با سلام
در اين تايپيک شعر هايي قرار داده ميشن که موضوعشون درباره ارزش زن، دختر، حجاب و … باشه
……………..
اولين شعر:
اينچنين پرده برانداخته اي يعني چه؟————- موي خود بر كمر انداخته اي يعني چه؟
باورت نيست كه زن حجب و حيا مي خواهد؟—- دامني پاك چو گل هاي خدا مي خواهد؟
گوهري كه صدفش نيست، شود سرگردان —— صيد گردد به كف و توطئه ي دلالان
بي حجابي هنري نيست، شوي بي فرهنگ—- عاقبت بر چمن بي هنران بارد ننگ
عاري از جامه بگويد چه كتابي دارد؟————- قامت لخت، قيامت چه جوابي دارد؟
سفره ي تن ز چه روباز نمودي اي زن؟———- ز چه تقديم نمائي به شغال آن دامن؟
چيست آشغال فرنگي به لبت مي مالي؟——- ز چه تقليد كني از مدل تو خالي؟
تو مگر حجره زدي ، گوشت فروشي داري؟—— ز بنا گوش چه بر رهگذران مي كاري؟
ساق پاهاي تو حراج چرا گرديده؟—————- چشم ناپاك ز آرنج فراتر ديده
خشكسالي مگر از پارچه ي مانتو خورده؟——- يا كه خياط زبهر كفن خود برده؟
يقه ي مانتو چرا پنجره اش باز آمد؟————– مرمر سينه مگر مايل پرواز آمد؟
پاچه ورمال شدي خشت مگر مي مالي؟——– يا به بازار محبت به پي دلالي؟
اينكه امروز جواني و كني بد مستي————- ته آزاد رهت هست عذاب و پستي
رخ زيبا كه نيازش به گريسكاري نيست———- مصرف روژ و گريس عاقبتش بيماريست
گوهري باش ولي در صدف و پوشيده———— زرشناس آيد و جايت بدهد بر ديده
گُل خلقت، شرف خويش به حراج مده———– به گرازي كه كمين كرده به تاراج مده
هدفِ خلقتِ سركاره هوسبازي نيست———- به خدا خالق از اين بندگي ات راضي نيست
تو مگر سكه ي خواري كه به ره افتادي؟——— يا مگر كمتر از آن باميه ي قنادي؟
باميه، روي بپوشيده ز آفات و مگس————- تو چرا لخت شدي در پي شيطان هوس؟
كمكمك پرده دريدن ز تن گل آمد—————– هدف(يهود و صهيون) به تكامل آمد
آنچه شد بر همگان مايه ي رنج و حيرت——— اينكه فرهنگ در اين جامعه شد بي غيرت
هر چه ما مي كشيم از پوچي فرهنگ آمد—— بر سر سرو اصالت ز هوا سنگ آمد