درحدیث آمده است که درهرشبانه روز پنج بار قبر ما را صدا می‌زند ومیگوید:

«انا بیت الوحده فحملوا الی انیسا»
من خانه تنهایی تو هستم، یک انیسی برای خودت بفرست.
«انا بیت الظلمه فاحملو الی سراجا»
من خانه تاریکی هستم، برای خودت چراغی بیاور.
من خانه پر از عقرب و مار هستم،« فاحملو الی تریاقا »،
با خودت تریاقی بیاور که این عقرب و مارها را بکشد.

حاج سعید حقگو می گفت: جنازه‌ای را برای تدفین به قم بردیم، چند بار
جنازه راداخل قبر گذاشتیم، اما قبر پر از عقرب می‌شد، ما عقرب‌ها را
می‌کشتیم، اما باز قبرپر از عقرب می‌شد، سرانجام خسته شدیم و جنازه را
بر روی همان عقرب‌هاگذاشتیم و خاک بر رویش ریختیم.

قبر هر روز اینگونه به ما ندا می‌دهد، آیا ما صدایش را می‌شنویم؟آیا به فکر
مردن هستیم؟ ابدا!!اصلاً بیهوشیم و انسان بیهوش هم که چیزی نمی‌فهمد!
خدا کند که ما هم این صداها را بشنویم..

“اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا”