جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
قیمومیت مرد بر زن
قیمومیت مرد بر زنباید توجه نمود که اگر زن در مقابل مرد و مرد در مقابل زن به عنوان دو صنف مطرح است ، هرگز مرد قوام و قیم زن نیست و زن هم در تحت قیمومیت مرد نیست . بلکه قیمومت مربوط به موردی است که زن در مقابل شوهر و شوهر در مقابل زن باشد . قوام بودن در این مقام نیز نشانه کمال و تقرب الی الله نیست ، همچنانکه در وزارتخانه ها ، مجامع ، جامعه ها ، افرادی هستند که قوام دیگری یعنی مدیر ، مسؤول و کارگزار و مانند آن هستند اما این مدیریت ، فخر معنوی نیست بلکه یک مسؤولیت اجرایی است و ممکن است کسی که ریاست آن مؤسسه را به عهده ندارد خالصانه تر از قیم کار بکند و پیش خدا مقرب تر باشد .
قوام بودن مربوط به مدیریت اجرایی است ، زیرا که قرآن می فرماید :
الرجال قوامون علی النساء بما فضل الله بعضهم علی بعض وبما انفقوا من اموالهم(7)توانایی مرد در مسائل اجتماعی وشم اقتصادی و تلاش و کوشش برای تحصیل مال و تامین نیازمندی های منزل و اداره زندگی بیشتر است . و چون مسؤول تامین هزینه ، مرد است سرپرستی داخله منزل هم با مرد است اما این چنین نیست که از این سرپرستی بخواهد مزیتی به دست آورد و بگوید من چون سرپرستم پس افضل هستم بلکه این یک کار اجرایی است ، وظیفه است نه فضیلت ، روح قیوم و قوام بودن وظیفه است قران کریم به زن می گوید تو در فرمان مرد هستی ، بلکه به مرد می گوید تو سرپرستی زن و منزل را به عهده داری . اگر این آیه به صورت تبیین وظیفه تلقی شود نه اعطای مزیت ، آنگاه روشن می شود که : « الرجال قوامون علی النساء » به معنای : « یا ایها الرجال کونوا قوامین » یعنی ای مردها شما به امر خانواده قیام کنید همانطوری که برای مسائل قضایی می فرماید :
کونوا قوامین بالقسط شهداء لله(8)« الرجال قوامون علی النساء » گرچه جمله خبریه است ولی روحش انشا است یعنی ای مردها شما قوام منزل باشید ، سرپرست منزل باشید ، کارها را در بیرون انجام دهید ، اداره زندگی را در منزل به عهده بگیرید ، زیرا آسایش و آرامش زندگی مرد ، در خانه است . این که آیه شریفه می فرماید :
ومن آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها(9)
و آنچه در تعبیرات روایی آمده است « لیاوی الیها » برای تبیین همین تعبیر قرآنی است « الرجال قوامون علی النساء » به این معنا نیست که زن اسیر مرد است و مرد قوام قیم و فرمانروا است ومی تواند به دلخواه خود عمل کند . هرگز این تکلیف نیامده فتوای یک جانبه بدهد و به مرد بگوید تو فرمانروا هستی و هرچه می خواهی بکن ، بنابراین ، اگر اسلام این دو حکم الزامی را در کنار هم ذکر کندو به زن در مقابل شوهر دستور تمکین می دهد واز سوی دیگر به مرد در مقابل زن دستور کارپردازی وسرپرستی می دهد ، واین هردو ، بیان وظیفه و جریان امور خانواده است و هیچ یک نه معیار فضیلت است و نه موجب نقص .
در نتیجه ، اولا ، « الرجال قوامون علی النساء » مربوط به زن در مقابل شوهر است نه زن در مقابل مرد . ثانیا ، این قیمومیت معیار فضیلت نیست بلکه وظیفه است . ثالثا ، قیم بودن زن و مرد در محور اصول خانواده است . گاهی زن قیم مرد است و گاهی مرد قیم زن . و در اصول خانوادگی بسیاری از مسائل عوض می شود . اطاعت فرزند چه پسر و چه دختر از ساحت مقدس پدر و مادر واجب است ، و اگر فرزند کاری بکند که پدر یا مادر برنجد عاق پدر و مادر می شود و عقوق والدین حرام است . بنابراین اگر مادر فرزند را از کاری نهی کرد و گفت : این کار مایه آزردگی من می شود . در اینجا اطاعت مادر واجب است وپسر نمی تواند بگوید که من چون در رتبه اجتهادی به سر می برم یا مهندس و طبیب شده ام ، دیگر تحت فرمان مادر نیستم و در حقیقت در چنین مواردی زن بر مرد قیم است ، مادر بر پسر قیم است گرچه پسر مجتهد ویا متخصص باشد . در مسائلی که مربوط به داخل خانواده است زن و شوهر ، مادر وفرزند و پدر و فرزند یک سلسله حقوق متقابلی دارند . و رابعا ، همان گونه که در آغاز فصل گذشت این قیمومیت طبق شرایط ضمن عقد قابل تحدید و یا واگذاری است .
—————–
7 – نساء ، 34 .
8 – نساء ، 135 .
9 – روم ، 21 .
زن در آینه جلال و جمال
[ad_2]




