جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
غسل و كفن فاطمه عليهاالسلام
غسل و كفن فاطمه عليهاالسلام
پاسى از شب كه گذشت و سر صداها فرونشست و چشمها به خواب رفت، اميرالمومنين عليه السلام برخاست تا وصيتهاى فاطمه عليهاالسلام را اجرا كند. آن بدن ضعيف كه از مصائب و زجر جسمى و روحى آب شده بود، براى غسل آماده كرد، و شاخه ى نخلى را براى روشنايى آتش زد.
اسماء بنت عميس آب مى آورد و حضرت او را از زير لباس- بدون اينكه پيراهن او را بيرون آورد غسل مى داد. شايد اين كار به آن سبب بود كه يتيمان فاطمه عليهاالسلام نگاه مى كردند و اميرالمومنين عليه السلام نخواست بدن مجروح و مصدوم مادر را ببينند.
فاطمه عليهاالسلام را جز اميرالمومنين عليه السلام نمى توانست غسل دهد زيرا «صديقه» بود و جز «صديق» نبايد او را غسل مى داد و نيز معصوم را بايد معصوم غسل دهد و دست غير معصوم نبايد به او برسد.
از سوى ديگر وصيت زهرا عليهاالسلام بود. لذا اسماء فقط آب مى آورد و دست به پيكر مطهر سيده النساء عليهاالسلام نمى زد.
اميرالمومنين عليه السلام سه يا پنج بار بر بدن دختر پيامبر آب ريخت و بار آخر قدرى كافور به آن اضافه كرد. اين همان سهم كافور فاطمه عليهاالسلام بود كه از بهشت آمده بود.غسل به پايان رسيد، و اميرالمومنين عليه السلام در هفت پارچه او را كفن كرد و يك پارچه سراسرى ديگر بر بدن مطهر او پوشانيد، و اين كلمات را بر زبان جارى كرد: «بارالها، اين بانو كنيز و دختر پيامبر و برگزيده ى تو و بهترين آفريدگان توست… مقام او را با لا ببر و بين و او و پدر بزرگوارش جمع فرما».
اميرالمومنين عليه السلام در تجهيز فاطمه عليهاالسلام مى فرمايد: آنگاه كه خواستم بندهاى كفن را ببندم صدا زدم: «اى حسن، اى حسين، اى زينب، اى ام كلثوم، اى فضه… بياييد آخرين ديدار را با مادر داشته باشيد، كه هنگام جدايى است و ملاقات به بهشت مى ماند».
فرزندان زهرا عليهاالسلام گويا منتظر اجازه ى پدر بودند. فورا خود را روى جنازه مادر انداختند. در اين هنگام ناله اى از سينه ى زهرا برخاست دستانش را بازكرد و فرزندانش به سينه فشرد ناگهان صدايى از آسمان شنيده شد: «اى اباالحسن، كودكان را از روى جنازه ى مادر بردار كه بخدا قسم ملائكه ى آسمانها را به گريه درآوردند».
اميرالمومنين عليه السلام فرزندان را از كنار جنازه كنار آورد و بندهاى كفن را بست و آماده ى نماز نمود.
[ad_2]




