جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
شعری از سعید حدادیان درباره مدرسه و رمالی و… بانک بی اختلاس!
سعید حدادیان، مداح اهل بیت که از شعرای معاصر نیز به حساب می آید به تازگی شعری بلند در رابطه با سیر تاریخی چند سال گذشته سروده است.
او این شعر را به دختر کوچکش تقدیم کرده است که در حال حاضر دانش آموز است. حدادیان در همین رابطه گفت: « دختر کوچکم وقتی نخستین نمره 20 مدرسه خود را گرفته بود من قرار بود آن را امضا کنم. وقتی امضا کردم، یاد دوران گذشته خودم افتادم و این شعر را سرودم. قصد هم بر این بود که آن را در مهر و به مناسبت بازگشایی مدراس را منتشر کنم اما از آنجا که بازگشایی مدارس با هفته دفاع مقدس تقارن داشت انتشار آن را به آستانه روز 13 آبان موکول کردم. »
********************
شوق کودکانهباز دل تنگ زنگ مدرسه ام
دنگ دنگی که می شود پر و بالحسرت مشق های ننوشته،
لذت بیست های اول سالمزه ی تلخ ترکه های انار
مزه ی ترش زال زالک کالخنکای نسیم اول صبح
پر کشیدن در آسمان خیالکیف وکفشی که آرزویم بود
نرسیدم به آرزوی محالهم نوا با اذان صبح شدن
ذکر بی بی و عطر احمد و آلبا سماور چهار قل خواندن
صبح دم شکر قادر متعالاول صبح، دوری از مادر
زنگ آخر ترانه های وصالآبرنگی که باز هم گم شد
بین نقاشی از جنوب و شمالقصه ی جنگ رستم و سهراب
داستان قشنگ رستم و زالقصه ی بوسه های شیطانی
قصه آن دو مار خوش خط و خالقصه لاک پشت و مرغابی
می توان پر کشید بی پر وبالقصه های کلیله و دمنه
مکر روباه و حیله های شغالشب باران صدای چکه سقف
صبح برفی بدون چکمه و شالآش شلغم، بخور بابونه
چه نیازی به دکتر اطفالشب چله، هوای کرسی داغ
همه بی غل و غش، همه خوشحالدست مادر بزرگ حافظ بود
تا برای همه بگیرد فالقصه غصه ی عمو نوروز
ننه سرما و خواب آخر سالشوق عیدی گرفتن از بابا
ناگهان یا « محول الاحوال »جای ماهی سفید در حلقوم
تیغ ماه کفور بود و کفالنرود از مشام جان هرگز
بوی بابا و عطر نان حلالآب و نان مرا به سختی داد
تا رسیدم به درس صفحه ی دالچند روزی شدم کمک خرجش
تق و تق می کند هنوز بلالبانک بی اختلاس من قلک
سرفه ی سکه از گلوی سفالپول مشهد تهیه شد آخر
عمر بی بی ولی نداد مجالدوره شام های نان و پنیر
دوره نان بربری دو ریالدوره یک قران و ده شاهی
عهد یک سیر شانزده مثقالسر سفره نگاه کارد، پنیر
باز دعوای قاشق و چنگالهر کسی صبح زود تر می رفت
بود خوشتیپ خانه بی جنجالیاد روزی که مثل اعیان ها
دل ما هم خنک شد از یخچالیاد روزی که چشم ما وا شد
به تماشای اولین سریالقصه عشق کودکانه ی من
گل نسرین باغ مش اسمالناگهان زیر چرخ یک نیسان
شد گل آرزوی من پامالشعر های فروغ فرخزاد
در کنار نوشته های جلالطنز های عبید هم دیگر
از رخ من نبرد گرد ملالتا پلیس محله مسجد بود
دزد ایمان ما نشد رمالقصه صبح جمعه، مهدیه
روضه کافی و اذان بلالشب قدر و قرائت قرآن
عالمی داشتم برای مثال،دل بی دست و پای من لرزید
از تماشای سوره ی زلزالپشت بام و نسیم بازیگوش
رویت ماه اول شوالطعنه می زد به روی ماه تمام
از لب حوض، خنده های هلالحوض آبی و ماهی قرمز
عشق پیروزی، عشق استقلالدست یک جا شکست، پا یک جا
بازی فوتبال و بسکتبالبا پنالتی دقیقه ی آخر
تیم ما باخت از بد اقبالمش غضنفر که از فرنگ آمد
ما آنرمال شدیم و او نرمالپسر او به جای آمریکا
سر در آورده بود از سنگالاز عنایات دوستی ناباب
پسر مش کریم شد اغفالمزد از دیدن طلبکاران
گاهگاهی لب پدر تبخالهفته ها زیر منت قصاب
چوب خط همه بدین منوالنسیه می داد و ورشکست نشد
پیر اهل محل نبی بقالروزی از مدرسه که برگشتم
کسی از من نکرد استقبالتک درخت کنار خانه شکست
نکند مادرم ؟… زبانم لال!دیگر آن شوق کودکانه گذشت
آه از روزگار رو به زوال***
ای دل ، ای دل ، دل شکسته مسوز
ای دل ، ای دل ، دل شکسته منالآسمان از ولایت مولا (ع )
داد سهم مرا تمام و کمالپدرم نوکر امام حسین(ع )
مادرم عاشق محمد و آل(ص )یاد آن روضه های هر هفته
عطر عود و تبسم تمثالبا صدای گرفته مرشد
باز می شد همیشه راه وصالخیمه بچه ها غریبِ غریب
چشمه ی اشک ما زلالِ زلالدر هیاهوی ظهر عاشورا
کشته می داد روضه ی گودالقصه ی انقلاب و قصه جنگ
کرد خوبان قصه را غربالسینه سرخان مسجدی رفتند
تا فراسوی آسمان خیالرنگ دشمن سفید شد چون گچ
روی ظالم سیاه مثل ذغالدوستانم شهید گم نام اند
نام من شد بسیجی فعالسال ها رفت و پای درس حساب
کسی از حال ما نکرد سوال!
منبع: فــــردا
[ad_2]

او این شعر را به دختر کوچکش تقدیم کرده است که در حال حاضر دانش آموز است. حدادیان در همین رابطه گفت: « دختر کوچکم وقتی نخستین نمره 20 مدرسه خود را گرفته بود من قرار بود آن را امضا کنم. وقتی امضا کردم، یاد دوران گذشته خودم افتادم و این شعر را سرودم. قصد هم بر این بود که آن را در مهر و به مناسبت بازگشایی مدراس را منتشر کنم اما از آنجا که بازگشایی مدارس با هفته دفاع مقدس تقارن داشت انتشار آن را به آستانه روز 13 آبان موکول کردم. » 


