جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
عقب ماندگی امت مسلمان ناشی از دوری از قرآن است
عقب ماندگی امت مسلمان ناشی از دوری از قرآن است
انس با قرآن دلهاى ما را با معارف قرآن آشناتر خواهد كرد. هرچه در دنیاى اسلام كمبود هست، بر اثر دورى از معارف الهى و معارف قرآنى است. قرآن كتاب حكمت است، كتاب علم است، كتاب حیات است. حیات امتها و ملتها در آشنائى با معارف قرآن و عمل به مقتضاى این معارف و عمل به احكام قرآنى است. انسانها اگر طالب عدالتند و از ظلم بیزارند، راه مبارزهى با ظلم را باید از قرآن فرا بگیرند. انسانها اگر طالب علمند و به وسیلهى معرفت و آگاهى و علم میخواهند زندگى را رونق ببخشند و راحت و رفاه را براى خودشان تأمین كنند، راهش به وسیلهى قرآن نشان داده میشود. انسانها اگر در پى ارتباط با خداى متعال و صفاى معنوى و روحى و آشنائى با مقام قرب الهى هستند، راهش قرآن است.
ضعف ما امت مسلمان، عقبماندگى ما، كجرفتارىهاى ما، كجتابىهاى ما در مسائل اخلاقى و زندگى، همهى اینها ناشى از دورى از قرآن است. ملتهاى مسلمان بر اثر حاكمیت طغیانگران و طاغوتها – كه قرآن مخاطبان خود را این همه از طاغوتها برحذر داشته است – خونشان مكیده شد؛ نه فقط خون اقتصادىشان، نه فقط منابع حیاتى و معادن زیرزمینى و نفت و امثال اینها، بلكه روحیهى ایستادگىشان، مقاومتشان، طلب علوّ و عزت در دنیا هم از ملتهاى مسلمان گرفته شد. ملتهاى مسلمان به فرهنگ خودشان پشت كردند، فرهنگ مادیگرى را پذیرفتند. با اینكه بظاهر ما كلمهى «لا اله الّا اللَّه» گفتیم، در طول زمان مسلمان بودیم، اما فرهنگ غرب و معارف غرب در دلهاى ماها اثر كرد و ماها را از حقایق دور كرد. آن وقت نه فقط اقتصادمان را، عزت دنیوىمان را از دست دادیم، بلكه اخلاق و معالم اخلاقىمان را هم از دست دادیم. ما اگر دچار تنبلى هستیم، اگر دچار ضعف و سستى هستیم، اگر دلهاى ما با یكدیگر مأنوس نیست، اگر در میان ما بدخواهى وجود دارد، اینها از آثار فرهنگ تزریقاتىِ تحمیلىِ ضد اسلامى و غیر اسلامى است.
نقش قرآن این است كه ما را از لحاظ ماده و معنا اعتلاء ببخشد؛ و این كار را قرآن میكند. كسانى كه با تاریخ آشنا هستند، نمونههایش را در تاریخ دیدند؛ و ما مردمِ این زمان، در زمان خودمان داریم نمونههایش را مشاهده میكنیم. یك نمونه، همین شما ملت عزیز ایران هستید. شما خیال نكنید در دوران رژیمهاى طاغوتى – چه رژیم پهلوى، چه قبل از آنها رژیم قاجار – ملت ایران ذرهاى اعتبار در محیط بینالمللى داشت؛ نداشت. این استعداد جوشان و متراكمى كه در ملت ما هست، مثل یك گنجینهى فراموش شدهاى، مثل گنجى در ویرانهاى مدفون شده بود؛ مگر به صورت تصادفى، یك فردى خودش را نشان بدهد، كه نشان نمیداد. این همه جوان فعال و پرنشاط و مبتكر و علاقهمند به پیشرفت كشور كه امروز شما ملاحظه میكنید در عرصههاى مختلف افتخار مىآفرینند، عزت مىآفرینند، نام نیك براى ملتشان درست میكنند؛ خب، جوانها آن روز هم بودند، اما به خاطر غلبهى طواغیت، این حرفها دیگر نبود.
به همین اندازه كه ما یك قدم به سمت قرآن، به سمت معارف قرآنى برداشتیم – كه آنچه كه ما به سمت قرآن حركت كردیم، واقعاً یك قدم هم بیشتر نیست – خداى متعال به ما عزت داده است، به ما حیات داده است، به ما آگاهى و بصیرت داده است، به ما قدرت و قوّت بخشیده است. ملت ما امروز یكى از زندهترین و قوىترین ملتهاى دنیاست. استعداد متراكم و جوشان وآمادگى و مشاهدهى پىدرپى پیشرفتها در عرصههاى مختلف؛ امروز وضع كشور ما اینجورى است. ملتهاى دیگر هم ملت ما را تحسین میكنند.
[ad_2]




