جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
صلح امامحسن(ع) و يک تحريف تاريخي
به مناسبت 26 ربيعالاول
صلح امامحسن(ع) و يک تحريف تاريخي
تاريخ در پس حجاب غبارآلود خود حقايقي نهفته دارد که بازکاوي آن، بسياري از سؤالات را پاسخ خواهد داد، 26ربيعالاول سالروز پذيرش صلح امام حسن(ع) در جنگ با معاويه است که نکات و عبرتهاي فراوان سياسي، اجتماعي و فرهنگي را به دنبال دارد.
به گزارش راسخون به نقل از حوزه نیوز، آنچه ميخوانيد نيمنگاهي به تحريف يک قطعه حقيقي از تاريخ است که بعضاً حضرت امام حسن(ع) را در مقابل خدعهها و نيرنگهاي معاويه منفعل تحليل ميکنند، اما واقعيت چيز ديگري است که حجت الاسلام والمسلمين طائب در اين نوشتار گوشهاي از تدبير و هوش امام دوم شيعيان را در سيصد و شصت و دومين شماره از ماهنامه پاسدار اسلام بازگو کرده است.
* ضرورت گذر از ظاهر تاريخ
درتاريخ اسلام، صلحي بين امامحسنمجتبي(ع) و معاويه انجام ميشود. پرسش اساسي اين است که ابتکار صلح از کيست؟ آيا ابتکار از امامحسن مجتبي(ع) است يا از سوي معاويه؟
آيا امام حسن(ع) پذيرنده صلح هستند؟يعني در مقام انفعال واقع شدهاند؟ يا امام حسن(ع) در اين امر فعال هستند و معاويه را به صلح وادار کردند؟ يعني برخورد امام حسن(ع) انفعال نداشتند؛ بلکه کاملا فعال بودهاند؟
اگر ظاهر قضاياي حرکت سپاه امام حسن(ع) و برخورد معاويه را لحاظ کنيم،معاويه ابتکار عمل صلح را برعهده دارد و امام حسن(ع) موضعي انفعالي داشتند. به تعبير ديگر صلح را معاويه بر امام ديکته کرد و امام مجبور به پذيرش صلح تحميلي شدند، زيرا سير حوادث، عليه امام بود. معاويه، عبيدالله بن عباس را با پول خريد، خبر پناهنده شدن اورا در همه جا منتشر کرد، و سپاه امام را سست کردند. از طرفي شايعه پخش کردند که امام بنا دارد در برابر معاويه کوتاه بيايد، و در مدائن به بهانه اينکه چرا شما در برابر معاويه کوتاه ميآييد، شورش راه مياندازند و به امام حسن(ع) حمله ميکنند و ايشان را زخمي ميکنند. اين شورش را معاويه بهراه انداخت و با آن اوضاع سپاه کوفه را هم به هم ريخت و امام حسن(ع) چارهاي نديدند جز اينکه کوتاه بيايند. نتيجه اينکه امام حسن(ع) کاملا در موضع انفعال بودند.
اينرا ظاهر تاريخ به ماميگويد. اما آيا اين ظاهري که از تاريخ به دست ميآيد، تحريف تاريخ و کتمان يک حقيقت نبوده است؟ واقعيت آن است که در تاريخ کتمان شدهاست.
* معاويه طالب جنگ بود
معاويه در طول اين مدت خواستار جنگ بود، حتي در جنگ صفين هم که پيشنهاد صلح مي دهد، تنها به اين دليل است که ميديد درحال غرق شدن است و قرآنها را سر نيزه کرد و فريبکارانه پيشنهاد حکميت و صلح داد و اميرالمومنين(ع) هم تلاش کردند که مردم را آگاه کنند که اين خدعه است نه صلحجويي. در زمان خلافت امام حسن(ع) اين خدعه ادامه داشت و معاويه کماکان بهدنبال جنگ بود، زيرا در موضع قدرت بود و پيشنهاد صلح او تنها براي اين بود که خود را صلحطلب جلوه دهد و امام را جنگطلب، و در اينصورت رفتار خود را توجيه کند. امام حسن(ع) در مقابل نقشه خطرناک او که نتيجهاش نابودي اسلام و نيروهاي وفادار اسلام بود، راه تداوم جنگ را بستند و در حقيقت معاويهرا شکست دادند. معاويه بنا داشت که قضايا را به نفع خود برگرداند و بگويد من بودم که پيشنهاد صلح دادم و امام حسن(ع) مجبور به پذيرش آن شد. اما واقعيت تاريخ آن است که امام حسن(ع) معاويهرا به انفعال وا داشتند. معاويه بنا داشت که در جريان جنگ امام حسن و امامحسين(ع) را به شهادت برساند و کار را به نفع خود تمام کند، اما امام حسن(ع) کار را از دست او خارج کردند و او را در موضع انفعال قرار دادند. اينکه ميگويند که جاسوسان معاويه شايعه صلح را در ميان سپاه امام پخش کردند، درست نيست، بلکه امام به معاويه پيشنهاد ترک جنگ را داد و در اين حالت معاويه را به انفعال وا داشتند، زيرا سپاه معاويه از جنگ خسته بود و ميدانستند که در جنگ دستاوردي نخواهند داشت. در نتيجه معاويه بالاجبار صلح را پذيرفت. يقينا اگر امام در موضع انفعال بودند، معاويه هرگز پيشنهاد امام حسن(ع) را نمي پذيرفت. اين دروغ است که معاويه يک کاغذ سفيد فرستاد و به امام حسن(ع) گفت هرچه ميخواهي در آن بنويس. اين يک نوع آبروسازي براي معاويه در تاريخ است نشان ميدهد که معاويه چگونه به فکر امت اسلام است و در مقابل اميرالمومنين(ع) در جنگ با معاويه به خطا رفت.
*معاويه مجبور به پذيرش صلح شد
پس از شرايطي که امام در صلحنامه گنجاندند و معاويه را مجبور به پذيرش آن کردند، مثل اينکه تو حق نداري بعداز خودت جانشين تعيين کني يا خراج فلان منطقه را در اختيار ما قرار دهي. معاويه را در موضعي قرار داد که يا به آنها عمل کند که اين يعني شکست و نرسيدن به اهداف خود، يا زير پا گذاشتن معاهده صلح و زيرپا رفتن تدين او به دين اسلام. زيرا رعايت پيمان و عهد از نشانه هاي تدين به دين اسلام است «وَ الَّذِينَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ»؛ مؤمنون، آيه 8.
رعايت عهد از نخستين شروط تدين است. فکر نکنيم همه اطرافيان معاويه و مردم شام شرابخور و فاسد بودند.
مثلا ضحاک بن قيس يکي از فرماندهان سپاه معاويه است که اهل نمازشب و دائما روزه است. آنها معاويه را مظهر اسلام و رسولالله در شام ميدانستند و اين صلح او را به چالشي جدي کشيد، اگر به مفاد عهدنامه عمل نکند، در اين صورت، چهرهاش فاش ميشود.
معاويه تحقير اميرالمومنين و امامحسن(ع) را در پيش گرفت تا بتواند بهتدريج زمينه را براي اهداف خود تامين کند، اما به نتيجه رسيد؟ يقينا نه! زيرا اگر رسيده بود، دليل نداشت که امامحسن(ع) را به شهادت برساند. آري اگر کار معاويه و امام با جنگ تمام ميشد، امامحسن و امام حسين(ع) به شهادت ميرسيدند و سازمان شيعي متلاشي ميشد و معاويه حاکم بلا منازع دنياي اسلام ميشد و عهد جاهلي را تجديد ميکرد و اسلام را نابود ميکرد. اما با اين صلح، معاويه به اهداف خود نرسيد و در مقابل، امام سازمان شيعه را تجديد کردند تا جايي که اين سازمان به رهبري امامحسين(ع) در برابر نفاق خطرناک يزيد ايستاد و حماسه عاشورا به راه افتاد و براي هميشه اسلام را بيمه کرد.
*ديگر مطالب پاسدار اسلام
«آيندهنگري و آرمان خواهي»، «انسان صندوق اسرار الهي»، »مانند ظروف بلورين شسته شفاف باشيد»، «آنها که شقاوت را انتخاب ميکنند»، «مشکل علوم انساني فقط کتاب و درس نيست؛ استاد هم هست»، »دانشگاه طراز اول انقلاب اسلامي؛ دانشگاه تمدن ساز»، «شوراي نگهبان مرجع اصلي تضمين سلامت انتخابات و پاسداري از راي مردم است»، «دفاع از پاسداران مردمسالاري ديني، تاملي بر چيستي و چرائي نظارت استصوابي»، «آشنايي با قوه مقننه در جمهوري اسلامي ايران»، «چرا خيزشهاي اخير از انقلاب اسلامي ايران الگو گرفتند؟»، «اگر امريکا در سوريه پيروز شود،انقلابهاي منطقه را محدود خواهد کرد»، «آينده قدرت؛ بازنمايي پنهان زوال امپراطوري آمريکا» و «بيت الغزل» ميباشد.
سيصد و شصت و دومين شماره ماهنامه «پاسدار اسلام» به صاحبامتيازي دفتر تبليغات اسلامي حوزه، و مدير مسئولي حجتالاسلام والمسلمين محمدحسن رحيميان در 48صفحه و با قيمت يکهزار تومان منتشر شده است
[ad_2]





