فلانی ، تو چه خیال می کنی ؟

خانه » فلانی ، تو چه خیال می کنی ؟

جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]

فلانی ، تو چه خیال می کنی ؟

فلانی ، تو چه خیال می کنی ؟


مرحوم کربلایی احمد میرزا حسینعلی تهرانی می فرمودند :

جناب شیخ رجبعلی شاگردی داشت که بسیار حسینی بود ؛ و در بازار تهران حجره و تشکیلاتی بهم زده بود . او یا هر شب به مجلس می رفت و یا آنکه خود مجلس می گرفت .

اما مشکل این بود که آنچنان نسبت به حلال و حرام اموالش اهمیت نشان نداده و گاهی هم به دیگران پول نزول می داد . زمانی که فوت کرد ، تشییع جنازه ی مفصلی برای وی برگزار شد . به گونه ای که بیشتر بازار به خاطر او تعطیل شد . من و جناب شیخ هم به تشییع جنازه وی رفتیم .

در میانه ی راه ، شیخ به من فرمودند : داش احمد ، من با خود در این اندیشه بودم که مردی که اینچنین اهل روضه وگریه است ، حتماً مورد توجهات حضرت اباعبدالله علیه السلام قرار خواهد گرفت . به محض اینکه این فکر از ذهنم عبور کرد ، پرده های غیبی کنار رفت و حضرت سیدالشهداء جلوه ای عنایت کرده و فرمودند :
فلانی ، تو چه خیال می کنی ؟ مگر من رئیس دزدها هستم ؟! و باز فرمودند : ما اهل بیت علیهم السلام ، اعمال را از انسان متقی قبول می کنیم
(۱) “

(۱) : سوره مائده آیه ۲۷ ” اِنَّمَا یَتَقَبَّلُ الله مِن المُتَّقِین “

کتاب : رند عالم سوز

مولف : مجید هوشنگی ( کاظمی )

[ad_2]

 

حرز امام جواد

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا