ضرب المثل ها و اصطلاحات محاوره ای فارسی

خانه » ضرب المثل ها و اصطلاحات محاوره ای فارسی

جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]

ضرب المثل ها و اصطلاحات محاوره ای فارسی

ضرب المثل ها و اصطلاحات محاوره ای فارسی

(الف)

“آب از دستش نمیچکه.”
“آب از سر چشمه گل آلوده.”

“آب از آب تکان نمیخوره.”
“آب از سرش گذشته.”
“آب پاکی روی دستش ریخت.”
“آب در کوزه و ما تشنه لبان میگردیم.”
“آب را گل آلود میکنه که ماهی بگیره.”
“آب زیر پوستش افتاده.”
“آب که یه جا بمونه، میگنده.”
“آبکش و نگاه کن که به کفگیر میگه تو سه سوراخ داری.”

“آب که از سر گذشت، چه یک ذرع چه صد ذرع ـ چه یک نی چه چه صد نی.”
“آب که سر بالا میره، قورباغه ابوعطا میخونه.”
“آب نمی‌بینه و گرنه شناگر قابلیه.”
“آبی از او گرم نمیشه.”
“آتش که گرفت، خشک و تر میسوزد.”
“آخر شاه منشی، کاه کشی است.”
“آدم با کسی که علی گفت، عمر نمیگه.”
“آدم بد حساب، دوبار میده.”
“آدم تنبل، عقل چهل وزیر داره.”
“آدم خوش معامله، شریک مال مردمه.”
“آدم دست پاچه، کار را دوبار می‌کنه.”
“آدم دست پاچه دوبار می‌شاشه.”
“آدم زنده، زندگی می‌خواد.”
“آدم زنده وکیل وصی نمی‌خواد.”
“آدم گدا، اینهمه ادا؟”
“آدم گرسنه، خواب نان سنگک می‌بینه.”
“آدم ناشی، سرنا را از سر گشادش میزنه.”
“آرد خودمونو ریختیم، الک مونو آویختیم.”
“آرزو بر جوانان عیب نیست.”
“آستین نو پلو بخور.”
“آسوده کسی که خر نداره — از کاه و جوش خبر نداره.”
“آسه برو آسه بیا که گربه شاخت نزنه.”
“آشپز که دوتا شد، آش یا شوره یا بی‌نمک.”
“آش نخورده و دهن سوخته.”
“آفتابه خرج لحیمه.”
“آفتابه لگن هفت دست،اما شام و ناهار هیچی.”
“آفتابه و لولهنگ هر دو یک کار می‌کنند، اما قیمتشان موقع گرو گذاشتن معلوم می‌شه.”
“آمدم ثواب کنم، کباب شدم.”
“آمد زیر ابروشو برداره، چشمش را کور کرد.”
“آنانکه غنی‌ترند، محتاج‌ترند.”
“آنچه دلم خواست نه آن شد — آنچه خدا خواست همان شد.”
“آنرا که حساب پاکه، از محاسبه چه باکه؟”
“آنقدر بایست، تا علف زیر پات سبز بشه.”
“آنقدر سمن هست، که یاسمن توش گمه.”
“آنقدر مار خورده که افعی شده.”
“آن ممه را لولو برد.”
“آنوقت که جیک‌جیک مستانت بود، یاد زمستانت نبود؟”
“آواز دهل شنیدن از دور خوشه.”
“اجاره نشین خوش نشینه.”
“ارزان خری، انبان خری.”
“از اسب افتاده‌ایم، اما از اصل نیفتاده‌ایم.”
“از اونجا مونده، از اینجا رونده.”
“از اون نترس که های و هوی داره، از اون بترس که سر به زیر داره.”
“از این امامزاده کسی معجزه نمی‌بینه.”
“از این دم بریده هر چی بگی بر‌میاد.”
“از این ستون به آن ستون فرجه.”
“از بی‌کفنی زنده‌ایم.”
“از دست پس میزنه، با پا پیش می‌کشه.”
“از تنگی چشم پیل معلومم شد — آنانکه غنی‌ترند محتاج‌ترند.”
“از تو حرکت، از خدا برکت.”
“از حق تا نا حق چهار انگشت فاصله است.”
“از خر افتاده، خرما پیدا کرده.”
“از خرس موئی، غنیمته.”
“از خر میپرسی چهارشنبه کیه؟”
“از خودت گذشته، خدا عقلی به بچه‌هات بده.”
“از درد لا‌علاجی به خر میگه خانمباجی.”
“از دور دل و میبره، از جلو زهره رو.”
“از سه چیز باید حذر کرد، دیوار شکسته، سگ درنده، زن سلیطه.”
“از شما عباسی، از ما رقاصی.”
“از کوزه همان برون تراود که در اوست.” (( گر دایره کوزه ز گوهر سازند ))
