عارف كيست

خانه » عارف كيست

جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]

عارف كيست

عارف كيست

در نمط نهم اشارات جناب شيخ گويد: (العرفان مبتد من تفريق و نفض و ترك و رفض ، ممعن فى جمع هو جمع صفات الحق للذات المريده بالصدق منته الى الواحد ثم وقوف )
جناب خواجه در شرح آن گويد: (عارف هنگامى كه از خود بگذشت و به حق پيوست ، مى بيند هر قدرت در قدرتش مستغرق است قدرتى كه متعلق به جميع مقدورات است ، و هر علم در علمش مستغرق است علمى كه هيچ چيز از او پنهان نيست ، و هر اراده وى مستغرق است است اراده اى كه هيچ ممكن از او سرباز نمى زند. بلكه هر وجود و كمال وجود از او صادر است و از جانب وى فائض است . پس در اين هنگام حق تعالى بصرش ‍ مى گردد كه بدان مى بيند، و سمعش مى گردد كه بدان مى شنود، و قدرتش ‍ مى گردد كه بدان فاعل فعل است ، و علمش مى گردد كه بدان مى دند، و وجودش مى گردد كه بدان موجود است . پس عارف در اين هنگام به حقيقت متخلق به اخلاق الله مى شود) (21)
چون سلطان وجود در شهود عارف عارى از لباس اوهام مشهود گشت و ديد كه غيرتش غير در جهان نگذاشت لاجرم عين جمله اشياء شد، تعينات و كثرات را سرابى مى بيند و باطن (و من الما كل شى حى ) برايش ظهور مى كند كه آن حقيقت قاهر بر كل را در همه جا متجلى مى نگرد و نسبت اشيا را به او چون نسبت مقيد به مطلق و مشتق به مصدر مشاهده مى كند بلكه واقع را فوق اين اصطلاحات مى يابد.
اى بسا كه در اين اتصال به عالم قدس از اين عالم ذاهل شود و از آنچه كه در اين عالم است غافل گردد و از وى اخلال به تكاليف شرعى سرزند، كه به اين اخلال گناهكار نباشد، زيرا در اين حال غير مكلف است ، لذا صاحب غلبه عشق از خود آگاه نيست ، آنچه مست مى كند او را گناه نيست .
رشته تسبيحم ار بگسست معذرم بدار

دستم اندر ساعد ساقى سيمين ساق بود

عارف در حال وصول كه مقام فناى ذات و صفات و افعال است در ذات و صفات و افعال حق تعالى متصف به اوصاف الله مى شود و چنانكه حق تعالى (لا يسال عما يفعل ) است همچنين عارف و عبدالله هم (لا يسال عما يفعل ) است فافهم
همه از دست شد و او شده است

انا و انت و هو (هو) شده است

عاشقى كار شير مردان است

سخره كودكان معبر نيست

اوفتادن در آتش سوزان

جز كه در عهده سمندر نيست

قال اميرالمومنين عليه السلام : (العارف اذا خرج من الدنيا يجده السائق و الشهيد فى القيامه ، و لا رضوان الجنه فى الجنه ، و لا مالك النار، قيل و اين يقعد العارف ؟ قال عليه السلام فى مقعد صدق عند مليك مقتدر)
و لذت عارفان به مطالبه جمال حق است كه امام صادق عليه السلام فرمود (العارف شخصه مع الخلق و قلبه مع الله ). و نيز فرمود: (العارف امين و دائع الله ، و كنز اسراره و معدن نوره و دليل رحمته على خلقه و مطيه علومه و ميزان فصله و عدله ، قد غنى عن الخلق و المراد و الدنيا و لا مونس ‍ له سوى الله ، و لا نطق و لا اشاره و لا نفس الا بالله و من الله و مع الله فهوفيى رياسه قدسه متردد، و من لطائف فضله اليه متزود و المعرفه اصل فرعه الايمان )
و جناب شيخ در اشارات گويد: (و المنصرف بفكره الى قدس ‍ الجبروت مستديما لشروق نور الحق فى سره يحض باسم العارف ) (22)
[11]-الميزان ج 1 ذيل بسم الله سوره فاتحه
[12]-تفسير بيان السعادة گنابادى ج 1 ص 31
[13]-تفسير بيان السعادة ج 1 ص 31
[14]-نور الثقلين ج 1
[15]-توحيد صدوق باب 31، ح 2، ص 230
[16]-همان ، حديث 3
[17]-توحيد صدوق باب 31، حديث 5، ص 230
[18]-روح البيان ، ج 1، ص 9
[19]-تفسير خلاصه المنهج ج 1، ص 10 – 15
[20]-همان ، ص 33
[21]-شرح اشارات ، ج 3، ص 388، فصل 19، نمط 9
[22]-اشارت ج 3، فصل 2 نمط 9 ص

[ad_2]

 

حرز امام جواد

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا