جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
علی آن شیر خدا
[align=center]:rose:——————-:rose:——————-:rose:——————-:rose:[/align]
[align=center][size=medium]علی آن شیر خدا[/size][/align]
[align=center][size=small]علی آن شیر خدا شاه عرب
الفتي داشته با اين دل شبشب ز اسرار علي آگاه است
دل شب محرم سرّالله استشب علي ديد و به نزديكي ديد
گر چه او نيز به تاريكي ديدشب شنيده ست مناجات علي
جوشش چشمه ي عشق ازليشاه را ديده به نوشيني خواب
روي بر سينه ي ديوار خرابقلعه باني كه به قصر افلاك
سر دهد ناله ي زنداني خاكاشكباري كه چو شمع بيزار
مي فشاند زر و مي گريد زاردردمندي كه چو لب بگشايد
در و ديوار به زنهار آيدكلماتي چو در آويزه ي گوش
مسجد كوفه هنوزش مدهوشفجر تا سينه ي آفاق شكافت
چشم بيدار علي خفته نيافتروزه داري كه به مهر اسحار
بشكند نان جوين در افطارناشناسي كه به تاريكي شب
مي برد شام يتيمان عربپادشاهي كه به شب برقع پوش
مي كشد بار گدايان بر دوشتا نشد پردگي آن سرّ، جلي
نشد افشا كه علي بود عليشاهبازي كه به بال و پر راز
مي كند در ابديت پروازشهسواري كه به برق شمشير
در دل شب بشكافد دل شيرعشقبازي كه هم آغوش خطر
خفت در خوابگه پيغمبرآن دم صبح قيامت تأثير
حلقه ي در شد از او دامن گيردست در دامن مولا زد در
كه علي بگذر و از ما مگذرشال شه وا شد و دامن به گرو
زينبش دست به دامن كه مروشال مي بست و ندايي مبهم
كه كمربند شهادت محكمپيشوايي كه ز شوق ديدار
مي كند قاتل خود را بيدارماه محراب عبوديت حق
سر به محراب عبادت منشقمي زند پس لب او كاسه ي شير
مي كند چشم اشارت به اسيرچه اسيري كه همان قاتل اوست
تو خدایي مگر اي دشمن دوستدر جهاني همه شور و همه شر
ها علي بشر كيف بشر؟كفن از گريه غسال خجل
پيرهن از رخ وصال خجلشبروان، مست ولاي تو علي
جان عالم به فداي تو علي[/size][/align][align=center]:rose:——————-:rose:——————-:rose:——————-:rose:[/align]
[ad_2]