“از کیسه خلیفه می‌بخشه.”
“از گدا چه یک نان بگیرند و چه بدهند.”
“از گیر دزد در آمده، گیر رمال افتاد.”
“از ماست که بر ماست.”
“از مال پس است و از جان عاصی.”
“از مردی تا نامردی یک قدم است.”
“از من بدر، به جوال کاه.”
“از نخورده بگیر، بده به خورده.”
“از نو کیسه قرض مکن، قرض کردی خرج نکن.”
“از هر چه بدم اومد، سرم اومد.”
“از هول هلیم افتاد توی دیگ.”
“از یک گل بهار نمیشه.”
“از این گوش میگیره، از آن گوش در میکنه.”
“اسباب خونه به صاحبخونه میره.”
“اسب پیشکشی رو، دندوناشو نمی‌شمرند.”
“اسب ترکمنی است، هم از توبره میخوره هم ازآخور.”
“اسب دونده جو خود را زیاد میکنه.”
“اسب را گم کرده، پی نعلش میگرده.”
“اسب و خر را که یکجا ببندند، اگر همبو نشند همخو میشند.”
“استخری که آب نداره، اینهمه قورباغه میخواد چکار؟”
“اصل کار برو روست، کچلی زیر موست.”
“اکبر ندهد، خدای اکبر بدهد.”
“اگر بیل‌زنی، باغچه خودت را بیل بزن.”
“اگر برای من آب نداره، برای تو که نان داره.”
“اگر بپوشی رختی، بنشینی به تختی، تازه می‌بینمت بچشم آن وختی.”
“اگه باباشو ندیده بود، ادعای پادشاهی میکرد.”
“اگه پشیمونی شاخ بود، فلانی شاخش بآسمان میرسید.”
“اگه تو مرا عاق کنی، منهم ترا عوق میکنم.”
“اگر جراحی، پیزی خود تو جا بنداز.”
“اگه خدا بخواهد، از نر هم میدهد.”
“اگه خاله‌ام ریش داشت، آقا دائیم بود.”
“اگه خیر داشت، اسمشو می گذاشتند خیرالله.”
“اگر دانی که نان دادن ثواب است — تو خود میخور که بغدادت خرابست.”
“اگه دعای بچه‌ها اثر داشت، یک معلم زنده نمی‌موند.”
“اگه زاغی کنی، روقی کنی، میخورمت.”
“اگه زری بپوشی، اگر اطلس بپوشی، همون کنگر فروشی.”
“اگه علی ساربونه، میدونه شترو کجا بخوابونه.”
“اگه کلاغ جراح بود، ماتحت خودشو بخیه میزد.”
“اگه لالائی بلدی، چرا خوابت نمیبره.”
“اگه لر ببازار نره بازار میگنده.”
“اگه مردی، سر این دسته هونگ ( هاون ) و بشکن.”
“اگه بگه ماست سفیده، من میگم سیاهه.”
“اگه مهمون یکی باشه، صاحبخونه براش گاو می‌کشه.”
“اگه نخوردیم نون گندم، دیدیم دست مردم.”
“اگه نی زنی چرا بابات از حصبه مرد.”
“اگه هفت تا دختر کور داشته باشه، یک‌ساعته شوهر میده.”
“اگه همه گفتند نون و پنیر، تو سرت را بگذار زمین و بمیر.”
“امان از خانه داری، یکی میخری دو تا نداری.”
“امان ازدوغ لیلی، ماستش کم بود آبش خیلی.”
“انگور خوب، نصیب شغال میشه.”
“اوسا علم.” این یکی رو بکش قلم.”
“اولاد، بادام است اولاد اولاد، مغز بادام.”
“اول بچش، بعد بگو بی‌نمکه.”
“اول برادریتو ثابت کن، بعد ادعای ارث و میراث کن.”
“اول بقالی و ماست ترش فروشی.”
“اول پیاله و بد مستی.”
“اول، چاه را بکن، بعد منار را بدزد.”
“ای آقای کمر باریک، کوچه روشن کن و خانه تاریک.”
“این تو بمیری، از آن تو بمیری‌ها نیست.”
“اینجا کاشون نیست که کپه با فعله باشه.”
“این حرفها برای فاطی تنبون نمیشه.”
“این قافله تا به حشر لنگه.”
“اینکه برای من آوردی، ببر برای خاله‌ات.”
“اینو که زائیدی بزرگ کن.”
“این هفت صنار غیر از اون چارده شی است.”
“اینهمه چریدی دنبه‌ات کو؟”
“اینهمه خر هست و ما پیاده میریم.”

ادامه دارد….

[ad_2]

 

حرز امام جواد

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا