[برای مشاهده لینک ها باید عضو انجمن های گفتگوی مذهبی نورآسمان باشید . برای عضویت در نورآسمان اینجا کلیک کنید….] باران ببار که دل ما گرفته است…می خواستم فضارو عوض کنم.اما ،دل رخصت نداد و نشد…هنوز هم حرف دلتنگیه … شاید جنوب بهانه ای بود برای یاد کردن از شهید و شهادت.که یادش فقط مال دیروزها نیست،مال هرروزه… حرف همیشه است .حتما شنیدی که شهید زنده است.
آدرس بدم؟آیه ی169 سوره آل عمران
ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون



نمی دونم حس کردی یا نه!زنده بودنش رو ..نفس کشیدنش..خنده هاش..گریه هاش
خواستم راز دلم پیش خودم باشد و بس…در می خانه گشودند و چنین غوغا شد

تا اینجا رو گفتم و الباقی…بماند.تصمیم دارم از شهدا بنویسم و از مرامشون.هرچند مختصر.ممکنه پشت سر هم نشه اما سعیمو می کنم .
یا حسین



نام: سردار شهید غلامحسین افشردی
معروف به:حسن باقری
یادگاری شهید:امام صادق علیه السلام اشاره که می کرد اصحابش از قبیل “هارون مکی”می رفتند توی تنور داغ.بسیجی ها هم این جوری اند،اینها پدیده ی جدید خلقت اند.
از زبان همرزم شهید‌،سردار فتح الله جعفری : ارتباطمان با حسن باقری دو گونه بود ، یکی ارتباط عاطفی بود که حسن با همه داشت،یکی دیگر ارتباط کاری.من تلاشم بر این بود که در ماموریتها با حسن بروم.چون از نظر مسائل تربیتی و اخلاقی خیلی برایم تاثیر گذار بود. حسن خیلی اطلاعات داشت،وقتی باهاش حرف می زدی ،در هر لحظه از او اطلاعات می گرفتی .چیز یاد می گرفتی هم نظامی ،هم اخلاقی ،توی هر زمینه ای
.
دیگران را نسبت به خودش ترجیح می داد.ما که هم ردیف ایشان نبودیم.زیر دستشان بودیم.همین نوع برخوردش با زیر دستها کم کم روی ما تاثیر گذاشت.یعنی آن چیزی را که باید به ما نصیحت می کرد ،در عمل می گفت.این برخورد باعث می شد جاذبه ای بین افراد بوجود بیاورد،هم تیزهوش بود هم پرکار.علت موفقیت حسن در جنگ اطلاعات بود.حسن دشمن را پیش بینی می کرد.اطلاعات داشت و می گذاشت کنار همدیگر.



حالا که خوندی شهیدرو با این حدیث بسنج.. امام صادق(ع) فرمودند: مردم را با غیر زبانتان(یعنی با کردارتان)بخوانید تا از شما پارسایی و کوشش و نماز و خوبی را ببینند.زیرا این امور آنان را (بسوی حق)فرا می خواند.کتاب جهادالنفس وسائل الشیعه-حدیث195