جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
شاه سگش را برد اما هویدا را نبرد
بی وفایی طواغیت و دیکتاتورها به نوکران خود در طول تاریخ عبرت آموز است. سرنوشت امیرعباس هویدا نخست وزیر رژیم پهلوی در این باره عبرت آموز است.
به گزارش کیهان، این روزها که آمریکا و دولت های غربی نوکرانی چون دیکتاتورهای مصر و تونس را تنها گذاشته اند، اشاره به سرنوشت هویدا جالب توجه است.
امیرعباس هویدا به اعتبار چاکرمآبی بی اندازه و افراطی، به مدت ۱۳ سال نخست وزیر محمدرضا پهلوی بود. او همان کسی است که در دوره صدارتش و با توطئه آمریکا و انگلیس، بحرین از قلمرو ایران جدا شد.
عباس میلانی از عناصر ضدانقلاب فراری که کتابی در ستایش و تمجیدهای نچسب نسبت به هویدا نوشته، اذعان می کند که برای شاه، سگش بیش از نخست وزیر ۱۳ ساله ارزش داشت. او در این کتاب اعتراف می کند: هشتم فروردین ۵۸ بود. حدود شش ماه از آغاز دوران زندان هویدا می گذشت. هفدهم آبان ۱۳۵۷، شاه به امید تطمیع موج فزاینده انقلاب، به بازداشت هویدا فرمان داد. اما آن موج، تطمیع پذیر نبود. دیری نپایید که در ۲۶ دی ماه ۱۳۵۷ شاه و خاندان سلطنتی از ایران گریختند. امید واقع بینانه بازگشتی هم در کار نبود. در عین این که بسیاری از مایملک شخصی خویش، از جمله سگ سلطنتی را با هواپیما به همراه بردند، اما هویدا را که به مدت سیزده سال نخست وزیر معتمد شاه بود، در ایران واگذاشتند.
هویدا محاکمه و اعدام شد. اتفاق مشابهی در عراق افتاد و صدام پس از محاکمه اعدام گردید. محمدرضا پهلوی هم اگرچه از پنجه ملت انقلابی ایران گریخت اما دست تقدیر بر آن بود که وی ماه های آخر زندگی خود را با فلاکت و در به دری بگذراند در حالی که اربابان وی هیچکدام حاضر نبودند محمدرضا پهلوی را در خاک خود جای بدهند. انورسادات دیکتاتور مصر تنها هم درد شاه مخلوع بود که مدتی بعد به تیر انتقام خالداسلامبولی به هلاکت رسید.شفاف
[ad_2]




