سفیهان از منظر قرآن چه کسانی هستند؟



قرآن کریم، چند گروه، را احمق می‌داند.

وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَکُمُ، «سوره نساء آیه 5»

اموال خود را به سفیهان و کم‌خردان ندهید در روایتی، ذیل این آیه آمده است منظور از سفیهان، شراب‌نوشان هستند.

شراب‌نوشان سفیه هستند و به تصریح قرآن فرد، شراب‌نوش، کم‌خرد و سفیه است، کسی که شراب می‌نوشد، چراغ عقل خود را خاموش می‌کند، مانند این که کسی شب در حال رانندگی چراغ خودروی خود را خاموش کند.

اسماعیل فرزند امام صادق‌(ع) به پدرش عرض کرد: آیا اجازه می‌دهید مال خود را به تاجری برای تجارت بدهم که فقط عیب شراب‌نوشی دارد؟ حضرت اجازه ندادند، اما اسماعیل مال خود را به این تاجر شراب‌خور داد، او مال را گرفت و تمامی آن را خورد، امام صادق‌(ع) فرزندش اسماعیل را دیدند که به سختی گریه می‌کند حضرت فرمودند: تقصیر خودت است، زیرا قرآن می‌فرماید: اموال خود را به سفیهان ندهید«ولا توتوا السفهاء اموالکم»

مصداق دوم سفیهان
دومین مورد از مصادیق سفیهان، کسانی هستند که از دین الهی سرپیچی کردند، قرآن می‌فرماید« وَ مَنْ یَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْراهیمَ إِلاَّ مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ وَ لَقَدِ اصْطَفَیْناهُ فِی الدُّنْیا وَ إِنَّهُ فِی الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحینَ»، «سوره بقره، آیه 130»، جزء افراد سفیه و نادان، کسی است که از آیین ابراهیم، روی‌گردان خواهد شد…؟!

منافقان سومین مصداق، سفیهان می‌باشند

خداوند می‌فرماید: «أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ وَ لکِنْ لا یَعْلَمُون».

منافقان می‌گویند: آیا همچون ابلهان ایمان بیاوریم؟ بدانید این‌ها، همان سفیهان هستند ولی نمی‌دانند.

در روایت آمده است: أَحْمَقُ النَّاسِ مَنْ ظَنَّ أَنَّهُ أَعْقَلُ النَّاس، تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص: 77

احمق و سفیه، کسی است که گمان می‌کند عاقل‌ترین مردم است.

نشانه‌های احمق
در روایت دیگری آمده است، حماقت هر کسی در سه چیز شناخته می‌شود، سخن گفتن در موردی که به کار او نمی‌آید، استاد ما روزی گفتند: یکی از علما از کسی سوال کرده بود، «این اتاق مال کیست؟» و بعداً سه روز به خاطر این سؤال روزه گرفته بود. از او سوال کردند چرا؟ گفته بود؛ زیرا این سوال من، موردی نداشت و به من مربوط نمی‌شد.

شخصی می‌گفت: از یک طلبه آفریقایی سوال کردم، پدر شما در آفریقا چه کاره است؟ به من گفت؛ برای شما چه سودی دارد که پدر من در آنجا، ماست می‌فروشد یا کشک.

لذا دخالت در اموری که مربوط به انسان نمی‌شود و ثمره و بهره‌ای برای او ندارد، را نباید سئوال کرد.

دومین نشانه سفیه بودن در این روایت، آن است به چیزی جواب بدهد که از او سوال نشده است و نشانه سوم سفیهان نیز شجاعت بی‌دلیل از خود نشان دادن است، یعنی در مواردی که نیاز به تفکر، تأمل و آرامش وجود دارد، بدون درنظرگرفتن بسیاری از مسائل دیگر، شجاعت خود را به رخ‌ دیگران می‌کشد. این امر نشانه حماقت اوست که آثار بد اجتماعی و فردی بسیاری دارد.

فرار حضرت عیسی از احمق
حضرت عیسی (ع) با شتاب به سوی کوهی می‌گریخت. شخصی او را در آن حال دید، به او گفت: با این سرعت کجا فرار می کنی؟ من که پشت سر تو، نه شیری می‌بینیم و نه دشمنی! حضرت عیسی (ع) به او گفت: من از دست آدم‌های احمق فرار می‌کنم. آن شخص کنجکاو می‌پرسید: مگر تو آن همه کور و عاجز و بیمار را شفا نداده‌ای؟ و مگر تو نبودی که آن همه معجزه جاری ساختی که چشم همگان مات و متحیر ماند؟ حال که این همه قدرت داری، پس احمق‌ها را هم عاقل کن. آن حضرت گفت: آری من با دم گرم الهی خود حتی به مردگان روح و حیات بخشیدم، اما با این که بارها و بارها به اندرز آدم‌های احمق پرداخته‌ام، مواعظ من هیچ تأثیری در آنها نبخشیده است.



منبع» خبرگزاری شبستان