جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
قلم کنار تو افتاده لیقه خشک شده
![]()
قلم کنار تو افتاده لیقه خشک شده
حرف ” ع ش ق ” به خطِّ عتیقه خشک شدهدوباره زخم تو گل کرده ” دوم ” ماه استزمان به روی ” دو و ده دقیقه ” خشک شدهکناره پنجره ای ، ماه می وزد … داریبه سمت کوچه نگاه عمیق خشک شدهاز آن قرار برای تو این فقط مانده است :گلی که بر سر جیب جلیقه خشک شده… هجوم خاطره ها … چشم های تو بسته اندو دست های تو روی شقیقه خشک شدهبرای ” عشق ” تو سر مشق تازه می خواهیقلم کنار تو افتاده لیقه خشک شده
نجمه زارعاز کتاب ” عشق قابیل است ( باید دوباره زاده شوم … ) “
[ad_2]




