مى‏شود كه شباهت جوهرى به چيز ديگر دارد در حالى كه” مثل” مفهوم اعمى دارد. بنا بر اين معنى آيه چنين مى ‏شود كه: مشركان اعتقاد داشتند تنها در جوهر ذات شبيه خدا هستند و به تعبير ديگر صفات الهى- از روى جهل و نادانى- براى آنها قائل بودند.
(2)تفسير نمونه، ج‏1، ص: 565

[ad_2]

 

حرز امام جواد

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا