از یاری یتیمان در شب های ظلمانی بگویم ، شب هایی که غیر از امیر المومنین (علیه السلام) و من کسی در کوچه ها نبود. هر چه شب امیر المومنین (علیه السلام) مرا فرا می خواند و با هم کیسه های خرما و روغن بر در خانه فقیران می بردیم و هیچ کس از این عمل حضرت خبر نداشت.

محمد فرزند امیر المومنین(علیه السلام) فهمیده بود حضرت هر شب برای سرکشی یتیمان و بیچارگان می رود.این بود که روزی از آن حضرت پرسید: ای پدر ، چرا هنگام روز نزد آنان نمی روید؟

[align=center]حضرت فرمود: پسرم پسرم ، صدقه پنهانی آتش غضب پروردگار را خاموش می کند.
[/align]

برگرفته از دفتر خاطرات قنبر غلام امیر المومنین(علیه السلام)
::rose:rose:
[size=xx-small]مناقب الامام امیر المومنین (علیه السلام)،ج2 ص 68[/size]